سلاممممممممم سلام سلام سلاااااااممم
چطوریییییییییینننن؟؟
چه خبررررررررررر ؟؟
وای میدونم که تا عنوانو دیدین ذوق مرگ شدین از بازگشتم !! ![]()
وای باورم نمیشههههه ! بالاخره بعد از مدت ها یه سوژه واسه آپ پیدا کردم![]()
مدرسه که نمیرین ؟؟
من که از از شنبه نرفتم ... هرچند شیطونک و وروجک شنبه رو رفتم ... شیطونک امروزم رفت ..
خوب خوب خوب با توجه به اینکه وروجک جون از رپ و اینا تو پستشون گفتن من هم گفتم یه مطلب
بزارم واسه اونایی که میخوان رپر بشن!!خیلی جالبه و باحاله من که باهاش کلی حال کردم![]()
يکي از اين پديده هاي تازه وارد سبک موسيقي رپه.رپ تو زادگاه خودش يعني کوچه پس کوچه هاي تاريک شهر نيويورک به cnn سياه ها معروفه چون سياه پوست ها از رپ به عنوان يه ابزار براي گفتن مشکلات خودشون استفاده مي کنند.
بي خيال اين روزا همه رپ مي خونن شما چطور؟
اگه شما هم مي خواي رپر شي بايد به اين دستورالعمل عمل کني شايد يه روز تونستي با ياس هم feat کني!
فاز اول(مقدمات رپ خوندن)
1-مرحله ي اول رپر شدن گوش کردن چند تا آهنگ تو اين مرحله گوش کردن آهنگ هاي ياس يا زدبازي
لطفا اول کار از گوش کردن آهنگاي خارجي به شدت پرهيز کنيد چون به غير از گيج شدن از شنيدن يه
2-مرحله ي دوم اينه که بايد حداقل چند شب رو تو خيابون ها خوابيده باشي.بالاخره شما که نمي خواي
دليل ديگه ي اين کار اينه که اگه ايشالا بعدا خواستي آهنگ اجتماعي بخوني حداقل حرفت راست باشه
فاز دوم(آماده سازي)
3-شما بايد استايل خودتون رو انتخاب کنيد. يا لباس گشاد به سبک رپر هاي آمريکايي يا لباس مانکني و
4-مهمترين بخش انتخاب يه اسم درست درمونه. اين اسم مي تونه مرکب باشه يعني بخش اول اسم
5-حالا تمام عزم خود رو براي کش رفتن يه بيت درست و درمون جزم کنيد. بيت هاي 50CENT يا 2pac به
تکست هرچي مزخرف تر باشه بهتر(ر.ک تکست هاي آهنگ هاي ساسي مانکن) از هرچي دم دستتون
6-حالا يه استئديئ خوب پيدا کنيد تا بتونيد استعداد خودتون رو تو اون شکوفا کنيد. اگه هيچ استوديويي
7-تو آهنگاي اولتون سعي کنيد يکم بيشتر پول خرج کنيد و با يه رپر يه کم مشهور تر feat کنيد. تو اين
8-بهتون تبريک مي گم شما اولين آهنگتون رو فرستادي صفحه اول سايت رپفا!
فاز سوم(مراحل حرفه اي کار)
9-تو دو سه تا آهنگ بعدي هم سعي کن آويزون يه نفر بشي و باهاش بخوني اين جوري بهتره بيشتر
10-حالا که يکم سرشناس شدي راه خودت رو مشخص کن ببين مي خواي چي بخوني: اجتماعي يا
11-حالا وقتشه بايد شجاعت به خرج بدي و اولين آهگ مستقل خودت رو بدي بيرون.اين يه ريسکه يا بين
12-تو آهنگا از ديس کردن رپر هاي ديگه به شدت پرهيز کن چون اولا ديگه ديس کردن قديمي شده .
13-يه مدتي آهنگ نخون اين جوري معروفيتت بيشتر مي شه(ر.ک حسين ابليس يا فلاکت)
14-حالا بايد با برو بکس محلتون يا بکس فاميل يه گروه تشکيل بديد اسمش هم هرچي خواستي مي
خوب حالا هرکی میخواد رپر بشه .... میتونه از همین حالا شروع کنه ![]()
![]()
من پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم به همتون
امیدوارم سال خوب خوشیو داشته باشین![]()
بای بای![]()
![]()
![]()
سلام بر همگی....آخ آخ آخ....باشه بابا ولم کن دیگه اینقدر فشارم نده..می دونم از دیدنم خیلی خوشحالی...ول کن حالا...اه....باشه باشه..دفعه ی بعد اینقدر در نگرانی نمی ذارمت...ول میکنی یا بزنم فکتو له کنم؟؟؟
سلام بر همگی..حالتون خوبه؟دماغتون چاقه؟...ای من از این مدل سلام کردن حالم بهم می خوره ![]()
چه خبرا؟چیکارا می کنین با غم هجران من؟
می دونم که خیلی سخت بوده..اشکالی نداره پیش میاد
حالا من مطلب درست و حسابی داسه آپ ندارم که خودتون به کوچیکی خودتون ببخشین!!
حالا در این بخش من براتون بیوگرافی ساسی مانکنو می ذارم برین حالشو نبرین![]()
ساسان معروف به ساسی مانکن 21 سالشه و متولد 20 آبان سال 1365 میباشد
دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه نبوی قزوین میباشد و اصالتا بچه اهوازه
نظرش هم در مورد رپ فارسی اینه که رپ فارسی خوبه حال میده
غذای مورد علاقش قرمه سبزی
تیم مورد علاقش استقلال
رنگ مورد علاقش آبی
از علی نصیریان و مهناز هم خوشش میاد
بهترین آهنگی که خوندی کدوم بوده گفت : آهنگ حالا برقص
اینم آیدی ساسان : sasy_mankan021
اسمش ساسان هست...فامیلیش حیدری...لقبش رو هم که همه میدونن:ساسی مانکن...
بیوگرافی ساسی مانکن
الان دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هست...۲۱ سالشه...
رپ خوندن رو از ۱۷ سالگی شروع کرده و استارت کار حرفه ایش با آهنگ مغرور نیستم بوده...حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین...به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده...
خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره...رنگ مورد علاقش آبی کمرنگ هست...
در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد...
نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!!
بله...از زیر زبون این آقا ساسان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم...اول از همه گفت پگاه...انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست...بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم...
وای وای وای....بیچاره چه خوش اشتهاست..آخی![]()
بابای![]()
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
خوبین؟
دلم تنگ شده بود زیادتا...
اما حوصله نداشتم آپ کنم با اجازتون!
آخرین پستم مال اوایل سال تحصیلیه فک کنم!
امروز تولد داداشم بود...۱۰ سالش تموم شد....تولد که نه!۱۰۰ رحمت به میدون جنگ...خونه رو گذاشتن
رو سرشون....سرسام گرفتم...این پسرا هم عجب موجودات عجیب الخلقه ای تشریف دارن!!!!!
تو تولدش هی میخواست همه رو ساکت کنه اونوقت تو خونه واسه من قلدری میکنه!!!
امروز تو مدرسه نشسته بودیم رو زمین.زنگ تفریح بود. بعدش که زنگ کلاس خورد ما محل نذاشتیم و
همچنان داشتیم حرف میزدیم...بعد ناظم محترممون از پنجره ی دفتر تو بلندگو داد زد که: .......(فامیل
یکی از بچه ها رو گفت!) و گروهش! یالا برید کلاس!!!!!!!!!!!![]()
![]()
دیگه ما هی مسخره میکردیم میگفتیم یوگی و دوستان!!!!!!!
اینم از خاطرات امروز!
تازه ۱۵ روز دیگه سال تموم میشه...به قول یارو : بهاره ...بهاره ...دلم آروم نداره. ..بهاره ... بهاره... خزون
شهر ما با تو بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره....باورم نمیشه آخه...نمیدونم مسال زود گذشت یا نه...اما در
هر صورت باورم نمیشه که اتفاقاتی رو که به نظر چند روز پیش پیش اومده حدود ۱ سال پیش اتفاق
افتادن...امسال خاطرات خوب و بد زیاد داشت واسه من...خدارو شکر بیشترش خوب بود...اما من
عاشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق ۳ ماه اولش بودم به خیلی دلایل![]()
![]()
...و نسبتا متنفر از
این ۶ ماه آخرش که تو مدرسه ها بود...
نه به خاطر خود مدرسه....به خاطر شرایط امسال...
واسه عید هیچـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نخریدم هنوز...فقط ۱ مانتو...همین و بس...گوشی هم قراره
بگیرم تازه... n85 احتمالا....تازه...تازه...گوشیه مامانمو انداختم تو سوپ
!(عمدی نبود به جان خودم!
) بعد پکید!!!!!!!!
افتخار میکنین بهم...الان دارین کف میزنین...میدونم....![]()
تقصیر من چیه
خب...آخه گوشی هم اینقدر سوسول...
این پست میخوام یه سوال بذارم.لطفا همه نظر بدین و تو نظراتون به سوالام جواب بدین.
۱.
نظرتون راجع به امسال چی بود؟ از این که داره تموم میشه چه احساسی دارین؟اتفاقی بود که امسالو
درنظرتون بهترین یا بدترین سال عمرتون بکنه؟؟
۲.
خرید عید کردین؟نظرتون راجع به جنسای تو بازار چی بود؟
خب دیگه.به قول دبیر زبان فارسیمون قبلا از نظر دادن و همچنین جواب دادن به سوالم از شما سپاس
گذاری میکنم....![]()
وقتی اینو گفت یکی از بچه ها گفت خانوم این قلبا بوده نه قبلا!!!!!!!!! آخه یعنی چی قبلا سپاس گذاری
میکنم؟![]()
![]()
واقعا به هوش سرشار این بشر افتخار میکنم من...![]()
خب دیگه. زیادیتون میشه.
خوش بگذره
پ/ن: از کلیه ی نویسندگان محترم خواهشمندم در هر پست بیش از ۳ نظر نیفکنند.برای جواب دادن
به نظرات دیگران قسمت مخصوصی وجود دارد.پس لطفا بی جنبگی ممنوع!!!!!!!!!!!
چون واقعا مایه ی ضایگی است که نصف نظرات متعلق به خودمان باشد.در صورت لزوم نظر خود را
ویرایش بفرمایید!
اصولا از آدمى كه يه هفته منهاى يه روز مدرسه نرفته باشه، به علت طراوت بيش از اندازه دلچسب هوا پاهاشو از خونه بيرون نذاشته باشه، و در ابتداى يه هفته ى تحصيلى با مخلفات "از دماغ بيرون كشيدن عصاره ى تعطيلات به طرز فجيع" و "رو اعصاب راه رفتن با اين جملات كه حسابى خوردين و خوابيدين پس بايد اندازه همه اجداد محيى و مميتت درس پس بدين" و بدتر از همه ظاهر شدن دبير محترم زبان فارسي جلوى چشم به صورت اجل معلق كه مى گه: " جمع كن اين جمله بندى رو...." خب خلاصه، از اين آدم چه انتظارى ميشه داشت؟
.....اينكه سرشو بكوبه به نزديكترين ديوار؟!
(متاسفانه اسمايل "سرشو بكوبه به نزديكترين ديوار" پيدا نكرديم، به جاش واستون گاو گذاشتيم حالشو ببرين!)
.....اينكه دهنشو باز كنه و زمين و زمان رو مورد عنايت يه فقره "سرويس اساسى" قرار بده؟!
.....اينكه خودكشي كنه؟!
......اينكه متنبه بشه و توبه كنه، بعد هم براى قبل از عيد و بعد از عيد و حين عيدش برنامه ريزى تحصيلي كنه؟!
.....روانى بشه بيفته گوشه تيمارستان؟!
.....يا شايدم زير فشار اين همه مشكل له بشه؟!
(واقعا هم چه فشارى وارد مى كنه به آم يه هفته تعطيلى!)
اما نه عزيزان من، ماجرا ساده تر از اين حرفاست. (اوه مامانم اينا!!) در اين حالت اين آدم دچار "اختلال خواب" ميشه!
به صورتى كه ساعت ۳ بعد نصفه شب ميشينه چرت و پرت مى نويسه در حالى كه بايد مثل بچه آدم (بلانسبت البته) مطالعاتشو خونده باشه، مسواكشو زده باشه و كپه شو گذاشته باشه خبر مرگش!!!!
ابتدا در راستاى جنسيت ستيزى شديد ديگر نويسندگان وب (كه خدايى در جاى جاى پستها مشهوده) يه مقايسه واستون ميذارم بين:
نمايى از ميز پى.سى و اتاق كار دخترا:

و مال پسرا....:

و مال خودم.....: ![]()

حالا خودتون جنسيت منو مشخص كنين!
مى دونم خيلى بى مزه بود، بريم قسمت بعدى:
اينا يه سرى جوك هستن كه به نظر من خيلى بامزه ن و من پايه ام باشون تا صبح بخندم اما به نظر ديگران بى مزه ن. اما خب چون اينجا نظر من مهمه مى نويسمشون: 
به یارو ميگن : لپ لپ می خری ؟ ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره ؟ ميگه فكر نمی كنم ، من لپ لپ رو واسه كيفيتش می خرم !!!
می دونيد سريعترين راه به چنگ آوردن قلب يک مرد چيه ؟ پاره کردن سينه اش با يک کارد آشپزخانه !
معلم : بگو ببينم ، تيمور لنگ چه طور به حكومت رسيد ؟ دانش آموز : آقا اجازه، لنگ لنگان 
واى من عاشق اين جوكم:
تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!
اينم از اون جوكاييه كه به نظر من خيلى خنده داره اما به نظر بقيه نه:
يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!
ورژن بامزه ترش:
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! به سوال بيستم كه مى رسه ميگه: اه، خسته شدم، پس چند كويته؟
تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِري
ه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟
يعنى فقط پايه ى اينم ها:
تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
با اينم خيلى حال مى كنم:
عربه زيادى نخود مى خورده، سرطان گوز مى گيره!
اينم كه اند طنز موقعيته:
دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميكنند!
اولين بار كه اينو خوندم از شدت خنده داشتم خفه مى شدم. هيچ وقت يادم نميره:
تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!
تركه ادعای پیغمبری میكنه . بهش میگن خوب كتابت كو ؟ میگه ، فعلا جزوه میگم بنویسید تا بعد ...!!!
يه تركه موبايل ّاسم نويسي ميكنه!بعد ميگه خدا كنه نوكيا در بياد.
تست کنکور تو شهر غضنفر اینا:
دو طفلان مسلم چند نفر بودند و اسم پدرشون چی بود؟
به لره مي گن عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟
مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه میخوان اونا رو صادر کنن
خبرنگار: برای محرم امسال چه برنامه ای دارید ؟
ترکه: ما امسال 10 تا کتل اضافه می کنیم، 15 تا پرچم، 150 تا زنجیر، 12 تا قمه، با 40 نفر زنجیرزن جدید. در مجموع انشاالله امسال دیگه پدر یزید در میاد!
به غضنفر ميگن فهميدي زلزله اومد ! مي گه نه من روم اونور بود !
به غضنفر مي گن از چه لبي خوشت مياد ؟ ميگه از لب جوب
به غضنفر ميگن با ريسمان جمله بساز... مي گه مي تونم انگليسى بگم؟ مي گن: بابا ايول بگو.. غضنفر مي گه:نو ريسمان تو پيجينگ
حیف نان و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر می گیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید! حیف نان میگه: مگه خودت نمی خوای بیای؟
غضنفر کارخونه ی سوسيس کالباس ميزن ، رو بسته بندي محصولاتش مينويسه تهيه شده از گاو تازه
دانشمند ترک يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند
تهرانيه تو حج ,پرده كعبه رو گرفته بود مي گفت خدايا توبه ديگه براي ترکا جک نمي سازم يه ترکه زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم وره؟ تهرانيه داد ميزنه خدايا خاطره که مي تونم تعريف کنم؟
به بنده خدا ميگن: سبز ليمويي رو توصيف كن. ميگه: شما آبي آسماني رو در نظر بگير، جيش كن توش!
به حیف نون یه اتوبوس می دن می گن اینو پارکش کن. می ره صندلی هاشو درمیاره به جاش درخت می کاره!
حیف نون تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد!
يك ترك را چگونه براي هميشه ميشود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مينويسم: «لطفاً بچرخانيد»
حیف نون ميره خواستگاری، بابای عروس بهش ميگه اون گلی که زدی به يقت خارش اذيتت نمي کنه؟ حیف نون ميگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو شلوارمه خیلی اذیتم می کنه!
تركه ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! تركه ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟
به تركه ميگن با مايلي كهن جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟
به تركه ميگن با اتوبوس جمله بساز ميگه اتو بوس کردم لبم سوخت!
سه تا آباداني داشتن براي هم خالي ميبستند. اولي ميگه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا ميكنم. دومي ميگه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير 100 نفر رو ميكشم. سومي چيزي نميگه و زل مي زنه به دريا و ساكت ميشينه. دوستاش ميگن: كا... چرا چيزي نميگي؟ ميگه: تا حالا ديدي خدا حرف بزنه؟!
غضنفر یه 1000 تومنی رو زمین پیدا میکنه برش میداره بعد میندازش میگه نه بابا ما ازین شانسا نداریم!
غضنفر میره مکه سرش تو حجرالسود گیر میکنه, میترسه میگه: خدایا منو نخور!
تموم شد ديگه! ولى خدايي قشنگترين جوكا البته از نظر خودم رو نوشتم كه به نظرم يكى از يكى بامزه تر بود! مخصوصا اخرى!!!! به قول شاعر " تو مخم جوك آماده دارم هشت هزار گيگ" ولى خب از رضو خجالت مى كشم! من عمرا از اين كارا كنم! بله!!!!!
********************
پ/ن:
۱. نه سلام بلدم نه خدا حافظ!
۲. بروبكس يه نفرى نميشه ها! شما هم رسوا كنين خويش را! يه عكس بذارين ببينم در چه حالين! 
سلام
خوبین!؟ چه خبرا؟
آخی! چقدر دلتون واسه اپهای من تنگ شده بود. چقدر دلتون واسه احوال پرسی هام، واسه خنده هام -واسه خودم- تنگ شده بود! در حقیقت این منم که باید معذرت بخوام که حواسم نبود که جون هزاران هزار نفر انسان تو این دنیا به من بسته است. باید زودتر می فهمیدم که زندگی بدون من واسه هیچکدومتون معنا نداره
انقدر ذوق زده نشو
زیاد تو آفتاب وایسادم!
حالا راستشو بگین ببینم تلفات هم داشتیم یا نه!؟
مجروح؟ زخمی؟ دور از جون مرده!؟ نداشتیم؟
حیف شد
نگا نگا!!!! دهنش همینجور باز مونده زشته سرتو بنداز پایین اول باید با مامان بابام صحبت کنی من که از زیر بته به عمل نیومدم اول اونا اجازه بدن بعد من![]()
بریم سراغ آپ
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه” راننده جواب داد: “واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!
شرمنده حسش نیست که طولش بدم همین بستونه
سلام علیک!!!!!
اوا خاک عالم!!!چرا دمپایی پرت می کنی؟؟؟
وا خانم فحش نده..خیلی وقت نیست که نیومدم...وای نگاه چه جوری چسبیده به شیشه ی مانیتور می دونم از برگشتنم خیلی خیلی خوشحالی حالا نمی خواد اینجوری شیشه رو کثیف کنی![]()
بابا یکم از اون مانیتور فاصله بگیر چشات ضعیف میشه خونش میفته گردن من! خودمم بابا! پیدام شد دیگه..چیکار کنم خب...کلا" کم آن شدم...هر وقت هم آن شدم نتونستم بیام اپ کنم...آخه من که اپ هام ۵ دقه ای نیستن که!!
حیف که دلم نمیاد سرکار بزارمت...کاملا احساس کردم که وقتی عنوانو دیدی مشغولیات فکریت رفت بالا...عاشق شدم؟
...جوک میگی؟
نه بابا! یکم فکر کنی جریان میاد دستت....آها! آفرین
مردیم از بس خاک خوردیم...شام خاک...ناهار خاک....همش خاک
حالا که معما طرح می کنم ببینم کی می تونه جوابش بده![]()
یه توپ دارم قلقلیه، زرد و سفید و آبیه، سرویس می زنیم هوا می ره، نمی دونی تا کجا میره!! من این توپو نداشتم، تو باشگاه اسم نوشتم، بابام بهم هدیه داد، یه توپ قلقلی داد!
X = نوع توپ
حالا در اینجا من سه نکته اعلام می کنم:
اول اینکه مجهول را بیابید!!!!
دوم اینکه من یه سوال ذهنم رو مشغول کرده که سراینده ی شعر شاهکار توپ قلقلی (!) مشکل بزرگ در شعر رو چطوری انقدر ساده رها کرده تا ما نسل به نسل این کلمات اشتباه را بازخوانی کنیم! (اوههوووو) ببین شاعر میگه من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم... که با توجه به این بیت هدیه باید کادوی کارنامه یا هدیه ی نمره ی 20 باشه! در صورتی که شاعر مصراع بعد اعلام می دارد که توپ مذکوره عیدی بوده است! حالا پیدا کنید پرتقال فروش را! هدیه (توپ قلقلی معروف) عیدی بوده یا کادوی نمره ی خوب؟!![]()
خب دیگه بریم سراغ آپ
لطیفه هست زیاد جدی نگیر
اینو میگم چون شاید،شاید خدایی نکرده اقایون ناراحت بشن
ميخواهيم در مورد 11 ايراد اصلي پسرها صحبت کنيم. ميدونيد , بررسي ايرادهاي يه پسر از
ديد يه دختر کار مشکليه (مخصوصاً اگه خودت پسر باشي)! يه سري ايراد هستن که ربطي به جنسيت آدمها ندارن, مثل خالي بندي , بدقولي و ترسو بودن. يه سري ايرادها هم هستن که به جنسيت ربط دارن , اما کاريشون نميشه کرد, مثل غيرت و حسادت تو آقايون. اين ايرادها غريزين و اگه من بخوام صد سال اينجا جيغ و داد کنم هيچ تاثيري نداره , يعني اگه آدم بخواد بگه که مثلاً غيرتي بودن تو پسرها يه ايراده مثل اينه که بخواد بگه ريش در آوردن تو پسرها يه ايراده !!! البته خوب ايرادهاي غريزي تو آدمها کم و زياد دارن که بستگي به شخصيت و تربيت دوران کودکيشون داره و باز هم نميشه کاريش کرد . خلاصه ايرادهاي عمومي و مشترک تو پسرها, مصداق آش کشک خاله رو داره (بخوري پاته , نخوري پاته!). اما يه سري چيزا هست که قابل برطرف کردنه و بودنشون تو يه پسر , کاملاً عيب و ايراد به حساب مياد. خوب,
بزارين بدون مقدمه برم و اون ايرادها رو بنويسم …
1- خودستايي :
99.99% پسرها به اين درد مبتلا هستند. دائم دارن در مورد خودشون و شاهکارهاشون حرف ميزنن. طوري که آدم فکرميکنه پسرها به جاي شکم مادر, احتمالاً از دماغ فيل به دنيا اومدن. بيماري خودستايي در پسرها کاملاً ريشه تاريخي و اسطوره اي داره و هميشه هم دخترها رو آزار داده ( افسانه معروف نارسيس). پسرها وقتي به يه دختر ميرسن هميشه درحال حماسه سرايي در مورد خودشون هستن و خودشون رو موجودات بي عيب و نقصي جلوه ميدن که بايد روي سر گذاشت و حلوا حلوا کرد . آقايون! برادران! داداش من ! بس کن ! باور کن هرچقدر خودتو پائين تر بياري و سعي کني خاکي تر و خودموني تر و در دسترس تر باشي , براي همه, چه دختر و چه پسر جذاب تر و محبوب تري . هيچ دختري دوست نداره که با پسري دوست باشه که دائم در مورد خودش , استعدادش, گيتارش, ماشينش, سگش , وبلاگش و هزار و يک چيز ديگه رجز ميخونه ! باور کن که اگه يه خورده هم از اون برج عاجت بياي پائين و واقعي تر و خودموني تر باشي , خيلي راحت تر
ميتوني اعتماد و دوستي دخترها رو بدست بياري .
2- يه گوش در و يه گوش دروازه :
خانمهايي که اينو ميخونين , اگه بهتون بگم که در 70% زماني که شماها دارين با پسرها حرف ميزنيد , اونا اصلاً صداي شما رو هم نميشنون , باورتون ميشه؟! متاسفانه اکثر پسرها به اين عادت بد مبتلا هستند که موقعي که يه دختر با اونها داره حرف ميزنه , دارن به يه چيزه ديگه فکر ميکنن . فهميدن اين موضوع خيلي راحته , شما دارين مثلاً راجع به جشن تولدتون حرف ميزنين و دوست پسر شما هم با يه حالت رمانتيک داره “مثلاً” به حرف شما گوش ميده و گاهي وقتها هم يه “آره, خوب, بعدش” هم تحويلتون ميده , اما وقتي حرفتون تموم شد , ايشون يهو ميپرسن “راستي جشن تولدت چي شد !؟ ” . من نتونستم بفهمم که اين عادت غريزيه يا اينکه قابل درمانه , اما به نظرم اگه آدم دلش بخواد ميتونه به حرف ديگران توجه کنه . خلاصه توصيه من به پسرها اينه که يا ياد بگيرن که همزمان دو سه تا کار رو تو مغزشون انجام بدن (که بتونن به حرف دخترها هم توجه کنن ) يا اينکه جدي جدي به حرف دخترها گوش کنن . باور کنيد خيلي کار بديه که آدم بياد و کلي حرف واسه يه نفر بزنه و بعدش بفهمه طرف اصلاً گوش نميداده … من اگه جاي دخترها بودم با لنگه کفش ميکوبيدم تو مغز اون پسر !
3-زل زدن به بقيه دخترها :
بعضي از پسرها واقعاً روي هرچي هواپيماي جاسوسي رو کم کردن , چشم و گردنشون به صورت کاملاً اتوماتيک به سمت هر دختري که تا شعاع 150 متريشون مياد برميگرده و انگار دارن طرف رو با نگاهشون ميخورن ! از همه بدتر اينه که اين کارو جلوي دوست دخترشون انجام ميدن و از اون خيلي خيلي بدتر اينه که بعد از اينکه خوب ديد زدن يه “آه ه ه ه ” غمناک ميکشن !!!! اي بابا , شما ديگه کي هستين !؟ يه دختر بيچاره ريخت قناس شما رو تحمل ميکنه و باهاتون مثلاً مياد بيرون که شما اينو تحويلش بدين !؟ ببينيد, من خودم هم پسرم, ميدونم که منظور خاصي ندارين و همينجوري ناخودآگاه توجهتون جلب ميشه, اما حداقل ظاهر رو که ميتونيد حفظ کنيد؟ لزومي نداره گردنتونو 180 درجه بچرخونيد يا اينکه تو خيابون برين تو باند مخالف تا بتونيد فلان دختر رو بهتر ديد بزنيد. همينکه فقط با چشم يه نگاه کوتاه بندازين کافيه… وسط خيابون کاري که نميتونيد بکنيد پس چرا سرکه نقد رو به خاطر حلواي نسيه از دست ميدين؟ اگه دوستتون به همون نگاه هم حساسه, يه راه حل آسون داره, يه عينک آفتابي کاملاً تيره (مدل ماتريکسي که کاملاً چشم رو بپوشونه )==> بخرين و بزنيد , اينجوري کسي نميتونه حرکات چشم شما رو متوجه بشه , هم شما ضايع نشدين , هم اون مشکل غريزي حل شده …
4- بي کلاس بودن :
اين يکي هم خيلي ميتونه آزار دهنده باشه , متاسفانه اکثر پسرهاي اين دوره زمونه , نه حرف زدن , نه راه رفتن, نه غذا خوردن و نه رفتار درست با يک خانم رو بلدن. ياد بگيرين که هميشه مثل يه جنتلمن رفتار کنيد. اين جمله معروفه که براي دخترها يه آدمکش مودب و باکلاس از يه شاهزاده بي ادب و بينزاکت جذاب تره! جنتلمن بودن يه سري قواعد ساده و آسون داره که واقعاً با تمرين کردن ميشه يادشون گرفت و بهشون عادت کرد. هيچ وقت جلوتر از يه دختر راه نريد. موقع سوار ماشين شدن در رو براشون باز کنيد. قبل از اونها رو صندلي نشينيد. وقتي که تو خيابون راه ميريد اونها بايد سمت پياده رو باشن و شما سمت خيابون. موقع حرف زدن, هر چقدر هم که خودموني باشين , کلمات رکيک به کار نبريد . با صداي بلند حرف نزنيد و نخنديد . بي سر و صدا و تميز غذا بخوريد . اگه سيگاري هستين , بدون اجازه اونها سيگار نکشيد . روي زمين تف نکنيد … و هزار و يک نکته ديگه . اينو بدونيد که با کلاس بودن به هيچ وجه علامت زن ذليل بودن و اين چيزها نيست . برعکس , ابهتي که پسرهاي جنتلمن دارن باعث ميشه که دخترها به صورت اتوماتيک تابع اونها بشن و ميشه گفت يه جورايي محو شخصيت اونها بشن . ميگين نه !؟ امتحان کنيد
5-نق نق کردن :
بسياري از پسرها هيچ هنري ندارن به جز ناله و زاري از همه چيز و همه کس ! دائم در حال ايراد گرفتن و بدو بيراه گفتن به زمين و آسمان و آدمها و چپ و راست و غيره و ذالک هستن . آدم يه ماه باهاشون باشه , انقدر انرژي منفي بهش تزريق ميکنن که ميره و خودکشي ميکنه . پسرهاي عزيز, انقدر نق نق نکنيد و براي دخترها لوس بازي درنيارين . نق نق کردن به تدريج تبديل به عادت ميشه و شما رو شبيه به پيرمردهاي غرغرو ميکنه . سعي کنيد يه کم مثبت فکر کنيد و نيمه پر ليوان رو هم ببينيد . يه پسر بايد با روحيه خوب و قدرت تحملش در مقابل مشکلات به يه دختر قوت قلب و آرامش بده , نه اينکه همش منفي بافي کنه و آدم ضعيف و بي چاره اي به نظر بياد . يادتون باشه که اصولاً مشکل رو براي مرد ساختن و آدم بدون مشکل رو فقط ميشه توي قبر پيدا کرد . مطمئن باشين که به هر کس به اندازه نيرويي که داره مشکل داده ميشه و هيچ کس بيشتر از توانائيش مشکل نداره . اگه جاي دخترها بودين و کلي مشکل جسمي و روحي سالانه و ماهانه داشتين و يا اينکه هزار و يک محدوديت و تبعيض احمقانه بهتون تحميل شده بود چکار ميکردين !؟ واسه من خيلي عجيبه که پسرها نسبت به دخترها خيلي ناراضي تر و نااميد تر هستن , درحالي که تقريباً داره بهشون خوش ميگذره !!!
6-تندروي :
يكي از ايرادهاي پسرها اينست كه در ابتدايي آشنايي با يك دختر حتي وقتي بار اول و دومشان هم نباشد ? خيلي عجول پيش مي روند … همون روزهاي اول 1000 تا سوال مي پرسند و خيلي هول هستند كه روابط را صميمانه تر كنند ولي اين افراط منتهي به تفريط ميشه … خيلي خوشايند نيست كه فرصت نمي دهند تا سير طبيعي آشنايي به دوستي و بعد صميميت برسد … اين سرعت عمل خيلي زود همه چيز را عادي و كسل كننده مي كند .
7-جدي نگرفتن دخترها :
هنوز هم خيلي از پسرها معتقدند راجع به مسائل جدي منطقي نبايد با دوست دخترشون حرف بزنند انگار كه اين جنس لطيف ازين بحث هاي جدي خراش بر مي دارد … اگر از حرف هاي محبت آميز دوستانه بگذرند شروع مي كنند به تعريف وقايع بي اهميت روزمره كه همه در مورد شخص خودشون ?تعريف ديگران از ايشان و البته دلاوري ها و جوانمردي هاي بي شمارشون …و اگر راجع به يك بحث جدي يا موضوع اجتماعي سخن به ميان بياد يا قضيه را شخصي تلقي مي كنند و يا خيلي سريع از موضوع عبور مي كنند . و البته قصدشان اينست كه افكار ظريف دوست دخترشان را از تهاجم افكار خشن حفظ كنند و اگر خيلي مودب باشند سكوت مي كنند و در اولين فرصت بحث را عوض مي كنند و معتقدند تا مسائل جالبي مثل دوستي و عشق و از همه مهمتر خود آنها هست چرا وقتشون رو هدر بدهند .
8-وعده هاي سرخرمن :
مطمئناً اين چيزي نيست كه دختري تجربه نكرده باشد من آمار دقيقي ندارم اما همه كساني كه من مي شناسم اين ليف به تنشان خورده … پسرها وقتي شاد مي شوند و يا حس مي كنند كه شادي دوست دخترشان كم شده به اين حربه متوسل مي شوند و بدون در نظر گرفتن امكانات و تواناييشان وعده مي دهند و جالب اينجاست كه در آن لحظه اصلا قصد فريب دادن و يا خلف وعده ندارند اما بعداً هي دعا مي كنند كه از يادش برود يا اينقدر مودب باشد كه به روي مبارك نياورد … و بعد از مدتي از ياد خودشان هم ميرود اما افسوس كه از ياد دوست دخترشان نخواهد رفت حتي اگر برويتان نياورد اين را به حسابتان مي نويسد و وقتي تكرار شد كم كم اعتمادش را به شما از دست مي دهد … راه حل قضيه خيلي ساده است هرگز وعده هيچ چيز را ندهيد . اصلاً لزومي ندارد كه كاري كه مي خواهيد فردا براي دوست دخترتان انجام بدهيد ازامروز بگوييد …فايده اينكار اينست كه شما در انجام آن كار مختار هستيد و اگر به دليلي منصرف شديد يا به تعويق افتاد احساس شرمساري نمي كنيد و براي انجام آن هم وظيفه نداريد چون وعده اي نداديد . دوست دخترتان هم از پيش منتظر نمي ماند و در صورت تعويق وعده از شما نااميد نمي شود كه توانايي انجام وعده هايي كه مي دهيد نداريد در عوض سورپريز مي شود . باور كنيد هيچ دختري ازينكه به او وعده شادي بخشي نداديد از شما گله نخواهد كرد . پس وجه خود را به خطر نياندازيد .
9-صداقت زيادي :
بعضي از پسرها صداقت را با آزار و اذيت اشتباه مي گيرندو از روي صميميت تمام جزييات عشق اولشان يا حتي عشق هاي بعدي را براي دوست دخترشان شرح مي دهند و اينكه چقدر مورد بي وفايي و بي توجهي قرار گرفتند و دل نازكشون چقدر آسيب ديده … و با صداقت هرچه بيشتر تمام آنچه كه هر لحظه بشون گذشته را تشريح مي كنند . اينكه چطور عاشق شدند چقدر فداكاري كردند و هميشه هم اضافه مي كنند كه قصد ازدواج داشتند و عشقشون كاملا پاك بوده … و صداقت و مظلوميت خودشون رو چنان اثبات مي كنند كه دل سنگ آب بشه . باور كنيد هيچ دختري دوست نداره شرح سوزناك عاشقي دوست پسرش را بشنود .اين كار اعتماد دوست دخترتان به شما را نه تنها زياد نمي كند .شما را ضعيف و نخواستني جلوه مي دهد و اينكه احتمالاً شما با جنس مخالف مشكل داريد و بهشون بدبين شديد و اين خيلي ميتونه روي قضاوت دوست دخترتون تاثير بد بگذاره .
10-مقايسه :
بعضي از پسرها مدام در حال مقايسه زنهاي محبوب زندگيشون (به جز مادرشون كه قابل قياس با هيچ بشري نيست ) با دوست دخترشون هستند …اين زن محبوب ممكن زن تنها برادرش باشه كه خيلي باكلاس و مورد تاييد و توجه كل فاميل يا خاله جوان و مجردش باشه يا حتي عشق اولشون باشه كه خيلي روي ذهنشون تاثير گذاشته …اصلا مهم نيست كه اين زن محبوب كيه و از كجا امده ولي توانايش در جلب نظر مثبت آنقدر بوده كه هر از چند گاهي دوست دختر شون بايد به شرح فضايلشون گوش بده … باور كنيد اينكه خاله شما گيتاريست يا دخترخالتون خيلي قشنگ مي رقصد به دوست دخترتون مربوط نيست . از همه بدتر اينكه بعضي پسرها برخلاف دسته اول از بقيه دخترها و خانمها در حضوردوست دخترشون بدگويي مي كنند . ازاندام و ظاهر لباس تا رفتار و حركات و … حتي كوچكترين ايرادها رو به زبون ميارند و درحقيقت نشان مي دهند كه چطور همه خانمها را زير ذره بين كاملاً بررسي مي كنند و مدام هم نتيجه بررسي ها را به اطلاع دوست دخترشون مي رسانند يا صفات جور واجور روي دخترها مي گذارند .اينكار در جمع پسرها جالب اما جلوي دوست دخترتون به صرف اينكه خيلي صميمي هستيد و اين حرفها را با هم نداريد به بقيه دخترها متلك نگوييد . ممكن است دوست دختر شما در ظاهر بخندد اما اين لبخند رضايت نيست … باور كنيد .
11-نجيب يا نانجيب :
بعضي پسرها تكليفشان را با مساله نجابت معلوم نمي كنند و هميشه مشغول گيج كردن سايرين هستند. خصوصاً دوست دخترشون… اگر پاي صحبت اين پسرها بشيني هميشه دم از روشنفكري? روابط آزاد و سالم و… مي زنند وقتي با دختري دوست مي شوند مدام به بهانه هاي گوناگون اين قضيه آزادي روابط را جلو مي كشند و همه سعي شان در اين است كه خيلي دوست دخترشان با آنها احساس راحتي كند و خيلي هم احساس روشنفكري مي كنند . اما اگر بخواهند يك دختر نجيب را تصوير كنند آن دختر به احتمال قوي ? دوست دخترشان نيست ? بلكه دختري است كه دوست پسر ندارد !!! اشتباهي كه بيشتر پسرها مي كنند اشاره به اين نكته است . اگر دوست نداريد آغازگر جنگ جهاني باشيد زودتر تكليف خودتون رو روشن كنيد
خب دیگه
یاحق
اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زمین گرد است.
دومین پیام از ماهواره امید: خورشید بدور زمین میچرخد
سومین پیام گزارش شده از امید: ..... در ماه نیست
چهارمین خبر از ماهواره امید من خسته شدم دارم بر میگردم
پنجمین پیام از ماهواره امید دریافت شد: من باید اینجا چیکار کنم؟
ششمین پیام از ماهواره امید: یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.!
هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود،احتمال وجود حیات است
هشتمین پیام ماهواره امید به زمین: بنزینم تموم شده کارت سوخت بفرستید
نهمین پیام ماهواره امید: جون مادرتون اینقدر مسخرم نکنید
دهمین پیام ماهواره امید : دارم سقوط میکنم، زیر پامو خالی کنین
یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم!
دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.
سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از مرقد... می آید کور شدیم
.
.
هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم
به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.
در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تکنولوژی فضایی ، نام کهکشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر یافت
پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنند
لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد
ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد
بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد
ماهواره امید از مدارخارج شده است وفقط به دور سیاره زهره می چرخد واین پیام هارا ارسال میکند؛الهی دورت بگردم،جیگر چند سالته؟
-----
سلام !
میگم یه مدتیه اکتیو شدم !
دوستان تو بازی قبلی من چه میدونم که نقش آرزو ئه چیه !
به من چه ! از کسی که بازی رو ساخته بپرسین ! ![]()
خیلی جالبه ! ما تو این هفته فقط شنبه رفتیم مدرسه !!! خوشم میاد یا تعطیل نمیکنن یا وقتی تعطیل می کنن هوا خوب میشه !!
الان هوا انقدر توپه که نگو !! حال میده بریم پیک نیک !! ![]()
![]()
![]()
![]()
سلاااامممم به همگی دوستان
دلـــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــون آآآآآآآآببببببببببببببب!!! امروز مدارس اینجا تعطیل شدن!![]()
ما رفتیم مدرسه ! تو سرویس یکی گفت بچه ها راهنمایی و دبستان تعطیله رادیو گفته !
ولی دبیرستانیا با توجه به اینکه خاک شش دارن میتونن برن مدرسه !! ( آخه امروز باد و خاک خفنی بود !)![]()
ما که دیگه عادت کردیم به این کاراشون ! ![]()
خلاصه نزدیک مدرسه شیطونک زنگید گفت که تعطیله یه دفعه نرین مدرسه هااااا !! ![]()
ما هم شنگول ! همون جا عهد بستیم پامونو تو مدرسه نزاریم ! فقط تا دمه درش بریم ببینیم چه خبره ! خلاصه رفتیم دیدیدم برادران بهشتی دارن برمیگردن هی میگن خانوما تعطیله برگردین !! خلاصه رفتیم تا دمه در دیدیم دبیر محترم دارن برمیگردن ما رو که دید از فرصت استفاده کرد گفت هفته ی دیگه امتحان رو ازتون میگیرمااا !!
به بچه ها بگین !
ما هم الکی گفتیم چشم چشم !!
حتما ! خلاصه با یه وضع جالب و خنده داری برگشتیم خونه که گفتنش طول میکشه منم حال و حوصله ندارم !
از این بازی خیلی خوشم اومد گفتم بزارم شما هم فیض ببرین ! ![]()
امیدوارم از بازی لذت ببریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد![]()
................::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::........................
هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی که تقلب نکنید!
طالع بینی چینی! .. سال جدید چینی امسال سال اژدهای آهنین است که امیدواریم سالی خوش و پر از خوش شانسی برای شما باشد!
فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!
این حدوداً 3 دقیقه زمان خواهد برد تا شما را دیوانه کند!!
کسی که این پیام را ارسال کرده گفت که آرزویش ظرف 10 دقیقه به حقیقت پیوست!
این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!
پیام را یکجا تا پایا ن نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!
نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)
مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!
با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!
(باز هم تبصره از خودم: این رو بخاطر این چندین بار تکرار کرده که آدمهای فضول ببخشید کنجکاو خودشونو کنترل کنن!!!)
خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.
1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.
2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را که مایلید بنویسید.
3- حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.
قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !!=
4- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.
5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)
6- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!!
و حالا کلید رمز گشایی این بازی:
1- عددی را که در ردیف 2 نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!
2- شخصی که نامش در ردیف 3 قید شده کسی است که شما عاشقش هستید!!!
3- شخصی که نامش در ردیف 7 قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
5- شخص شماره 5 کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد.
6- شخصی که نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!
7- آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می کند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!
واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه!
==============================================
هرچی که برا من دراومد درست درست بود واقعا خودم کف کردم!!!!!
موفق باشیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
غمگین بودم که کفشی نداشتم . . .
اتفاقی مردی را دیدم که پا نداشت . . .
دوستون دارم ![]()
بای بای ![]()


