سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بکس عزیز!![]()
حال شما؟
خوفیـــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟من که توپ توپم!!!!![]()
![]()
![]()
هه هه هه!![]()
![]()
خب اول از همه یه نکته ای!
الان که این پست ثبت میشه روز جمعه یعنی ۸ خرداده !
اما این پست مربوط به روز ۷خرداده! اما چون هفتم شهادت حضرت فاطمه(س) بود واسه احترام امروز
ثبتش کردم!
راستی شهادت رو هم تسلیت میگم!
و اینک ادامه ی ماجرا....:![]()
یه کاری دارم باهاتون!
کار بسیار مهمیه!بسیار بسیار بسیار مهم!مهمترین و بزرگترین و قشنگترین و زیباترین و کلا همه چی
ترین اتفاقا در یک همچین روزی به وقوع انجامیده(!!!!!)
خب دیگه...هرچی نباشه تفلدمه امـــــــــــــــــــــــــــــــــروزززززززززززززززززز![]()
![]()

این روز بزرگ و گرامی و فرخنده و عزیز و مبارک و خوشگل ومامانی و زیبا و قشنگ و اینا رو تبریک میگم!!!
به همه!مخصوصا خردادی های عزیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز و مخصوص تر از اون به 7 خردادی
ها!!!(چیه؟!حزب جدید وا کردم!مشکلیه؟!7 که از 2 خیلی قشنگتره تازه!!
)
خب همون طور که میدونین خردادی ها بســــــــــیاااااار بســــــــــــــیااااار انسان هایی زیـــــــــــــــــــــــــــبا!
فوق العاده جذذذذذذذاب!دلربــــــــــــــــــا!خوشــــــــــــــگل!!مـــــــــاه!!!مامانـــــــی!!!!جیـــــــــــــگر!!!
قشـــــــــــــــنگ!!! مهربـــــــــــــــــــون!!!خوش اخــــــــــــــــلاق!!!خوش تیـــــــــــــــپ!خوش
چهــــــــــــــــره!!! و ...هستن!
البته از اون جایی که بسیار متواضع هم تشریف داریم
(جرئت داری تکذیب کن!!!) در نتیجه بنده
خصوصیات دیگرشونو نمیگم!وگرنه یه طومار(تومار)ی میشه که تا آسمون هــــــفــــــــــــتــــــــم( هفت ا
ینجا !!هفت اونجا! هفت همه جـــــــا!!!!) ااااااااااادااااااامــــــــــــــــــــــه پیدا میکنه!!!
حالا میخوام تبریک بگم به کسایی که این ماه به دنیا اومدن!البته به اونایی که نزدیکن !وگرنه که....نصف
ملت رو باید اسم ببرم!!!!!![]()
![]()
![]()
خدایییییییییییییییش حالا!خودمونیم! هرجا رو نگاه میکنی خردادین!!!!
چه خبره!!!!!!!!!!!! خب این همه ماه.....![]()
![]()
![]()
7 خرداد...خوددددددددددددددددددددددددد گلم!![]()
7خرداد...سیاوش!![]()
9خرداد...دختر داییم(کوشولو امسال اول دبستان بود!!!)![]()
10خرداد...مهسا!![]()
17خرداد...ریحانه!![]()
19 خرداد...پسر خالم!![]()
24خرداد...وروجججک!![]()
27خرداد...پسر داییم!![]()
یکی دیگه از پسر دایی هام هم همین حول و حوشه اما یادم نیست دقیقا!!! ![]()
تولد همگیمون تبریک!!!!![]()
![]()

اینم کیک!
البته کیک خودم این شکلی نیست![]()
تازه تازه !
اردیبهشتیا هم خیلی آدمای باحالی هستن!به پای ما که عمرا برسن
!!!اما خب من خیلی
میدوسمشون!!!(به دلایلییییی که....هه هه!!!! ![]()
![]()
)
اینم واسه اینکه دلشون نشکنه!!!![]()
حالا اشکال نداره!!!!!!!!گریه نکن!!!عزیزانی که سعادت متولد شدن ذر همچین روزی رو نداشتین نمیخواد
حالا برید خودتونو تو این روز بکشییید!!!!
بی خیــــــــال!!!
دیگه کاریه که شده...هه هه هه!!!!![]()
![]()
![]()
این پایینی ها پی نوشت نیست .اما نمیدونم اسمشو چی بذارم!!! ![]()
![]()
:
اگه بشینم با خودم فکر کنم
واقعا نمیتونم بفهمم تو این ۱۵ سال دقیقا چه کارایی کردم!
اصلا کاری کردم؟!؟!![]()
واسه همین از خودم خیلی اعصابم خرده!(خوووووووووووووووووورد!!!!)
چی کار کردی مثلا؟؟؟ زحمت کشیدی درس خوندی؟درست خوبه؟؟خب که چی؟؟ با معدل ۱۷ هم میشه
قبول شد(شایدم کمتر!!!) با نمره ی بد هم میشه دانشگاه رفت!!!پس کار شاقی نکردی درس خوندی!!
تازه به قول بعضی آدمایی که...
وظیفت بوده!!!!!
( من نمیدونم یعنی واقعا وظیفه ی یه آدم اینه که
بشینه چیزایی رو بخونه که میدونه نصفشون واسش هیچ سودی ندارن؟؟؟ویه سری چیزای تکراری؟؟؟)
البته میدونین به نظر من آدم ۱۰ سال اول زندیگیشو انگاری خوابه...یه خواب خوب ...یه رویا...بعد انگاری
کم کم یکی میاد بیدارت میکنه...میگه پاشو عزیزم...بسه دیگه...دیگه خوش گذرونی بسه!! بیدار شو!!!
واسه همینم زیاد به خودم سخت نگرفتم تا حالا!!!
اما از حالا به بعد دارم واسه خودم
!!!!
خدایا تا حالا هم ممنون!
خیلی مرسی که زنده بودم!
و سالم!یه زندگی خوب!خانواده ی خوب!
دوستای خوب...!واسه همه چی ممنون!!میشه از حالا به بعد بهتر از اینم باشه؟!؟!؟![]()
![]()
خب دیگه کاری باری؟!؟!؟!؟![]()
راستی امتحانامون هم تا ۴شنبه است!!!!
الان خوشحال باید باشم دیگه؟!؟![]()
![]()
![]()
ازهمه ی دوستان و آشنایان و بستگانی که تبریک گفتن هم تشکر فراوان میشه!!!!!![]()
![]()
![]()
ایشالا تولد ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سالگیم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قربوووووووووووووووووووووووووووووووون خودم!!!!![]()
![]()
![]()
بــــــــــــــــــــــابـــــــــــــــــــــــــــــــای![]()
![]()
![]()
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام
خوبین؟
دلم تنگ شده بود زیادتا...
اما حوصله نداشتم آپ کنم با اجازتون!
آخرین پستم مال اوایل سال تحصیلیه فک کنم!
امروز تولد داداشم بود...۱۰ سالش تموم شد....تولد که نه!۱۰۰ رحمت به میدون جنگ...خونه رو گذاشتن
رو سرشون....سرسام گرفتم...این پسرا هم عجب موجودات عجیب الخلقه ای تشریف دارن!!!!!
تو تولدش هی میخواست همه رو ساکت کنه اونوقت تو خونه واسه من قلدری میکنه!!!
امروز تو مدرسه نشسته بودیم رو زمین.زنگ تفریح بود. بعدش که زنگ کلاس خورد ما محل نذاشتیم و
همچنان داشتیم حرف میزدیم...بعد ناظم محترممون از پنجره ی دفتر تو بلندگو داد زد که: .......(فامیل
یکی از بچه ها رو گفت!) و گروهش! یالا برید کلاس!!!!!!!!!!!![]()
![]()
دیگه ما هی مسخره میکردیم میگفتیم یوگی و دوستان!!!!!!!
اینم از خاطرات امروز!
تازه ۱۵ روز دیگه سال تموم میشه...به قول یارو : بهاره ...بهاره ...دلم آروم نداره. ..بهاره ... بهاره... خزون
شهر ما با تو بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره....باورم نمیشه آخه...نمیدونم مسال زود گذشت یا نه...اما در
هر صورت باورم نمیشه که اتفاقاتی رو که به نظر چند روز پیش پیش اومده حدود ۱ سال پیش اتفاق
افتادن...امسال خاطرات خوب و بد زیاد داشت واسه من...خدارو شکر بیشترش خوب بود...اما من
عاشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق ۳ ماه اولش بودم به خیلی دلایل![]()
![]()
...و نسبتا متنفر از
این ۶ ماه آخرش که تو مدرسه ها بود...
نه به خاطر خود مدرسه....به خاطر شرایط امسال...
واسه عید هیچـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نخریدم هنوز...فقط ۱ مانتو...همین و بس...گوشی هم قراره
بگیرم تازه... n85 احتمالا....تازه...تازه...گوشیه مامانمو انداختم تو سوپ
!(عمدی نبود به جان خودم!
) بعد پکید!!!!!!!!
افتخار میکنین بهم...الان دارین کف میزنین...میدونم....![]()
تقصیر من چیه
خب...آخه گوشی هم اینقدر سوسول...
این پست میخوام یه سوال بذارم.لطفا همه نظر بدین و تو نظراتون به سوالام جواب بدین.
۱.
نظرتون راجع به امسال چی بود؟ از این که داره تموم میشه چه احساسی دارین؟اتفاقی بود که امسالو
درنظرتون بهترین یا بدترین سال عمرتون بکنه؟؟
۲.
خرید عید کردین؟نظرتون راجع به جنسای تو بازار چی بود؟
خب دیگه.به قول دبیر زبان فارسیمون قبلا از نظر دادن و همچنین جواب دادن به سوالم از شما سپاس
گذاری میکنم....![]()
وقتی اینو گفت یکی از بچه ها گفت خانوم این قلبا بوده نه قبلا!!!!!!!!! آخه یعنی چی قبلا سپاس گذاری
میکنم؟![]()
![]()
واقعا به هوش سرشار این بشر افتخار میکنم من...![]()
خب دیگه. زیادیتون میشه.
خوش بگذره
پ/ن: از کلیه ی نویسندگان محترم خواهشمندم در هر پست بیش از ۳ نظر نیفکنند.برای جواب دادن
به نظرات دیگران قسمت مخصوصی وجود دارد.پس لطفا بی جنبگی ممنوع!!!!!!!!!!!
چون واقعا مایه ی ضایگی است که نصف نظرات متعلق به خودمان باشد.در صورت لزوم نظر خود را
ویرایش بفرمایید!
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــــــــــام
همگی خوبین؟
میدونم بابا .باشه .چرا میزنین حالا؟
راست میگین مگه وقتی تابستون ۲ روز دیگه بخواد تموم بشه واسه آدم خوب بودنی هم میمونه؟!
احتمالا این آخرین آپ من تا قرن ها خواهد بود...
چون وقتی مدرسه ها شروع بشن من دیگه نه حوصله ی آپ کردن خواهم داشت نه وقتشو...ـ(نه که تو
تابستون روزی ۳تا پست میذاشتم...)
امروز میخوام یه پست بذازم واستون که خودم خیلی باهاش حال کردم
فک کنم حرف دل خیلی ها باشه![]()
نکاتی مردانه
خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته است و موارد مردانه ای را که به نظرش رسیده است و
برای خانمها ممکن است مفید واقع شود به رشته تحریر در آورده است. پس لطفا بخوانید و دقت کنید که
تمام این قوانین با عدد یک شماره کذاری شدند سعنی هیچ کدامشان برتری نسبی به یکدیگر ندارند و
سپس در صورت تمایل آراء خود را وارد نمائید:
۱ـ مردها نمیتوانند فکر کسی را بخوانند.
1
- دیدن مسابقۀ فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمان جذاب و قشنگ است. اجازه بدهید
همینطور بماند.
1- خرید کردن، مسابقۀ فوتبال نیست و امکان ندارد که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1- لطفا چیزی رو که میخواهید، واضح بگوید. اجازه بدهید کمی روشنتر بگویم، اشارات زیرکانه، اشارات
قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمیآید. لطفا اصل درخواستتان را
واضح بگوئید.
1- «بله» یا «خیر» بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاری است که ما مردها
انجام میدهیم. همدردی کردن وظیفۀ دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردی که هفده ماه است که دارد شما را آزار میدهد یک مشکل واقعی است. لطفاً با یک پزشک
ملاقات کنید.
1- هر مطلبی که شش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده است الان به عنوان استدلال غیر قابل قبول
است. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.
1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالاً هستید. لطفا از ما نپرسید.
1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشود دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی
و ناراحت میکند منظور ما برداشت دیگر بوده است.
1- شما میتوانید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدهیم یا به ما بگوئید که چطور آن را انجام بدهیم،
نه هر دو. اگر شما از قبل میدانید که چطور میشود آن کار را بهتر انجام داد خوب خودتان دست به کار
شوید.
1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر را به او یاد بدهند. ما هم همینطور.
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقاً مثل ویندوز است. برای ما هلو یک میوه است،
رنگ نیست. برای ما پرتغال یک میوه است رنگ نیست. ما واقعاً نمیفهمیم رنگ پوست پیازی چیست.
1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگوئید «هیچی» ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ
اتفاقی نیفتاده است. ما میدانیم که شما دروغ میگوید اما فقط ارزشش را ندارد که آدم سرش را به
خاطرآن درد بیاورد.
1- وقتی ما دوتایی قرار است جائی برویم، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگ است … این
را واقعاً میگویم .
1- شما به اندازۀ کافی لباس دارید.
1- شما کفش، زیادی هم دارید.
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرم خوب.
1- ممنونم که این را خوندید. آره میدانم امشب باید در آشپزخانه بخوابم. ولی این را میدانستید برای
ما مردها اصلاً مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپینگ...
نویسنده:بهمن کبیری
منبع:bahmanparvizi.blogfa.com
خب نظرتون چیه؟
خوب بود؟
من که دوست داشتم
خب دیگه.مدرسه خوش بگذره
شب قدر هم مارو فراموش نکنید
پ.ن ۱:
برای اولین بار بعد از سال ها احساس میکنم دوست دارم مدرسه ها زودتر شروع بشه.دلم واسه
دوستام تنگ شده... حوصلمم سررفته! اما وقتی کتابای امسالمو میبینم سرم گیج میره و ....پشیمون
میشم!!!
پ.ن۲:
آخ جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون!!! بالاخره بله رو گفت این آقا داماد ما. پسر خالم یه ساله از کانادا
اومده زن بگیره و برگرده .خیلی سخت میگیره! بعد از یه سال بالاخره عید فطر عقدشونه
ایشالا.عروسیشونم دو هفته بعد.اینجا نیست عروسیشون.به نظرتون میتونم مدرسه رو بپیچونم؟!![]()
پ.ن۳:
احساس میکنم حالم از علی زاهدی به هم میخوره... . اول فرزاد حسنی...الانم محسن ! معلوم
نیست نفر بعدی کیه؟!
محسن مناسب ماه محبوب نبود. زود بود واسش! از وقتی علی خانی اومده من برنامه رو میبینم چون
مهموناشون بهتر شده! اما این که بخوان یه جوونو این جوری دلشو بشکونن و جلوی این همه آدم
اشکشو دربیارن واقعا خجالت داره...متاسفم واسشون . هرچی باشه خودشون ازش خواسته بودن
بیاد .خودش که نیومده بود التماس کنه بیارنش تو برنامه.هرچند بی چاره میگه تقصیر خودم بود...
پ.ن پی نوشت ۳:
میدونم پی نوشت باید کوتاه باشه اما اینارو باید میگفتم.تو دلم مونده بود.![]()
شاد باشید و پیروز![]()
تا درودی دیگر بدرود....
-ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش:
تا حالا روز اول مدرسه به این گندی نداشتم...![]()
از همیشه بدتر بود.
سلام
خوبين؟
خوشين؟
چه خبرا؟
نماز و روزه هاتون قبول باشه
جاتون خالی ما سوم یه عروسی داشتیم از یکم رفتیم مسافرت
قرار بود ششم برگردیم
اما نشون به اون نشون که من تا ۱۷ موندم
دوست داشتم بیشتر بمونم.خیلی هم بهم اصرار کردن اما خب وقتی آدم یه داداش کوچیک تر از خودش
داشته باشه نمیتونه هر کار که دوست داره بکنه....
ولی خیلی خوش گذشت
چند بار رفتیم پارک. سینما هم رفتیم![]()
انعکاس رو من قبلا دیده بودم اما دیدم همه می خوان برن منم گفتم میخوام بیام!![]()
حالا همه فک کردن چه فیلم تحفه ایه که این می خواد ۲ بار ببینتش!!!![]()
هی هر شب هر شب میگفتم یالا بریم پارک!!
احتمالا یش خودشون گفتن این چه قدر پارک ندیدس
بعد یه مشت دختر و پسر جمع میشدیم بریم پارک .حالا ساعت چنده؟!؟!
یک نصفه شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب!
بعد میگفتن اینجوری نمیشه و یه نفر باید بیاد باهاتون.
حالا ما هی باید میگشتیم یه نفر بزرگــتر پیدا کنیم باهامون ببریم .
خلاصه خوش گذشت دیگه....
حالا اینو بی خیال
مي خوام بعد عمري دوباره يه داستان کوتاه کوچولو موچولو بنويسم
اميدوارم خوشتون بياد
من که دوست داشتم
فقط کاش تکراری نباشه!!!
آن سوي پنجره
در بيمارستاني دو مرد بيمار در يک اتاق بستري بودند. يکي از بيماران جازه داشت که هر روز بعد از ظهر
يک ساعت روي تختش بنشيند . تخت او در کنار تنها پنجره ي اتاق بود. اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ
تکاني نخورد . هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. آن ها ساعت ها با يکديگر صحبت مي
کردند از همسر. خانواده. خانه.سربازي يا تعطيلاتشان با هم حرف مي زدند.
هر روز بعد از ظهر بيماري که تختش کنار پنجره بود مي نشست و تمام چيز هايي که بيرون از پنجره مي
ديد براي هم اتاقيش توصيف مي کرد. بيمار ديگر در مدت اين يک ساعت با شنيدن حال و هواي دنياي
بيرون جاني تازه مي گرفت.
اين پنجره رو به يک پارک بود که درياچه ي زيبايي داشت . مرغابي ها و قو ها در درياچه شنا مي کردند و
کودکان با قايق هاي تفريحي شان در آب سرگرم بودند . درختان کهن به منظره ي بيرئن زيبايي خاصي
بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دوردست ديده ميشد . همان طئر که مرد کنار پنجره اين
جزييات را توصيف مي کرد هم اتاقي اش چشمانش را مي بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي
کرد.
روز ها و هفته ها سپري شد.

يک روز صبح پرستاري که براي شست و شوي آن ها آب آورده بود جسم بي جان مرد کنار پنجره را ديد
که در خواب و با آرامش از دنيا رفته بود. پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست
که آن مرد را از اتاق خارج کنند.
مرد ديگر خواهش کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را با رضايت انجام داد و پس
از اطمينان از راحتي مرد اتاق را ترک کرد.
آن مرد با آرامي و با درد بسيار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره
بيندازد. بالاخره او مي توانست اين دنيا را با چشمان خودش ببيند.
در عين ناباوري او با يک ديوار مواجه شد.
مرد پرستار را صدا زد و با حيرت پرسيد که چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي کرده چنين مناظر دل انگيزي
را براي او توصيف کند؟ پرستار پاسخ داد :(( شايد او مي خواسته به تو قوت قلب بدهد. آن مرد اصلا نابينا
بود و حتي نمي توانست ديوار را ببيند....))
خب.خوب بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟!؟!
این مطلبو من ۱ ماه پیش می خواستم بنویسم .داستانو که نوشتم از اون جایی که میترسیدم بلاگفا
قاطی کنه سیوش کردم.
بعد رفتم سراغ فونت و این ریزه کاری ها...دیگه بقیه رو سیو نکردم و از شانس قشنگم بلاگفا قاطی کرد
منم لجم گرفت دیگه تا نکردم تا حالا...
خلاصه دیگه....
من یا آپ نمی کنم یا اگه آپ کنم وبلاگو متحول میکنم....![]()
![]()
این آهنگ رو هم چون قشنگ بود عوض نکردم.
حالم خیلی گرفتس
کلاس بندی کردن اما من با هیچ کدوم از دوستام تو یه کلاس نیستم.
خیلی بده....![]()
![]()
یه هفته دیگه هم مدرسه ها شروع میشه . از صمیم قلب تسلیت میگم به همگی
شروع ماه رمضونو هم با ۱۲ روز تاخیر تبریک میگم
ما رو دعا کنین
مریضا رو هم یادتون نره
سعی میکنم از این به بعد زودتر آپ کنم .
ببخشید که به همه نمیتونم خبر بدم
زلزله جان اگه تونستی زحمتشو بکش بی زحمت![]()
یه بازی هم بود چند نفر دعوت کرده بودن.ایشالا در پست های آینده...
خب دیگه فعلا ![]()
بای
سلام
خسرو شکیبایی صبح جمعه ۲۸ تیر ماه در سن ۶۴ سالگی به علت ایست قلبی
در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت. وی مدتی دارای سرطان کبد بود بر اساس
گزارش تیم پزشکی بر اثر سرطان فوت نموده است.
یه فاتحه واسش بخونین
علاقه ی خاصی بهش نداشتم اما ازش بدم هم نمی اومد.
مهم اینه که اونم یه انسان بود
یه کسی مثله بقیه
البته با این تفاوت که می شناختیمش....
خدا بیامرزتش...
گفتگو با خدا
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم.
خدا گفت:پس مي خواهي با من گفتگو كني؟
گفتم اگر وقت داشته باشيد؟
خدا لبخند زد.
"وقت من ابدي است."
چه سوالاتي در ذهن داري كه مي خواهي از من بپرسي؟
"چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند؟"
خدا پاسخ داد:
اينكه انها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند.
اينكه سلامتشان را صرف بدست اوردن پول مي كنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتي مي كنند.
اينكه با نگراني نسبت به اينده زمان حال فراموششان مي شود.
انچنان كه ديگر نه در اينده زندگي مي كنند و نه در حال .
اينكه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و چنان مي ميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند.
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم.
بعد پرسيدم ....
به عنوان خالق انسانها مي خواهيد انها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد: ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد. اما مي توان محبوب ديگران شد.
ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد.
ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل كساني كه دوستشان داريم ايجاد كنيم. وسالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التيام يابد.
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.
ياد بگيرند كساني هستند كه انها را عميقا دوست دارند.
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز كنند يا نشان دهند.
ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و انرا متفاوت ببينند.
ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران را ببخشند بكه خودشان هم بايد خود را ببخشند. و ياد بگيرند كه من اينجا هستم.......هميشه.
***********************
زلزله
الهی خطاها لباس ذلت بر تن من پوشانده است و دوری از تو لباس بیچارگی بر تنم کرده است پس ای امید من با توبه به درگاهت لباس خوشبختی و افتخار بر تن من بپوشان
**************************
الهی از نفسی که همیشه به بدی دستور می دهد و به خطا روی می آورد و به نا فرمانی از فرمان های تو مشتاق است و پیوسته اعمالی انجام می دهد تا مورد خشم تو قرار گیرد به تو شکایت آورده ام
**************************
الهی آیا تو این گونه هستی که بعد از آن که به تو پناه آوردم من را عذاب می کنی؟ بعد از آن که به تو علاقه مند شدم من را از خودت دور می کنی؟ آیا امید من را به ناامیدی تبدیل می کنی؟ نه هرگز! تو هرگز من را ناامید نخواهی کرد!
**************************
الهی ای آن که اگر بنده ای چیزی از تو طلب کند به او می دهی و زمانی که چیزی در فکرش آرزو می کند او را به آرزویش می رسانی و وقتی گناهکاری به تو روی می آورد گناهش را پنهان می کنی و می پوشانی
***************************
الهی نعمت های بسیاری که از سوی تو می رسد باعث شده تا به جا آوردن شکرانه ی نعمت هایت را فراموش کنم آن قدر به من نعمت عطا کرده ای که نمی توانم آن ها را بشمارم
***************************
الهی اطاعت کردن از تو را در قلبم قرار بده . من را از نا فرمانی ات دور کن . من را جز بهشتیان قرار بده و حق و راستی را در قلبم ثابت ماندگار و همیشگی کن
****************************
الهی چه کسی است که شیرینی محبت تو را چشیده باشد و خدایی دیگر را پرستش کرده باشد؟ و نزدیکی چه کسی از نزدیکی تو دوست داشتنی تر است؟ خدایا من را از کسانی قرار بده که برای نزدیکی و مهر خودت انتخاب کرده ای
****************************
الهی ای پناهگاه بی پناهان ای راحم مسکینان ای شفا دهنده ی بیماران ای نیاز نیازمندان اگر به تو پناه نیاورم به چه کسی پناهنده شوم؟ اگر به توانایی تو روی نیاورم به که روی آورم؟
*****************************
الهی تو همان پناهگاه و نگهبان و رحم کننده و اجابت کننده و جبران کننده و یاور و دادرس همه ی جهانیان هستی که جز به تو به هیچ کس نمی توانم امیدوار باشم
**************
![]()
روز مادر مبارک ![]()
![]()
**************
زلزله
به نام تک نوازنده ی گیتار هستی
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*
سلامی به گرمی آفتاب و به سردی دنیا........
اولین چیزی که می خواستم بنویسم این بود که بگم من زلزله ام![]()
دومین چیزی که می خواستم نویسم این بود که بگم تروخدا یه راه حلی برای حل این مشکل وبمون پیدا کنید هر کسی که آپ می کنه (چه من چه شیطونک)می نویسه نوشته شده توسط شیطونک
اعصابم دیگه خورد شد هر وقت می خوام آپ کنم باید بنویسم زلزله دیگه داره لجم بالا میاد ترو خدا یه راهی بیابید![]()
سومین چیزی که می خواستم بنویسم این بود که یه مطلبی می خواستم بنویسم مثله دفعه های قبل و چون این آخرین مطلب است تصمیم داشتم اسم اون کتابه رو که از روش اینا می نوشتم بنویسم که بیچاره نویسنده بهش برنخوره
اسم کتابش اینه:توی پرانتز
اینم مطلبه :
گفتگوی زیر از میان صحبت های دو تا دوست که هنگام ختم یکی از افراد نزدیکشان دم در مسجد ایستاده اند و به مردم خوشامد می گویند شنیده شده است:
- حالا چه جوری سقط شد؟
- هیچی دیگه! از بالای پشت بام آجر افتاد روی کله اش جابه جا مرد.
- مردنش هم مثل آدم ها نبود. خب حالا که می خواست بمیرد مثل آدم سکته می کرد دیگه !
- چه می دانم؟ باز هم خدا رو شکر که مرد. نوح هم انقدر عمر نکرد. یاروتوی هشتاد سالگی می خواست ماشین مدل بالا بخرد.
- حالا لًشٍش را چه کار کردند؟
- هیچی بردند توی قبرستان دفن کردند
- حیف آن قبر! کاشکه جسدش را می سوزاندند تا استخوان هایش قبر را نلرزاند. یادت هست یک بار ازش پول قرض می خواستم گفت: ندارم. پول مفت ندارم. پول می خواهی باید کار کنی.
- آره خدا لعنتش کند یک بار هم یک ماشین قراضه به من فروخت پول یک ماشین نو را از من گرفت.
..........
چند لحظه بعد مراسم ختم تمام می شود و مردم از مسجد بیرون می آیند پسر آن مرحومی هم که در بالا ذکر خیرش بود گریه کنان در میان مردم است. یک دفعه آن دونفری که جد و آباد یارو را فحش های اینترنتی می دادند با عجله می روند جلو . یکی از آن دو از ته دل گریه ای سر می دهد و خودش را با گریه در آغوش فرزند آن مرحوم می اندازد و با گریه می گوید : < آخ....خدا رحمت کند آمیرزا را . چرا رفت؟ کاشکی من به جای او می رفتم. آخر الان که وقت رفتنش نبود.او که سنی نداشت.چه قدر دنیا بی وفاست!!!>
و رفیقش که سر ماشین قراضه روح مرحوم را به ناخالص آلوده بود با سوز و گداز می گوید : < خدا رحمتش کند چه قدر دست و دلباز بود یک ماشین به من داد که الان تازه ارزشش را می فهمم آن را با دنیا هم عوض نمی کنم!!!>
..............
ما معتقدیم اکثر مرحومین از مرگ خودشان راضی و خوشحالند کمترین فایده ی مرگ برای آن ها این است که در آن دنیا از دست این گونه آدم های دورو در امانند!!!!!
اینم از این![]()
و حالا چهارمین چیزی که می خواستم بنویسم یه چند تا توصیه ست که اگه بخونین ضرر نمی کنین به دردتون می خوره![]()
* زندگی را مثله یک بستر گل ندان که همیشه از خار های آن بنالی بلگه زندگی را مثله یک چاه فاضلاب بدان که این خار توی اون هیچ ارزشی نداره!!!
* محبت سرلوحه ی عشق است و گریه اولین بهانه ی آن
* هیچ وقت انتظار نداشته باش که در زندگی تاس خوب را برنده بشی بلکه از خودت انتظار داشته باش که تاس بد را خوب بازی کنی!
* بعد از هر خنده ای گریه ای نهفته است بیخود نخندیم تا بیخود هم گریه نکنیم
*************************************************
تازه یه شعر قشنگی بود می خواستم بنویسم اول گفتم ننویسم بعد دوباره گفتم بنویسم همین که خواستم بنویسم ییهو مامانم اومد با کامپیوتر کار داشت منم مجبور شدم ننویسم ولی الان می نویسم(عجب نویس تو نویسی شد![]()
)
مگذار قلب شیشه ای ام
از غم عشق تو باز به درد آید
مگذار موج گریه و طوفان بی کسی ام
دوباره بر سرت آید
مگذار این روز های عاشقی
بالم بشکند و به دلم غم بنشیند
مگذار نگاهت ویرانم کند
گرچه من پایان راهم!!!!!!
کسی که غروب غم هایتان را خواستار است...
(قطعا اون بالاییه من نیستم همونیه که این شعره رو گفته
)
خب به عنوان پایان همین جوری از همین چیزای تکراری که تو خاطره ها می نویسن می نویسم
:
امیدوارم قطار زندگیتان تا ابدیت بر روی ریل های خوشبختی در حال سوت زدن باشد و کشتی آرزوهایتان برای همیشه بر ساحل خوشبختی بنشیند
خب دیگه فک کنم چیزی واسه گفتن نداشته باشم![]()
![]()
![]()
موفق باشید![]()
![]()
قبل از سلام بگم زلزله م که یادم نره
سین را از ستاره ها "لام را از لاله های وحشی " الف را از ابر ها " و میم را از محبت می گیرم و سلام را به شما تقدیم می کنم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
( فقط برین تو کف قافیه ش![]()
)
خوب چه طورین ؟؟؟
خوفین؟؟؟
خوشین؟؟؟؟
شلامتین؟؟؟؟
خوش میگذره؟؟؟؟(با تابستوووووووون.........
)
باورتون نمیشه همین الان دقیقا همین الان یکی زنگ زد رفتم گوشیو برداشتم میگه الو سلام مامان![]()
![]()
![]()
![]()
(تازه صدای طرف خیلی بزرگ میزد)![]()
تروخدا ببینین چه زمونه ای شده الکی الکی سی چهل سال سنمون رو زیاد می کنن
ناسلامی ما نوجوونیم
نه مادربزرگ ![]()
![]()
![]()
خوب خلاصه از این حرف ها گذشته می خواستم همین جوری نظرات نظر سنجی رو بزارم بعد ییهو دیدم نیستش(ظاهرا شیطونک ورش داشته)منم گفتم بهتر![]()
![]()
![]()
به همین منظور جاش چند تا آیا میدانستید جهت اضافه کردن اطلاعات شما و از همه مهم تر غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان عزیز در دوران تعطیلات تابستان!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
- در هر ثانيه بيش از ۵۰۰۰ بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون بر خورد ميکند و
تصويری را که شما تماشا ميکنيد بوجود می اورد.
- اگر امواج ماوراي صوت را به قسمت محدودي از فضا كه در ان گرد و غبار و يا ذرات
دود سيگار موجود باشد بتابانيم اين ذرات با سرعت رسوب ميكنند.
- ايا ميدانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه ميرسد در حالي كه پايين ترين قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد.
- ايا ميدانستيد که معنی لغت کانادا به زبان سرخ پوستی يعنی روستای بزرگ.
- آيا ميدانستيد که ناخنهای دست چهار برابر ، سريعتر از ناخن های پا رشد ميکنند.
- آيا ميدانستيد که فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن ، احساس تشنگي ميکنيم.
- آيا ميدانستيد که در حدود يک سوم سرطانهايي که در نهايت منجر به مرگ ميشوند با آنچه که ميخوريم در ارتباط هستند.
- آيا ميدانستيد که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد ميکند.
*************************************************
خوب دیگه تموم شد![]()
(امیدواریم اوقات فراغتتان به اندازه کافی غنی شده باشد![]()
![]()
)
یه چیز دیگه هم که می خواستم بنویسم یه متنیه مربوط به یه انشا هستش که اونم باز از روی یه کتابی خوندم اونم جالبه(لااقل به نظر من جالب اومد)حتما بخونیدش خوشتون بیاد :
موضوع انشا
در مورد مرگ هرچه می دانید بنویسید.
با نام خدا انشای خود را شروع می کنم من در مورد مرگ چیز زیادی نمی دانم اما در خانه ی ما خیلی از مرگ صحبت می شودمثلا وقتی آبگوشتمان می سوزد مادرم با دست می زند توی صورتش و داد می زند : وای خدا مرگم بدهد! مادرم روزی سه-چهار دفعه این جمله را می گوید همچنین وقتی به خاطر کاری ما را معطل می گذارد و ما کلافه می شویم از او میپرسیم : مامان پس من چه کار کنم؟ جواب می دهد : برو بمیر! ما دوست داریم به حرف مادرمان گوش بدهیم اما مرگ که دست خود آدم نیست پدر ما بنگاه معاملات ملکی دارد او وقتی می خواهد قسم بخورد می گوید: تو بمیری کم تر از این صرف نمی کند. او معمولا قسم های دروغش را این طوری می خورد اما قسم های راستش را با مرگ خودش تنظیم می کند وقتی هم که نداند حرفی که می خواهد بزند راست است یا نه می گوید: به مرگ خودم نه به مرگ بچه هام..... .. مرگ ما برای پدرم نعمت است چون باعث شده او زمین هایش را به قیمت خوبی بفروشد! اگر یکی از دوستان ما بیاید دم در خانه و سراغ ما را بگیرد پدرم می گوید: رفته قبرستان. یک بار ما به پدرمان انتقاد سازنده کردیم که چرا ما را جلوی دوستانمان کنف می کند؟ خلاصه به طور عاجزانه از او در خواست کردیم دیگر اسم قبرستان را نیاورد پدرمان هم در رفتارش تجدید نظر کرد و از آن به بعد اگر کسی در خانه مان می آمد و سراغ ما را می گرفت پدرمان می گفت آقا تشریف برده اند گل بچینند! اگر دوستمان سریش می شد و می پرسید: می شود بگویید از کجا رفته اند گل بچینند که برویم پیدایش کنیم؟ پدرمان باز عصبانی می شد و می گفت: از قبرستان. البته ما چند بار با پدرمان بحث و تبادل نظ ر کردیم وبه او ثابت کردیم که در قبرستان گل نمی روید و از او خواستیم لطف کند و سر دوستانمان فریاد نکشد چون زشت است و بی ادبی می باشد پدرمان هم با عصبانیت پدرانه ای گفت: بی ادب آن بابای گور به گور شده ات است. بعد که فهمیدند بابای ما خودشان هستند مجبور شدند ما را تحت تربیت فیزیکی قرار دهند.دیگر این که اگر ما در جمع خانواده مان نظر سازنده ای ارائه کنیم پدرمان با کمال مهربانی می گویند: پسرم تو فعلا خفه شو تا ببینم بعدا چه می شود...
در این موقع معلم که حوصله اش سر رفته انشای دانش آموز را قطع می کند و می گوید اتفاقا پدرت خیلی هم خوب می گوید خفه خوب بگیری با این انشایت. انشا می خوانی یا آدم را می ترسانی؟مگر خانه تان برزخ است که در آن این قدر صحبت از مرگ می شود؟نکنه عزرائیل توی خانه تان لانه کرده؟ دانش آموز: آقا اجازه؟به مرگ خودمان همین جوری بود که گفتیم!!!!
یه چیزه دیگه هم هست
البته این یکی دیگه کوتاهه
:
می گویند سفر باعث شاد شدن روحیه و باز شدن دل ها می شود فهرست زیر لیست شاد شدن یک روحیه ی معمولی پس از سفر به اصفهان است : کرایه ی رفت و برگشت : ده هزار تومان
هزینه های مهمانخانه : پنجاه هزار تومان
خورد و خوراک : بیست هزار تومان
بازدید از مکان های دیدنی : ده هزار تومان
خریدن گز و پولکی برای فامیل : ده هزار تومان
جمع : صد هزار تومان
آخرین خبر ها حاکی است که طرف پس از شاد شدن روحیه اش سکته ی ناقص کرده است!!!
*****************
خوب دیگه تموم شد![]()
حالا به عنوان پایان همین جوری از روی بیکاری چند تا شکل دیگه مثله قبلیا میذارم(البته به احتمال خیلی خیلی زیاد دیدینشون ولی خوب من همین جوری میذارم که دوباره ببینین![]()
![]()
)
دوتای اولی پروانه هستن
$$$$$$_______________________________$$$$$
__$$$$$$$$*_______*I♥U* _______,,$$$$$$$$*
___$$$$$$$$$$,,_______________,,$$$$$$$$$$*
____$$$$$$$$$$$$___ ._____.___$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$,_'.____.'_,,$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$,, '.__,'_$$$$$$$$$$$$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$.@:.$$$$$$$$$$$$$$$$
______***$$$$$$$$$$$@@$$$$$$$$$$$****
__________,,,__*$$$$$$@.$$$$$$,,,,,,
_____,,$$$$$$$$$$$$$* @ *$$$$$$$$$$$$,,,
____*$$$$$$$$$$$$$*_@@_*$$$$$$$$$$$$$
___,,*$$$$$$$$$$$$$__.@.__*$$$$$$$$$$$$$,,
_,,*___*$$$$$$$$$$$___*___*$$$$$$$$$$*__ *',,
*____,,*$$$$$$$$$$_________$$$$$$$$$$*,,____*
______,;$*$,$$**'____________**'$$***,,
____,;'*___'_.*__________________*___ '*,,
,,,,.;*____________---____________ _ ____ '**,,,,
*.°
?
...°
....O
.......°o O ° O
.................°
.............. °
............. O
.............o....o°o
.................O....°
............o°°O.....o
...........O..........O
............° o o o O
......................?
...................?
...............?
...........?
........?
....?
.?
*?´¨)
¸.-´¸.-?´¨) ¸.-?¨)
*******************
........#....................................# •*¨) ¸ .•*¨)
.......###..............................### •*¨) ¸ .•*¨)
.....######....**......**....###### •*¨) ¸ .•*¨)
....########....*...*....######## •*¨) ¸ .•*¨)
....#########....**...######### •*¨) ¸ .•*¨)
.....#########...@...######### •*¨) ¸ .•*¨)
......#########..@..######### •*¨) ¸ .•*¨)
........#########@######### •*¨) ¸ .•*¨)
..........########@######## •*¨) ¸ .•*¨)
........#########@######### •*¨) ¸ .•*¨)
......#########..@..######### •*¨) ¸ .•*¨)
....#########....@...######### •*¨) ¸ .•*¨)
....########...............######## •*¨) ¸ .•*¨)
....######.............…........###### •*¨) ¸ .•*¨)
.....####...............................#### •*¨) ¸ .•*¨)
.......#......................................# •*¨) ¸ .•*¨)
بعدیش یه گله(احتمالا شقایق)وبعدیش هم گل لاله ست :
_________________@@@
______________@@@_____@
________@@@@@________@@@@@
_______@@@@_____------------___@@@@@
_______@@@@________@@___@@@@@@@
_______@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@_____------------__________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________---------------------_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________ --------------___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@__________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
___8888___88888888___8888_
___888888_8888888888_888888___
___888888888888888888888888___
___888888888888888888888888__
____8888888888888888888888__
_____88888888888888888888__
_______8888888888888888___
_________888888888888____
______________**___________
____####______**______####_
___#######____**____#######
____#######___**___#######_
______######__**__######__
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*
آخریش هم نمی دونم چیه خودتون بفهمین دیگه به من چه![]()
___________00000_____00000
___________0000________________0000
________00_________________________00
______0_______________________________0
____0__00000___00000___________________0
___0__0000000_0000000___________________0
__0___000000000000000__000000000000000___0
_0_____0000000000000____0000000000000_____0
00______00000000000_______________________00
0_________0000000__________________________0
0___________000____________________________0
0____________0_____________________________0
0___________________________________________0
0__________________________________________0
0__________________________________________0
_0___________000____________000___________0
__0____________00000000000000____________0
___00____________000____000____________00
_____0_____________000000____________0
_______00__________________________00
تموم شد![]()
(به قول صبا جون:)نظررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
یادتون نره![]()
![]()
موفق باشید![]()
سلام سلام سلام
خوبین؟؟؟
چه خبر؟؟؟
بعد از مدت ها بالاخره اینجانب(زلزله
) اومدم آپ کنم![]()
البته یه آپ طولانی!!!!!با سه تا موضوع![]()
اولیش این که تولد وبلاگمون مبارک![]()
![]()
![]()
هم اکنون وبلاگمون یک سال یه ماهشه(اقو اقو اقو
)
دومیش یه مطلب نسبتا طولانیه
این مطلبه رو به نظرم جالب اومد گفتم بنویسمش شما هم فیض ببرین
در مورد شاهان ایران زمینه
:
شاهان در ایران سابقه ی دو هزار و پانصد ساله دارند و ماشاالله پر سابقه هستند.شاهان همیشه باعث خدمات ارزنده بودند مثلا اگر از آن اول بخواهیم شروع کنیم شاپور ذوالاکتاف از پادشاهان دل رحم ساسانی بود که دستور میداد کتف دشمنان را سوراخ کنند
و از آن ها طناب رد کنند بعد ان ها را همین طور زنده زنده از سقف آویزان کنند تا بفهمند دنیا دست کیست(به خاطر همین ذولاکتاف نامیده شد
)او با این کارش باعث شد تولید طناب بالا برود![]()
![]()
بعد هم خسرو پرویز( که جز همان کلکسیون ساسانی بود)از بس کم رو بود نامه ی مبارک پیامبر اسلام را پاره کرد و به خاطر همین حکومت خودش هم جر خورد![]()
![]()
وقتی به دوران پس از اسلام نگاه میکنیم به آقای محمود غزنوی میرسیم که آن شیرین کاری را با انسان بزرگی مثله فردوسی کرد و او را به جرم شیعه بودن آزرد و حتی اجازه نداد او را در گورستان مسلمانان دفن کنند
.فردوسی هم نامردی نکرد و چند تا بیت کلفت برایش سرود که هم آبش شد و هم نانش![]()
![]()
.در سده های اخیر به دوره ی قاجار بر میخوریم که برای مرور خدمات آن ها باید دستمال بگیریم جلوی چشمان و یکریز مصیبت بخوانیم و گریه کنیم . آقا محمد خان که فاتحه ... از بس مهربان بود هنوز هم می ترسیم در موردش صحبت کنیم![]()
![]()
![]()
.فتحعلی شاه اما آدم بزرگی بود![]()
و از حامیان اصلی حقوق زنان به شمار می رفت . او بیش از هزار زن در حرم سرای خود داشت![]()
![]()
.ناصر الدین شاه هم که خیلی خجالتی بود و همیشه پیش انگلستان و روسیه شکسته نفسی می کرد.این جمله ی معروف از اوست : می خواهم به شمال مملکت بروم سفیر انگلستان اعتراض می کند می خواهم به جنوب مملکت بروم سفیر روسیه اعتراض می کند ای مرده شور ای سلطنت را ببرند که حق ندارم به شمال و جنوب کشورم بروم.(ما با جمله ی آخر این سخن که راجع به مرده شور است موافقیم ![]()
)شاهان تا همین اواخر در مملکت ما نماینده داشته اند.آخری اش خدا رفتگان شما را هم بیامرزد همین پهلوی خودمان بود. ایناین شاه پهلوی خیلی آدم روشن فکر و فهمیده ای بود و افراد تحصیل کرده و با کلاسی دور خودش جمع کرده بود. نمونه اش همین دکتر شعبان بی مخ.ای شاه پایانی کله اش خوب کار می کرد.مثلا روزی شش بشکه نفت صادر می کرد و عوضش مواد ارزشمند و حیاتی مانند رژلب - سیخ و تیله
وارد می کرد که باعث شکوفایی اقتصاد ایران می شد![]()
.او به شعار جمعیت کمتر زندگی اعتقاد راسخی داشت و به خاطر همین به تیمسار نصیری دستور داده بود آدم های اضافی ایران را قصابی کند!!!!!!!!!!![]()
**********
و خلاصه این بود اون مطلب نسبتا طولانی که گفتم![]()
![]()
و سومین چیزی که می خواستم بزارم دو تا عکس قشنگ بود(البته نمی دونم میشه اسمشو عکس گذاشت یا نه)
. . . . . . . .*. . . . . . . ** *
. . . . .. . . . . .*** . . * . . *****
. . . . . . . . . . .** . . **. . . . .*
. . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .*
. . . . . . . . . .****. . . .** . . . ******
. . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . **
. . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.**
. . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . *
. . . . . . . .******. . . . .*. . . . . *
. . . . . . . .******* . . .*. . . . .*
. . . . . . . . .*********. . . . . *
. . . . . . . . . .******* . ***
*******. . . . . . . . .**
.*******. . . . . . . . *
. ******. . . . . . . . * *
. .***. . *. . . . . . .**
. . . . . . .*. . . . . *
. . . . .****.*. . . .*
. . . *******. .*. .*
. . .*******. . . *.
. . .*****. . . . *
. . .**. . . . . .*
. . .*. . . . . . **.*
. . . . . . . . . **
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . .*
. . . . . . . . *
. . . . . . . .
´´´´´´´´´´´´´´¶´¶¶´¶¶
´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´´´´¶¶´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´´´´¶´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶
´¶´´´´´´´´´´´´¶¶´¶´´´´´´´´´´´¶´´´¶
´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶´´´´¶
´¶´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶´´¶´´´´¶
´´¶´´´´´´´´¶¶¶¶¶´¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶
´´¶¶´´´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶¶¶¶¶´´´¶¶
´´´¶¶´´´´´´¶´´´´¶´´´´¶¶¶¶´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶´´´¶´´´´´¶´´´´´´´¶
´´´´¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´¶´´¶¶
´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶´´¶
´´´´´¶¶¶´´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´¶
´´´´´´´´¶¶¶´´´´´¶¶´´´´´´´¶¶
´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´¶¶¶¶¶¶´
´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´¶¶´¶
´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´¶´¶¶
´´´´´´´´´¶´´¶¶´´´´´¶´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶´¶´´´´´´´¶´´¶´
´´¶¶´´´¶¶¶¶´¶´´´´´´¶´´´¶¶¶¶¶¶¶
´´¶¶´´´´´´¶¶¶¶´´´´´¶´¶¶´´´´´¶¶
´´¶´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´´´´´´¶
´´´¶¶´´´´´´´´´¶´´´¶´´´´´´´´´´¶
´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب دیگه تموم شد![]()
دستام ترکید از بس نوشتم وای به حالتون اگه نظر ندین![]()
سسسسسسسسس .........للللللللللل.........ااااااااا..........مممممممممممم
اینم یه مدل جدید واسه سلام کردنه!!!!![]()
تعجب کردین نه؟؟؟؟![]()
نکردین؟؟؟![]()
خوب به جهنم!!!![]()
به هر حال جمعه ها که دیگه اجازه دارم بیام سر اینترنت(حالا خوبه
امروز پنج شنبه ست ها)![]()
![]()
![]()
![]()
خلاصه بیکار بودم![]()
![]()
راستی بگم زلزله ام
که بدونید شیطونک داره خر میزنه![]()
من جاش
اپ میکنم ( میگم کسی نمی خواد فردا جای من بره مدرسه
)
اها راستی یه چیز با حالی بود در مورد مدرسه که یکی از دوستام
بهم داده بود براتون میذارم البته نمی دونم شما ازش خوشتون میاد
یا نه من که خیلی خوشم اومد ولی ظاهرا شیطونک خیلی خوشش نیومد
ولی خوب باحاله بخونیدش :
مدرسه = قبرستان
درب مدرسه = درب ورودی قبرستان
راهروی مدرسه = تونل وحشت
هر کلاس = یک قطعه
هر نیمکت = یک قبر
پله های مدرسه = به سمت قبرستان طبقه بالا
اجنه گمشده و ارواح خبیسه = 1- ناظم 2- مدیر 3- معلم ریاضی
4- معلم فیزیک 5- معلم ادبیات
گورکن = معلم زیست
سنگ قبر با تزیین = معلم هنر
نوحه خوان سر قبر = معلم های دینی و قران
تهیه کننده ی متن سنگ قبر = معلم ادبیات
معلم جغرافیا = مشخص کننده محل جغرافیایی قبر
زنگ تفریح = حمله ی آپاچی ها
کارنامه = ان سوی آتش
بردن کارنامه به خانه = خانه در آتش
دفتر مدرسه = منطقه ممنوعه
جلسه ی دبیران = توطئه ای دیگر
نگاه دانش اموز به معلم = می خواهم زنده بمانم
اولین کسی که معلم او را پای تخته می برد = قربانی
تقلب = چشم هایم برای تو
معلمان مدرسه = جنگ جویان کوهستان
پای تخته = قتلگاه
کلاس درس هنگام خبر امتحان = جنگ جهانی سوم
حیاط مدرسه هنگام زنگ تفریح = مغولستان
زنگ زیست = راز بقا
امتحانات شهریور = شانس زندگی-تولدی دیگر
تعطیلات نوروز = روز های خوش زندگی
فرار از مدرسه از زنگ بیکاری = دیوانه از قفس پرید
خوب تموم شد!!!![]()
خوشتون اومد؟؟![]()
نیومد؟؟؟![]()
خوب به من چه؟؟؟![]()
![]()
اها راستی معادل فارسی یه چند تا کلمه ی بیگانه!!
رو(به به به به![]()
![]()
)
تو این چند روزه شنیده بودم که خیلی خنده دارن
گفتم بذارم یه کم
به معلومات عمومی تون اضافه بشه!!!البته نمی دونم شما شنیدین یا نه
ولی به هر حال میذارم
پاپیون = دو ور پف![]()
![]()
ساندویچ = دراز لقمه![]()
همبرگر = گرد لقمه![]()
موس = موشواره![]()
کلیک = تقه (برای مثال با موشواره تقه ی راست می کنیم!!!
)
و خلاصه همینا بودن
خوب دیگه تموم شد![]()
![]()
![]()
![]()
bye
سلام
چه خبر؟؟![]()
خوب اول بگم زلزله ام که بدونید![]()
دوم اینکه تا پایان امتحانات اپ نمی کنم
با توجه به اینکه امتحانات پیش ترم بلافاصله بعد از عید شروع شد
و امتحانات ترم هم بلافاصله بعد از اون شروع میشه دیگه نمی اپم
به خاطر امتحانات هم متاسفانه نتونستم عید رو تبریک بگم
البته یه بار اومدم بگم بعد برقا رفتن ضایع شدم
یه بارم بابام کامپیوتر رو خاموش کرد![]()
عیدتون مبارک![]()
![]()
![]()
خوب دیگه خداحافظ![]()
سلام دوستان
خوبید؟؟؟؟
چه خبر؟؟؟؟؟
خوش میگذره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیگدره؟؟؟؟؟؟؟؟به جهنم![]()
معمولی هستید؟؟؟؟؟؟![]()
یا نیستید؟؟؟؟؟؟؟![]()
یا گزینه د)الف و ب درست است؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
خوب دیگه از بیکاری داشتم تو خونه می پوسیدم
دیگه هیچ کاری نداشتم که بکنم
اخه ۴شنبه و ۵شنبه تعطیل بود ............دلتون بسوزه
به همین دلیل دیگر عمل مفیدی از ما سر نمیزد جز خوابیدن![]()
و باز به همین دلیل گفتم بیام اپ کنم ![]()
![]()
و اینم بگم که زلزله ام![]()
![]()
و خلاصه ممکنه البته ممکنه که این اپ بیش از حد استاندارد چرت و
پرت باشد(البته گفتم که ممکنه!!!)![]()
و اگرم چرت و پرت بود خلاصه به چرت و پرتیه خودتون ببخشید![]()
![]()
و با توجه به این که من هیچ مطلب و موضوعی برای نوشتن ندارم براتون
پیامک و ایا میدانستید میذارم
اول ایا میدانستید:
- آيا ميدانستيد شانس شبيه بودن دو اثر انگشت، يک به 64 ميليارد است.!!!!!
- آيا ميدانستيد 30 برابر مردمي که امروزه بر سطح زمين زندگي ميکنند، در زير خاک مدفون شدهاند.!!!!
- آيا ميدانستيد وقتي مگس بر روي يک ميله فولادي مينشيند، ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود.!!!!!!!!!!!!!!
- آيا ميدانستيد در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است، به اندازهاي سنگ به کار رفته که ميتوان با آن ديواري آجري به ارتفاع 50 سانتيمتر دور دنيا ساخت؟؟!!!.
- آيا ميدانستيد هر تکه کاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا کرد.!!!!!
- آيا ميدانستيد تعداد انسانهايي که به وسيله خر کشته ميشوند، از انسانهايي که در سانحه هوايي ميميرند بيشتر است.!!!!
- آيا ميدانستيد در 4000 سال گذشته هيچ حيوان جديدي رام نشده است.!!
- آيا ميدانستيد کوتاهترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد.!!!
- آيا ميدانستيد تعداد چينيهايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکاييهايي که انگليسي بلدند، بيشتر است!!
- آيا ميدانستيد بچهها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشککها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر ميشوند.؟؟؟؟
- آيا ميدانستيد ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا ميخورند.؟؟؟؟
- آيا ميدانستيد خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجويي کند.!!!!!!
- آيا ميدانستيد اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچوقت تمام نخواهد شد!؟
- آيا ميدانستيد به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر ميترسند تا از مرگ!
- آيا ميدانستيد يک سوسک حمام ميتواند 18 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.؟!
- آيا ميدانستي اولـيـن تــمـاس تـلفـني ايـران سـال 1285 خـورشـيـدي در تـهـران برقرار
شد؟
- آيا ميدانستي که ريسک ابتلا به آنفلوانزای مرغی يک بر صد ميليون ميباشد؟
- آيا ميدانستي بزرگترين مرواريد دنيا، 6.4 کيلوگرم وزن دارد. اين مرواريد حدود هفتاد و يک سال پيش در فيليپين از داخل يک صدف بسيار بزرگ در آورده شد.
- آيا ميدانستيد هزارپا، ده هزار نژاد متفاوت دارد و جالبتر اينکه هيچ کدام هزار پا ندارند وبيشترين پا را يک نوع نژادی دارد که در کاليفرنيا يافت ميشود، تعداد پاهای آن به هفتصد و پنجاه تا ميرسد؟
-آيا ميدانستي که موناليزا فاقد ابرو ميباشد زيرا در دوران رنسانس تراشيدن ابرو مد بوده است
- آيا ميدانستي که تقريبا نيمي از كل نشريات جهان در دو كشور آمريكا و كانادا منتشر ميشود
- آيا ميدانستي که نوعي كوسه داراي 3500 دندان مي بـــاشد كه از هيچ يك از آنها استفاده نميكند؟
- آيا ميدانستيد که ظروف پلاستيكي تقريبا پنجاه هزار سال در برابر تجزيه و فساد مقاومند
- آيا ميدانستيد که رشد كودك در بهار بيشتر است
- آيا ميدانستيد حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند
- با يک مداد معمولی خطی به طول 58 km می توان کشيد
- آيا می دانستيد آمونياک می تواند جذبيت نيکوتين که يک آلکالوئيد مخدرموجود در سيگار است را توسط سلولهای مغز تا ۱۰۰برابر افزايش دهد.
- آيا ميدانستي که در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد
- هر سال از 600/557/31ثانيه تشكيل شده است.
و حالا پیامک :
قبل از ازدواج:
مرد :اره دیگه نمی تونم بیش از این منتظر بمونم
زن :می خوای از پیشت برم
مرد :نه فکرش را هم نکن
زن :منو دوست داری؟
مرد :البته
زن :ایا تا به حال به من خیانت کرده ای؟
مرد :نه چرا چنین سوالی می کنی؟
زن :منو مسافرت می بری؟
مرد :مرتب
زن :ایا منو میزنی
مرد :به هیچ وجه من از این ادم ها نیستم
زن :می تونم بهت اعتماد کنم
بعد از ازدواج :
همین متن را ایندفعه از پایین به بالا بخوانید
----------------------------------------------------------------
صداقت خواستم داشتی . مهربانی خواستم داشتی . عشق خواستم داشتی . قورقوری جون گل کاشتی هر چی که خواستم داشتی(تقدیم به قورباغه ی زندگی من)
--------------------------------------------------------------------
ارامش در زندگی بهترین چیزه :
بیا به ارامش فکر کنیم . به زندگی . به عشق . به زیبایی . به بهشت . به جهنم . به درک . به تو چه . به من چه . برو بابا اعصاب ندارم
--------------------------------------------------------------------
به سیاه پوسته میگن شامپو بدنت چیه ؟میگه مشکین تاژ
-----------------------------------------------------------------
یارو نماز قضاهاش زیاد میشه کاربن میذاره زیر جانمازش!
-------------------------------------------------------------------
به ترکه می گن شغلت چیه؟میگه یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو نمی گه
------------------------------------------------------------------
ریزش مو های خود را به دست خدا بسپارید...................شامپو ید الله
----------------------------------------------------------------
نویسنده ی ترک : شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید پیرمردی جوان یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوشخراش شب قدم زنان نشسته بود
-----------------------------------------------------------------
گرد و خاک تنهایی دلم را با جاذبه ی نگاهت زدودی و خانه ی قلبم را از غم پاک کردی .................حالا که زحمت میکشی یه دستی هم رو میز بکش
-----------------------------------------------------------------------
یه روز یه مرده میره معدن حالا بقیش باشه واسه بعد
--------------------------------------------------------------------
یه روز افتاب پرست می افته تو جعبه مداد رنگی هنگ میکنه
خوب دیگه بسه خسته شدم بقیش باشه واسه بعد!!!!
بای بای![]()
سلام !
باور کنین این دفعه دیگه خود خود زلزله ام !![]()
به هر حال بعد شونصد بار بالاخره لطف کردم مثه یه بچه ی آدم اومدم word رو باز کردم و حالا
هم دارم تو word مطلب وب رو تایپ می کنم ![]()
![]()
خدا میدونه چند بار این بلاگ فای کوفتی هر چی اپ کرده بودم رو پاک کرده![]()
امروز هم به این دلیل اومدم که فردا شیمی داریم و همش دو صفحه درس داده و حرفه هم که
فردا بخور بخوره حسابی ! قراره غذا درست کنیم ...................دلتون بسوزه![]()
زنگ اخر هم ورزش داریم و نیست که خیلی درس دشواریه واسه همین کلی نشستم واسش خر
زدم!!!!!!!!!!![]()
خلاصه می گفتم مامانم هم رفته خونه مادر بزرگم و بابام هم رفته فوتبال البته باید بگم که
خواهرم هم با مامانم رفته و من دارم حسابی حال می کنم!!!!!......بازم دلتون بسوزه
خوب امروز هم که چقدر روز جالبی بود مسابقه ی آینده سازان داشتیم و من هم حسابی خوب
دادم(اره جون دلم)...................ریاضیش افتضضضضضضضضضضضضاح بود
وقتی سر امتحان به ریاضی رسیدم :
خوب سوال اول رو که اصلا نفهمیدم چی شد از بس قاطی پاتی بود این رو بی خیال شدم
حالا سوال دوم اینم بلد نیستم(البته دو ساعت داشتم سرش فک میکردم خیر سرم )خلاصه اونم
بی خیال شدم
حالا سوال سوم بازم بی خیال بریم بعدی![]()
سوال چهارم رو دیگه خوشبختانه به جواب رسیدم
و همین طور : ........... از 15 تا سوال فقط 4 تاشون رو به جواب رسیدم!!!!!!!
البته خوشبختانه بقیه رو خوب دادم
قیافه ی بچه ها از همش جالب تر بود همه ابرو ها تو هم تو کف سوالا بودن![]()
![]()
یه دفعه فک نکنین که می خوام بقیه ی سوال ها رو بگما چون من اصلا و به هیچ وجه نمی گم
شنبه هم قربون اون نفهمی معلم فارسیمون برم المپیاد فوق اجباری فارسی از سه سال
راهنمایی داریم و من یک کلمه هم نخوندم دلش خوش فک کرده بیکاریم تازه 5 نمره ازشم
مال مستمره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!@#...//بو....الو کجایی خوبی؟؟؟؟ .........
اهم اهم ببخشید خط تو خط شد !!!![]()
![]()
ریاضیه عزیز هم می خواهند لطف کنند کویز از معادله ی خط بگیرند که باز هم این از
الطاف و نظر خاصی است که نسبت به ما دارن (ای بدبخت ما)![]()
البته باید بگم که ما بچه های زرنگی هستیم و باید تا اخرش سر المپیاد بمونیم و سوال ها رو با
حوصله و دقت بسیااااااااااااااااااااااار حل کنیم به همین دلیل می خواهیم یک دو زنگی رو
بگیریم (تقصیر معلم فارسیمونه(همون لرکی) که انتظار داره المپیاد رو خوب بدیم)
تازه این برنامه ی شنبه ست هنوز روز های دیگه ای هم در پیشه![]()
تازه حالا ست که دارم به با شعوریه اون کسی که امتحانات سوم راهنمایی رو نهایی کرد پی
میبرم !!!!
حالا دارم می فهمم که کاش فارسی هم نهایی می شد![]()
![]()
یه چند تا جک قدیمی و جدید هم قاطی میذارم دلتون نسوزه :
.
.
.
.
.
متاسفانه به دليل اختلال در كيبورد ازنوشتن جك معزوريم
خوب دیگه خسته شدم بستونه
باى باى![]()
سلام و هزاران سلام ... درود و هزاران درود....
خوب هستین در سلامتیه کامل به سر میبرین؟؟؟ ها؟؟؟
آره؟
خب به درک
نه؟
امتحان دارین؟
خب به جهنم.
اصلا امتحان امتحان که هی میگن چی هست؟؟![]()
من تا حالا اسمشم نشنیدم
میبینی والا؟دروغ تو روز روشن خوبه همین الان خودم گفتم امتحان اون وقت میگم تا حالا اسمشم نشنیدم.
زشته! زشته! واقعا
امروز گفتم بیام راجع به یکی از اتفاق های مدرسه یه چیزی بگم بخندین.
اولا این که ما یه امتحان فارسی آسون تو عمرمون دادیم که همین آخری بود و معلم اون کلاس طرحش کرده بود.
من فکر کردم کامل میشم. اما وقتی امتحانا رو دادن دیدم به من داده بود ۱۹.۵
یه غلطم این بود که نقش الهی رو به جای صفت نوشته بودم مضاف الیه.
این ۰.۲۵ بعد یه جای دیگه گفته بود یکی از آثار پیر هرات رو (خواجه عبدالله انصاری)بنویسین.
توی کتاب یه نثر بود به اسم الهی که مال پیر هرات بود.بعد توی تاریخ ادبیاتا نوشته بود متن زیر با تلخیص از مناجات نامه.
حالا من توی امتحان که یه اثر می خواست نوشتم "الهی" بعد دیدم غلط گرفته.
گفتم خانوم واسه چی؟
گفت خب باید کتابشو مینوشتی
گفتم آخه چه فرقی میکنه ؟ اثر اثره دیگه
میگه نه باید کتابشو مینوشتی
گفتم اگه این طوره پس چرا ننوشتین کتاب رو بگین؟؟
تازه چرا "آیات حق تعالی" رو که قسمتی از کتاب نمیدونم چی چیه محمد بن محمد انصاریه رو که نوشتم غلط نگرفتین؟
گفت خب اونجا ارفاق(احیانا ارفاغ ) ((چه میدونم فک کنم همون ارفاق !!!! )) کردم بهت.
منم چشام گرد شد اینجوری![]()
بعد رفتم نشستم.
زنگ که خورد رفتم پیشش گفتم خانوم من اگه یه شعر بگم این شعر چیه من حساب میشه؟؟؟
گفت اون شعرا که راجع به آقای قیصر امین پوره ۲ نمره داره واسه مستمرتون
((اخه خانوم فرمودن راجع به مرحوم آقای امین پور یه متنی یا شعر کوتاهی درادامه ی اشعارش یا نقد و برداشت از آثارش .یا .... خلاصه به عبارت ساده تر کاشت و داشت و برداشت بنویسین و اگه کسی ننویسه ۲ نمره کم میشه از مستمر ترم اولش))
آخه قبلش یکی از بچه ها یه سوال در این باره پرسیده بود این بنده خدا هم قاطی کرد.
خلاصه گفتم نه خانوم همین جوری اگه من یه شعر بگم چیه من حساب میشه؟؟؟(منظورم این بود که اگه اثر من حساب نمیشه پس چی حساب میشه؟)
یه کم فکر کرد بعد خندش گرفت و گفت : میشه سروده ات.
دیگه من داشتم منفجر میشدم.
تازه امروزم دیکته هامونو داد. به من داده بود ۱۹
تضییع رو غلط گرفته بود .
دندونه هاشو شمردم دیدم درسته.
گفتم خانوم ببخشید این کجاش غلطه؟؟؟
گفت باید مینوشتی تضییع .
گفتم خب پس این چیه؟
گفت این ح نه ع
گفتم بابا من مطمینم این ع من تو عمرم تا حالا تضییع رو با ح ننوشتم.
گفتم بیا دقیق نگا کن ببین.
اگه یه کم دقت میکرد قشنگ معلوم بود.
نمیدونم چه طوری تو اون قسمت جوهر خودکارم کم رنگ شده بود.اخه خودکاره نوکش باریکه خیلی هم مثله فابر کاستل و بیک و اینا پر رنگ نیست.
گفتم خانوم من مطمینم اینو با عین نوشتم. نگا کنین دقیق
گفت برو بشین
رفتم
من هیچ وقت تو مدرسه گریه نمیمنم بر عکس بقیه ی دخترا
از امادگی تاپنجم دبستان شاید ۳ .۴ .
این سه سال راهنمیی رو هم اصلا
همه هم شاهدا
ولی این دفعه هم گریه نکردم(چیه ضایع شدی؟؟)اماخیلی ناراحت شدم .
وقتی بغض میکنی دیدی چه جوری میشه قیافت؟
اون جوری
نشستم
۲ دقیقه بعد انشا ها رو داد.
رفتم بگیرم قیافمو که دید گفت ....؟ (ها .... اسمم دیگه سکرت بیده )
ببین امسال اتحاناتون نهاییه معلما همون چیزیو که میبینن بش نمره میدن. نه این که این جوری.
منم گفتم باشه و با همون قیافه رفتم نشستم.
موقع امتحان دیکته معلم تاریخمون که دیکته رو میخوند "تکه" رو بدون تشدید خوند(آخه اونایی رو که تشدید داشتن خیلی ضایه می خوند) بعد ما تشدیدشو خط زدیم.
این معلمه ما از یکی از بچه ها که تشدید نذاشته بود ۵/. نمره کم کرده بود ولی از بقیه نه.
از جمله برای جیر جیرک که غایب بود
این دوست ما بگه ی خودشو جیرجیرک و برد و گفت قضیه چیه.
معلم هم بش گفت خب اشکال نداره برو بشین(یعنی هیچی...)
بهدش گفتم ...... بیا مال من و دو سه نفر دیگه رو هم ببر تا ببینه که فقط از تو غلط گرفته.
برگه ها رو برد بعد که اومد گفت تازه واسه شما هم نیم نمره کم کرد .من (دوستم گفت من .نه من!)
گفتم خانوم کم نکنین ازشون بعد اون راضی شده و ازما(من و سایرین) کم نکرده ولی به اون دوستم که از اول بش کم داده بود اضافه نکرده بود .
خلاصه نه جونم برات بگه اینم گذشت و خواست نمره هار وارد کنه.
مارال ...
غزال ...
...... ؟)تو چه قد خنگي ديگه.اسم منو خوند الان)
گفتم خانوم نوزده دادين بهم
كيف كردم خداييش اين جوري كه بش گفتم
گفت.....(اه تو ديگه چه قدر خنگي ! هنوز نفهميدي اسممو گفته اين جا؟)
گفت .... كردمش نوزده و نيم اين دفعه
منم تو دلم گفتم به درك.
خب حقه من كامل بود چون بقيه ي بچه ها هم كه برگمو ديدن تاييد كردن كه با يه كم دقت ميشد تشخيص داد كه من درست نوشتم.
اين بود قصه ي پر غصه ي ما.
حالا خودتون قضاوت كنين
ما چي كار كنيم با اين معلما؟
البته خداييش درس دادنش خوبه ولي نمره دادنش...... خدا نصيب گرگ بيابون نكنه ...
تازه تازه يكي از بچه هامون آبله مرغون گرفت خوب شد الان جيرجيرك گرفته به جاي جير جير الان داره قد قد ميكنه واسه همينم غايب بود
از يكشنبه هم امتحاناي ترم شروع ميشه(عيدي مونه ديگه) البته اصلش از فرداس ولي اينايي كه اين هفته ميديم فارسي و قران و هنر و اين جور چيزاس.
راستي عيد قربان و شب يلداتون پساپيش و عيد غديرتونو پيشاپيش مبارك باشه.دعا كنيد امتحانا روخوب بشيم همه با هم ![]()
اگرم كسي ميتونه شعري. متن ادبي .چيزي بگه هم اكنون به ياري صورتيش نيازمنديم....
خب فعلا تا معلوم نيست كي
باي باي
سلام
خوبین؟
دلم تنگ شده بود؟
با مدرسه چه طورین؟
خوش میگذره که ایشالا؟
ما که داریم کیف میکنیم . من یکی که تا ۱۱.۱۲ شب مشق مینویسم.![]()
گفتم بیام نتیجه ی نظر سنجی "مجری مورد علاقه " رو بذارم.
بعدم چند تا جوک و معرفی زمان چند تا برنامه
| « مجری مورد علاقه » |
![]() مجری مورد علاقه ی شما کدامست؟ |
1- سید محمد حسینی
.
.
2رای - 10.5%
. 2- داریوش فرضیایی
.
.
3رای - 15.7%
. 3- فرزاد حسنی
.
.
5رای - 26.3%
. 4- احسان علی خانی
.
.
.
2رای - 10.5% 5- حسین رفیعی
.
.
0رای - 0%
. 6- ژیلا صادقی
.
.
3رای - 15.7%
. 7- محمد رضا شهیدی فر
.
.
2رای - 10.5%
. 8- هیچ کدام
.
.
2رای - 10.5%
.
ببینین نتایجو. اون وقت میگن مردم گفتن فرزاد حسنی رو بندازین بیرون. راستی من نمیدونستم خانوم صادقی این قدر طرفدار داره!
اینم جوک :
اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشو با خودت بردي؟
دکتر پژوهان با ارسال نامه ای به یانگوم، از او برای عمل پیر بابا کمک خواست |
|
وقتی كسی اذیتت میكنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه برای اینكه اخم كنی !!!!!!! اما فقط 4 تا ماهیچه برا اینكه دستت و دراز كنی تا بكوبی پشت كله اش استفاده میشه
باز هم يک ابتکار...باز هم يک نواوري...پزشکان نابغه ايراني با پيوند رگ غيرت به يک رشتي باز هم حماسه افريدند
تركه ميرن پيك نيك زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه.تركه ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش ميگه اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از مقداري بحص ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.تركه به زنش ميگه اگه زير درخت بوديم الان هممون مرده بوديم!
بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, لره مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره ,ترگه گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره. |
خب بچه ها چند تا سریال جدید هست
۱.حلقه سبز شنبه ها ساعت: ۲۰:۴۵ شبکه ۳ کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا
۲.بی صدا فریاد کن ۴شنبه ها ساعت ۲۱ شبکه ۲ کارگردان:بهروز فخیم زاده
چارخونه رو هم که میدونید شروعش از یه ربع به ۸ تا ۸ شب متغیره .
یانگوم هم ۳ قسمت دیگه بیشتر نداره. راه بی پایان هم آخراشه
ممنون از نظرای زیادتون
واقعا به آدم انرژی میده
بای بای
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
سلام
خوبین؟
ببخشید چند وقته نیومدم.
اول از همه عیدتون مبارک.مخصوصا شما سادات ها .
با مدرسه چی کار میکنین خوش میگذره؟
گفتم بیام آپ کنم حرف خاصی ندارم فقط :
دلم تنگ میشه ...
دلم واسه سحر بیدار شدن تنگ میشه...
دلم واسه تشنگی های وسط ظهر تنگ میشه ...
دلم واسه صدای ربنا تنگ میشه...
دلم واسه اذان موذن زاده ی اردبیلی تنگ میشه...
دلم واسه نماز روزتون قبول باشه ها تنگ میشه...
دلم واسه دلم واسه شبای ناز و خوشگل و قشنگ و ... قدر تنگ میشه...
دلم واسه احیا گرفتن تنگ میشه...
دلم واسه قرآن سر گذاشتن تنگ میشه...
دلم واسه افطاری رفتن تنگ میشه ...
دلم واسه افطاری گرفتنم تنگ میشه...
حتی دلم واسه سریال ها هم تنگ میشه....
واسه یک وجب خاک .واسه دکتر پژوهان.واسه الیاس. واسه شکرانه. واسه
حاج یونس. واسه جلال واسه همشون تنگ میشه...
دلم واسه ماه عسل.واسه تیتراژش.واسه خودش. واسه مهموناش .واسه
مجریش. واسه خدا فظی هاش .واسه سلاماش .واسه همه چیش تنگ
میشه ....
دلم واسه بهار قرآن تنگ میشه...
دلم واسه ماه خدا تنگ میشه...
دلم واسه ماه عسل تنگ میشه...
دلم واسه ماه رحمت تنگ میشه...
دلم واسه ماهی که توش جرم و جنایت کم میشه تنگ میشه...
دلم واسه ماه رمضون تنگ میشه...
همش همین
بازم رفت و ما موندیم.
ما و یه کوله بار حسرت. بازم باید مثه هر سال جمله ی تکراری عید
رمضان آمد و ... رو بخونیم.
امید وارم تو این ماه عوض شده باشیم. خوب شده باشیم .آدم شده
باشیم.
آمین
بیاین دعا کنیم سال دیگه هم توفیق داشته باشیم زنده باشیم بتونیم روزه
بگیریم تو این ماه.
واسه کسایی که پارسال بودن و امسال نیستن یه فاتحه بخونین. باور کنین محتاجن.
بازم عیدتون مبارک
التماس دعا
من این جمله رو خیلی دوست دارم:
هر رفتنی رسیدن نیست
اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست
هممون هم سفریم...
خدا حافظ هم سفرا...
یه دسته گل خرزهره تقدیم به شما عزیزان
من جیرجیرکم یکی از نویسندگان این وبلاگ که به دلیل اشکالات فنی چند وقتی از نوشتن پست
محروم بودم به هر حال حالا در خدمتونم با یه پیامک کوچولو موچولو :
اگه میوه ی ممنوعه بخوری و شکرانه ی اون رو به جا نیاری
میری تو اغما وبعد از اونم یک وجب خاک میریزن روت.
تموم شد اگه تکراری بود به شیطونک یه ناسزا بگید باشه
فعلا" بای( التماس نظر)![]()
یه کیف سلام
چه خبر ؟؟؟![]()
مدرسه چطوره؟؟![]()
![]()
خوش میگذره؟؟![]()
معلما چطورن
ایشاال... که همشون خوبن![]()
البته ایشاال...![]()
به ما که حسابی خوش میگذره![]()
![]()
روز اول مدرسه کلی بمون تکلیف دادن
شرم اوره![]()
میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست یعنی این![]()
![]()
معلمامونم که که کمپلکس عوض کردن
البته بجز تاریخ و حرفه و دینی
و قران و ورزش که همیشه سر جاشونن![]()
![]()
و همچنین در روز اول مدرسه همه ی ما اینجوری![]()
![]()
و همچنانم که
همچنانه همین جوری![]()
و اما یکی از معلمااااااااااااااااااااااااااا:
یه معلم زبان گیرمون اومده که هیچی از حرفاش نمی فهمیم![]()
تازه
تصور کنین روز اول مدرسه اومده بود سر کلاس و در حالی که ما همه
اینجوری
اون شروع کرد اینگلیسی حرف زدن
و همه ی ما هم
اینجوری
حرف زدن معمولیشم ایراد داره فارسی و اینگلیسی رو با هم
می خوره![]()
![]()
و هی آخر حرفش میگه فهمیدین و ما هم فقط سر
تکون میدیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی ادبیاتمونم همون پارسالی
روز دوم اومد و ما رو بمباران مغزی کرد رفت ![]()
![]()
جونمونو دراورد همین
جور درس داد و وسطاش سوال دستورم پرسید و همه![]()
![]()
اخه کی میشینه وقت گرانبهای تابستون مخشو با مزخرفات دستور
پارسال پر کنه![]()
![]()
![]()
راستی راستی راستی ناظم بداخلاق پارسالمون رفت و جاش یه ناظم
جدید اومده![]()
![]()
(بیچاره توان تحمل بار سنگین نفرین های ما رو
نداشت واسه همین خودش مثه بچه ی ادم کشید کنار![]()
)
ناظم جدیده خیلی باحاله هنوز با ما اشنایی نداره![]()
یه بار اومد سر یه کلاسو گفت بچه ها شما باید اروم باشین و وقتی یه
بار بهتون میگن اروم
مثه یه بچه ی خوب اروم بشین![]()
![]()
اخه مشکل اینه که ما یه خورده اونور تر از بچه ی خوبیم![]()
![]()
![]()
زلزله بودم![]()
شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن
سلام
سلام
سلام
خوبین؟
اول از همه ماه رمضونتون مبارک. البته با تاخیر :">
نماز روزه هاتونم قبول باشه ایشالا![]()
واسه ما هم دعا کنین![]()
باور کنین هر وقت خواستم آپ کنم زمین و زمان دست به دست هم دادن که نشه.![]()
یه بار نصفشو نوشتم خواستم عکس بذارم دیدم اون سایت آپلودی که ازش استفاده
می کردم درش
تخته شده.![]()
چند تا سایت آپلود دیگه رو هم امتحان کردم دیدم فایده نداره.![]()
اگه کسی یه سایت ۱۰۰ درصد تضمین شده داره بیاد بگه چون عکس های هری پاتر
و ... . حیفه!![]()
دفعه ی بعد همشو نوشتم .یه داستان چند صفحه ای رو تایپ کردم بعد نمیدونم چی
شد نه رو وب اومد نه save شد.![]()
الانم همینجوری الکی دیدم وبلاگ داره فاسد میشه گفتم لا اقل یه چیزی گفته
باشم.
حالا واسه ی این که دلتون نسوزه یه داستان چوچولوی آموزنده می نویسم واستون
تا بعد:
نجار
نجار پیری بود که می خواست بازنشست شود. او به کارفرمایش گفت که
می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و
فرزندانش لذت ببرد.
کار فرما از این که دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند ناراحت
شد.او از نجار پیر خواست که به عنوان آخرین کار تنها یک خانه ی دیگر
بسازد .
نجار پیر قبول کرد اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او
برای ساختن این خانه ازمصالح بسیار نامرغوبی استفاده کردو با بی
حوصلگی به ساختن خانه ادامه داد.
وقتی کار به پایان رسید کارفرما برای وارسی خانه آمد.او کلید خانه را به
نجار داد و گفت :(این خانه متعلق به توست. این هدیه ایست از طرف من به
تو .)
نجار یکه خورد. مایه تاسف بود!
اگر می دانست که خانه ای برای خودش می سازد حتما کارش را به گونه ای دیگر انجام می داد ....
منبع: کتاب هفده داستان کوتاه کوتاه از نویسندگان ناشناس
خب خوشتون اومد؟؟
نکات آموزنده:
کارت رو تا آخر خوب انجام بده
و یا:
آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. ( امام علی (ع) )
بچه ها کتاب خیلی قشنگیه . قیمتشم ۵۰۰ تومن .
اگه دیدینش حتما بگیرین.
چیز جالبیه.
خب همین دیگه .
ماه رمضونو از دست ندیم.
نماز روزه هامونم انجام بدیم به نحو احسن.
واسه همه هم دعا کنیم
راستی من مشهد بودم هفته ی پیش واسه همه هم دعا کردم.
التماس دعا
خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ
سلام یه سلام به گرمای اتاقی که الان توشم
چه خبر از این روزای آخر
خوبین؟
خوشین؟
سلامتین؟(آخه یکی نیست بگه که این روزا به کی خوش میگذره
فقط اومدم بگم که میخوام برم یه مسافرت ۵ روزه واسه ی همین تا سه شنبه نیستم
نیستم
تازه یه چیز دیگه شیطونکم میخواد بره البته تا شنبه(شایدم یکشنبه)
منم اول قرار بود با شیطونک برم ولی به هم خورد یعنی چون ما خودمون میخواستیم بریم مسافرت دیگه نشد باهاش برم
خوش میگذشت
ما میخوایم بریم شهرکرد میگن هواش خیلی خوبه
البته با توجه به هوای اینجا ما هرجا بریم واسمون بهشته
خوب دیگه باید برم حموم فردا میخوایم بریم
بای
پ.ن:در این صورت دیگه باید جیرجیرک جون دست به کار بشن
من زلزله بودماااااااااااا
سلام جونم
یه مطلب مینویسم که اگه عشقتون کشید
بخونیدو نظر بدید نترسید خیلی وقتتونو پر نمیکنه
خیلی فسقله
راز موفقیت ![]()
از مدیر موفقی میپرسند :راز موفقیت شما چه بود ؟
گفت : "دو کلمه" است.
-آن چیست ؟
-"تصمیم های درست"
-وشما چگونه تصمیم های درست گرفتید ؟
-پاسخ" یک کلمه" است
-آن چیست؟
-"تجربه"
-وشما چگونه تجربه اندوزی کردید ؟
-پاسخ" دو کلمه" است
-آن چیست ؟
"تصمیم های اشتباه "
پایان
خب نکته ی اخلاقی این داستانک و شما بگید باشه
پس فعلا" بای بای
ینو جیرجیرک نوشته
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام...
خلاصه یه مشت سلام به اندازه ی روزایی که نبودم![]()
![]()
![]()
این چند روزه که نبودم (چند ساله
)خودمو کشتم چیزی پیدا نکردم که
باپم
حتی اس ام اس
(وای وای وای بچه ی بد! پیام کوتاه دیگه تکرار
نشه ها وگرنه نمره منفی میگیری![]()
)
اما حالا چرا پیدا کردم
اینم چند تا پیام کوتاه یا پیامک![]()
كانن سريعترين دوربين دنيا را ساخت .. اين دوربين مي تواند از خانومها در لحظه اي كه دهانشان بسته است عكس بگيرد .![]()
![]()
![]()
اگه دیدی کسی محکم بهت لگد زد ناراحت نشو چون خیلی توپی![]()
![]()
دغدغه های یه پسر جوان : کار ندارم - پول ندارم - سربازی نرفتم -
ماشین و خونه ندارم ـ .....و دغدغه های یه دختر جوان :لاک ناخنم پاک
شده - مهری سرویس طلا خریده - دختر خاله ام ماشین داره - مامان
غذای خوب نمی پزه -عروسکم رو هنوز نخوابوندم-...عجب دنیای باحالی
تمام گلهای خوشبوی
دنیارو هم به پات بریزم بازم کمه چون پاهات خیلی بو میده![]()
![]()
![]()
میدونی سردر مطب جراحی پلاستیک چی نوشته؟؟؟؟؟لولو تحویل
میگیریم هلو تحویل میدیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به يکي ميگن معما بگو ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته؟ دوستش هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، خودت جوابشو بگو ميگه بخاري! دوستش ميگه: باباجون بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته؟ ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت![]()
![]()
نگاهم با نگاهت کرد بر خورد
نمی دونم چرا حالم بهم خورد![]()
عاقد: عروس خانم! وکیلم شما را بامهریه هزارلیتر بنزین و چهارده عدد کارت سوخت به عقد آقای داماد در بیاورم؟ همه داد میزنن: عروس رفته گازسوزبشه!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خیلی خوب اینا تموم شدن
حال کردین؟؟؟
اگرم نکردین به من چه باید حال کنین![]()
![]()
![]()
یه چیز هم تو ادامه ی مطلب هست که خیلی باحال و خنده داره
دلایل شکست تیم ملی از زبان یانگوم![]()
اگه نخوندین حتما بخونین خیلی باحاله![]()
![]()
البته یه خورده قاطی پاتیه
ولی اگه بخونین یه چیزایی می فهمین
به نظر سنجیم یه نگاهی بندازین چاق نمیشین نترسین![]()
![]()
نظرم یادتون نره ![]()
![]()
![]()
امیدوارم خواب یه کارت سوخت ۱۰۰ لیتری رو ببینید![]()
![]()
(البته میتونید
تو خیابونم که راه میرید رو زمین یکی ببینید حالا دیگه نمیدونم ![]()
)
امین![]()
یادتون نره برین تو ادامه ی مطلباااا
فعلا بای![]()
زلزله نوشته اینو از بیکاری![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
In ThE nAmE oF gOd
سلام سلام
حال شما؟
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ چه خبرا؟
بچه ها من از امروز تا تقریبا ۲ هفته نیستم.
گفتم بیام هم آپ کنم هم خدافظی.
امروزم چند تا عکس می خوام بذارم واستون.
نظر و نظر سنجی هم یادتون نره.
اینم عکسا:











ببخشید که هم اندازه نبودن آخه بهترین کیفیت هر کدوم در همین حالته.
حالا یه چیزی بگم کف کنید :
این بچه ها فقط یک مشت "شیرینی" اند.
حلال کنید.
خداحافظ ......
سلام
حالتون خوبه؟
عیدتون مبارک پیش پیش (پیشاپیش)
امروز می خوام یه داستان کوچولو یا همون short story بنویسم
« من یک سنت پیدا کردم ...»
روزی پسر بچه ای در خیابان یک سکه ی ۵ سنتی پیدا کرد. او از پیدا کردن این پول آن هم بدون هیچ
زحمتی، خیلی ذوق زده شد.
این تجربه باعث شد که بقیه ی روز ها هم با چشم های باز ، سرش را به سمت
پایین بگیرد(به دنبال گنج!).
او در مدت زندگی اش ۲۹۶ سکه ۱ سنتی ، ۴۸ سکه ی ۵ سنتی، ۱۹ سکه ی ۱۰ سنتی، ۱۶ سکه ۲۵
سنتی، ۲ سکه ی نیم دلاری و یک اسکناس مچاله شده ی ۱ دلاری پیدا کرد.
یعنی در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت.
در برابر به دست آوردن این ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زیبایی دل انگیز : ۳۱۳۶۹ طلوع خورشید، درخشش۱۵۷
رنگین کمان ، و منظره ی درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد.
او هیچ گاه حرکت ابر های سفید را بر فراز آسمان، در حالیکه از شکلی به شکل دیگر در می آمدند، ندید.
پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزیی از خاطرات او نشد.
« پایان»
سلام
خوبین؟
بچه ها من قرار بود چند تا عکس و اس ام اس(تا چشمه هر چی فرهنگستانیه در اد)بذارم ولی نشد.
یه نظرسنجی گذاشتم تو وبلاگ راجع به مجری مورد علاقه.
خواهشا اگه نظر نمیدین لااقل توی نظرسنجی شرکت کنین.
واسه اطلاعتونم بگم.
محمد رضا شهیدی فر مجری اصلی و تهیه کننده ی برنامه ی "مردم ایران سلام" است.
ژیلا صادقی هم مجری "خانه ی مهر"هست.
بقیه رو هم که باید بشناسین.
اگرم از همه ی این اشخاص حالتون به هم میخوره "هیچ کدام" رو بزنین.
سارا جان رفت که رفت ولی بالاخره بیچاره مجریه.
نمیدونم شاید دستم(موس)خورده و پیام خصوصی شده.
اینم عکس ها:


![]()













خب .قشنگ بود؟؟؟
آره.عزیزم.دستت درد نکنه.
حالا اس ام اس یا آف یا هر چی دیگه...:
ويژگي پسرهاي ايراني 1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه. 2-تا يه دختر خوشگل مي بينن
مثل جوجه راه مي افتن دنبالش. 3-چشمك جزو تيك عصبيشونه. 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست
عشقي مي خورن. 5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره. 6-دوستت دارم جزو حرفاي روز
مرشونه. 7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين. 8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون
باشه و خودشون ماله همه
شده تا حالا کابوس ببيني..از خواب بپري و کلي خوشحال بشي که کابوس بوده؟ شده بزرگترين آرزوهاتو
تو خواب ببيني..از خواب بپري و حالت گرفته بشه!؟ خب اين به اون در
به غضنفر می گن عروسی پسرت کی هست ؟ میگه : این دوشنبه نه ، چهارشنبه بعدی
تست شخصيت: فرض کنيد يک ظرف از ميوه هاي هلو سيب خيار آناناس و موز جلوي شماست. بين
اين 5 ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟ (تمرکز کنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي
شخصيّت خود را مطابق جوابتان در بايين صفحه بيابيد.) . . . جواب: اگر هلو را انتخاب کرديد مشخص مي
شود شما فردي هستيد که هلو دوست دارد! اگر سيب را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي
هستيد که سيب دوست دارد! اگر خيار را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که خيار
دوست دارد
يکي دلش براي ماهي مي سوزه، يکي براي ماهيگير. اما هيچ کس دلش براي تو که سر قلابي نمي
سوزه
eshgho add kon ghamo delete kon baraye ghoror off bezar dorogho hack kon az ensaniyat copi
begir hala vase aziztarina send kon
من ادعا نميکنم همواره به ياد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی ميتوانم ادعا کنم که لحظاتی که
به يادشان نيستم نيز دوستشان دارم
لبخند رو هيچ وقت ترک نکن حتي وقتي که ناراحتي چون افسردگي خيلي خطرناکه حسن ! ممکنه که
داغون بشي حسن! نيشتتو ببند حسن
كسي عشق بورز كه لايق عشق تو باشد نه تشنه عشق ... چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود ...
ويكتور هوگو
شکسپير مي گه : اگر تمام شب براي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از
دست خواهي داد
خانهاي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدنسازي،
لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر،
پنتهاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه
کاش مانيتورت بودم ... تا هميشه مقابلت بودم اي کاش کيبوردت بودم ... تا هميشه توي چنگت بودم
اي کاش موست بودم ... تا هميشه تو مشتت بودم اي کاش موبايلت بودم ... تا هميشه همراهت بودم ا
ي کاش ويست بودم ... تا هميشه در گوشت بودم اي کاش پسوردت بودم ... تا هميشه تو خاطرت
بودم... حالا تو دوست داري من چيه تو باش
یه روز یه رشتیه "با یه ترکه"با یک قزوینیه"با یه آبادانیه"تصمیم گرفتیم تو رو بذاریم سر کار
هفت تا دیوونه با هم بودن که شش تاشون داشتن می رقصیدن "یکی شون می گفته سبز "آبی"زرد
"قرمز "نارنجی"ازش می پرسن تو چی داری میگی؟چرا نمی رقصی؟میگه آخه من رقص نورم
(منبع: بعضی هاش خودم.بقیش به شما چه؟؟؟؟)
خب.اینم از این پست
واقعا که اگه بیاین و تو نظرسنجی شرکت نکنین یا پیام نذارین ...
خودتون میدونین.
فعلا:
بای بای
سلام
حال شما؟ چطورین یا چند تا؟
چه خبر از نتایج ورودی دبیرستان و از همه مهم تر چه خبر از کنکور؟؟؟![]()
فامیلای من که مجاز شدن خدا رو شکر![]()
امیدوارم رتبه هاتون خوب شده باشه.
امروز میخوام چند تا عکس خوشگل و چند تا اس ام اس بذارم.
وای ببخشید .اشتباه کردم .پوزش می طلبم. خواهش میکنم منو دار نزنین.باشه بابا همون پیامک شما
واقعا دیگه مسخرشو در اوردن. رفته بودیم کلاس زبان( وای فک کنین امروز فاینال دادم رفت پی
کارش.همه ی کلاسامم تموم شد!). خب رفته بودم کلاس زبان حرف پیامک و اینا بود بعد یکی از بچه ها
گفت میدونی پاپیون به فارسی چی میشه ؟ گفتم نه .گفت میشه۲ور پف
(ور به معنی طرف)
راستی بچه ها دقت کردین چه قد همه .....؟؟؟
شما مصاحبه ی فرزاد حسنی (تو کوله پشتی ) با سردار رادانو دیدین؟؟
من ندیدم ولی این چند روزه همه دارن راجع بش حرف میزنن.میگین نه برین تو گوگل سرچ کنین!
میگن حسنی تند حرف زده بعد واسه همین یه کاره ی صدا و سیما گفته زود بدویین عوض کنین اینو.تازه واسش جانشینم تعیین کرده!!
البته فعلا که خودشه دیگه نمیدونم.
از یه طرف بعضی ها انگار خیلی دلشون پره هی میگن این مجریه خیلی جلفه. خیلی ...... .
البته من کاملا باشون مخالفم.
یعنی خیلی شلوغش کردن.
یه چیزه دیگه من کوله پشتی زیاد نمیبینم. فقط بعضی وقتا که سریال نداره!!!!
فقط اینو خواستم بگم که از اخبار بی خبر نباشین
یه چیزه دیگه لطفا کسی اگه از ریخت مجری مذکور بدش میاد فحش نده که من پاک میکنم چون اینجا
غیبت کردن ممنوعه!! و نظرات دارای فحش پاک میشه. حتی شما دوست عزیز!!
فقط اینو خواستم بگم که از اخبار بی خبر نباشین.
راستی افسران پلیس بعد از ۵ هفته تکراری دادن جدید بود ولی من گفتم میذارم ظهر میبینم بعد یادم
رفت.![]()
من ترجیح میدم فعلا تو وبلاگ از این لینک باکس ها نذارم.مرسی از پیشنهادتون. هر وقت
خواستیم بهتون خبر میدیم.
خب خیر سرم قرار بود عکس بذارم. بیاین. اینم چند تا عکس خوشکل :
.
.
.
.
.
هه هه هه ضایه شدین. ![]()
چون عکس هام خیلی نازن
و چون میخوام پستام زیاد باشه و از همه مهم تر چون کامپیوتر قاطی کرده
میذارم واسه پست بعد.
خب بابای.![]()
![]()
به نام خدا
سلام سلام سلام
حال شما؟
به قول یکی که خیلی دوسش دارم
چطوری یا نه؟
ببخشید چند وقته نیستیم به زلزله میگم آپ کن میگه مطلب ندارم .
خودمم همین طور
.
.
.
حالا یه خبری که این قدر ارزششو داشت که آپ کنم
علاقه مندان به رمان زیبای هری پاتر میتونن ترجمه ی فصل ۱ تا ۲۳ کتاب "هری پاتر و قدیسان مرگ" رو در این وبلاگ بخونن:
وبلاگ خیلی توپی یه تا فصل ۲۳ رو گذاشته ۱۳ فصل دیگه رو هم داره میذاره کم کم
یه سایت دیگه هم هست راجع به اخبار هری پاتر
خلاصه بگم نرین پریده.
نظر یادتون نره
مرسی
بای
سلام
حال شما؟
خوبین؟
من که خوبم امیدوارم شما ها هم خوب بشید.
بعد از ملاحظه ی این پست لطف بفرمایین تو خبرنامه عضو شین.
این هم چند تا عکس :

![]()






واینم چند تا آف و اس ام اس:
ميدوني اگه يه کرگدن با يه کانگورو وصلت کنه بچشون چي ميشه ؟؟؟ . . . . . . . من چه ميدونم . به من
چه !!! مگه من گفتم ازدواج کنن ؟ مگه من گفتم بچه دار شن...؟؟؟ من نازيو طلاق نمی دم.
2-خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا كردن دوست شيرين
خيلي سخته! ، تو چطوري منو پيدا كردي؟
3-هزارشاخه گل رز.يك بغل پيچك سبز.يك سبد سيب وانار.مي سپارمش به تو.ببر سر چهارراه بفروش
سودش نصف نصف.
من تازه فهميدم كه تو تنها كسي هستي كه تو جادههاي پر پيچ و خم زندگيم تنهام نميزاري و ميشه ب
هت اعتماد كرد، ازت ممنونم لاستیک دنا.
6-یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول
نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك
كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه
راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. یارو ميگه: آاااهان پس بگو، قنده.
یارو کارخونه امامه سازی می زنه درشو می بندن می رن تحقیق می کنن می گن تو که کارت خوب
بوده چرا کارخونتو بستن؟ می بینن رو امامه ها مارک نایک می زده.
خب. میدونم که خیلی خوشتون اومده.پس نظر یادتون نره.
تو خبرنامه هم عضو شین. زبونم مو دراورد.
بای

میلاد باسعادت دخت
پیامبر .همسر ساقیکوثر
و مادر سید الشهدا بر تمامیشیعیان جهان و دوست
داران آن حضرت
مبارکباد
پی نوشت
:هر چی از خدا می خواین .امروز وقتشه
.سلام خدمت شما دوستان عزیز
حالتون چطوره؟
خوبین؟
خوشین؟
سلامتین؟
خوب زیاد اذیتتون نمیکنم چون شیطونک به اندازه ی کافی کرد خوب این چند مدت که نبودم دلیلش طولانیه منم وقت ندارم توضیح بدم
مطلب اصلی ای که می خواستم این دفعه آپ کنم این بود که من دیروز تولدم بود(اصولا من عادت دارم بدون مقدمه برم سر اصل مطلب)تولدم منو به یاد خاطرات زلزله ایه کودکیم انداخت(چقدر کتابی شد)
واسه ی همین خواستم یه چند تایی شون رو واستون بگم(بنویسم)
1- بعضی وقت ها غیبم میزد(این کار همیشم بوده)و وقتی پیدام میکردن داخل یه کمد بودم که وسایلش رو تماما ریخته بودم بیرون (خیلی زیبا اتاق رو ریختم به هم + کمد)
2- یه بار حس قطار بازیم گل کرد و تصمیم گرفتم که با اسباب بازی هام یه قطار درست کنم و شروع کردم از اتاق مامانم(که خواب بود)تا اتاق خودمو هال و آشپزخانه و پذیرایی(به نازم به ترتیبش) رو با خونه سازی و پیچ و مهره و خلاصه هرچی داشتم چیدم البته در بعضی جاها کم اوردم واسه ی همین از قرقره و نخ و سوزن (کلا وسایل خیاطی ولی نه همشون)و قابلمه و کاسه و ...............
و اینا و اینا (نمی دونم فعل این جمله چی میشه)استفاده کردم (فهمیدم چی میشه)و بعدش که کارم تموم شد قطار بازی کردم و وسایل رو گذاشتم که مامانم جمعشون کنه (ای بیچاره!!!!)
3- میدونید من وقتی که کوچیک بودم لباس پهن کردن سر بند رو خیلی دوست داشتم واسه ی همین تصمیم گرفتم که لباس های خشک توی کمدم رو خشک تر کنم و چون حس کاموا بازیم هم گل کرده بود شده بود دسته گل(من در کودکی همه ی حس های فضولی رو داشتم)خلاصه اتاقم رو کاموا پیچ کردم (از میله ی تخت گرفته تا دسته ی کمد و غیره و غیره و غیره و غیره)بعد لباس هام رو روشون پهن کردم که خشک تر بشن(باید اضافه کنم که در این مورد ما مهمون داشتیم و مامانم داشت توی آشپزخانه کار میکرد و حواسش به من نبود)
خوب اینم از خاطرات زیبا و آروم و بدون فضولیه کودکیم
پ.ن :واقعا من نمی دونم که مامانم با وجود من چطور سکته نکرده و با توجه به این که من بچه اولی بودم (و هستم و خواهم بود)چه طور انگیزه ای واسه ی اوردن دومی پیدا کرده(خوب دومیه رو نمی اورد منم راحت میکرد)
نوشته شده توسط زلزله ی شیطون
سلام
حالتون خوبه؟
خوبین؟
خوشین ؟
سلامتین؟
خوش میگذره؟
چه خبرا؟
مامان بابا خوبن؟
آجی.داداش.عمه .خاله.دایی.عمو.وبقیه چطورن؟
مامان بزرگ.بابا بزرگ؟
پسرخاله؟پسردایی؟پسر عمه؟پسرعمو؟
دختر خاله؟دختر دایی؟دخترعمه ؟دختر عمو؟
خاله بابا ؟عمه بابا؟![]()
خاله مامان؟عمه مامان؟
و خلاصه ...
همه خوبن؟
هه هه هه!!! کم اوردین؟
خب حققتونه.
چند تا خبر دست اول یعنی چند تا مصاحبه و .. که فکر کنم براتون جالب باشه.
۱.مصاحبه با ناتالی متیبازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه(شوهرشم ایرانیه!!!)
۲.اطلاعات کوتاهی راجع به طنز چار خونهبا کارگردانی سروش صحت که قراره از شنبه پخش بشه.(ساعت ۲۲:۴۵)
۳.دسیسه های بانو چویی.!!!
راجع به فیلم غیر اخلاقی که این روزا این آدم های مسخره ی لوس میگن مال یانگومه! واقعا که دیگه شورشو دراوردن.!حال آدم رو بهم میزنن.آخه مسخره بازی تا چه حد؟؟؟؟تا یکی معروف میشه این آدم های حسود علاف (به علاف بر نخوره خواهشا) میان یه کاری میکنن که پیش مردم خرابشون کنن.گر چه دیگه حناشون رنگی نداره.(بچه به تو چه ؟۱چرا حرف سیاسی میزنی؟؟؟؟ کی؟؟ من؟؟![]()
)
۴.شب جالبجایگزین شب شیشه ای.
۰
۰
۰
۰
خب دیگه .نظر ندین نامردین.
راستی نظرتون راجع به اون عکسه که تو درباره وبلاگ گذاشتم چیه؟
خیلی نازه
.خودم میدونم
با این که خیلی قشنگه ولی باز نظرتونو راجع به این که زیباییش در چه حده بگین!![]()
![]()
خب این خبرا رو برین تو ادامه ی مطلب بخونین.منبع اکثرشونم:ksabz.net
با این که چیز خاصی ندارن ولی به قول این سایت ها و وبلاگ های باکلاس(مثه خودمون
) محتواش هیچ ربطی به ما نداره.(نه بابا!)
آخه میدونم با این حرف همه میرن میخونن.![]()
به قول معلم زبانمون :بابای
ادامه مطلب
سلام
اینم چند تا عکس جالب .البته خیلی قدیمی
امیدوارم خوشتون بیاد.










خب .تموم شد.واسه ی تنوع هم که شده تا چند وقت دیگه این قدر عکس رو با هم نمی ذارم.
فعلا
تا به زودی...

یه عکس دسته جمعی از بازیگرای جواهری در قصر که امیدوارم بیاد
یه چیزی .من قبلا یه بار تو وبلاگ سابقی که قبلا پاک کردم یه بار عکس گذاشتم و عکسش هم اجرا شد.نمیدونم الان چش شده. الانم طبق اون کاری که همه میکنن(آپلود) و خودمم ۱۰۰بار امتحانش کردم و هر بارم همین جوری شده(به جز اون ۱یا دو باری که تو اون وبلاگ گذاشتم.)
tiny pic که من ۲ روز پیش رفتم کلا قاطی داشت.چند بار با سایت های دیگه امتحان کردم باز همین شد که الان شده و چیزه دیگه ای نشد!!!!!!![]()
![]()
یعنی اینم بگم من همون کاری رو میکنم که همه میکنن ولی .. . نمیدونم شاید یه جای کارم ایراد داره.ولی این دلیل نمیشه که برم بمیرم.
خب اینم چند تا آف:
لره مي ره نهضت سوادآموزي ازش مي پرسن حالا بشماري؟ ميگه ها مي گن چطوري؟ مي گه اول پاهاشونو مي شمارم بعد تقسيم بر چهار مي کنم!
ye ruz ye turke ba khanevadash mire parke lale ye gooshe kenare hoze vasate park vasaiele piknikesho pahn mikone bad pesaresh behesh mige baba ye chai baram mirizi?hamoon moghe ye lore ba namzadesh mian unja.bad pedare be pesaresh chai mide,hamin bad digeh kolli beheshoon khosh migzareo ina
دعاي خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛ اما قدرت نده که مي زنم لهش مي کنم
دبيرخانه دفتر رياست جمهوري اعلام كرد فروش گلهاي مريم، كوكب، نرگس، نسترن به برادران ممنوع است و پيشنهاد داده اسم پژو جي الايكس رو بگذارند پژو الف لام ميم !
از ترکه میپرسن در جمله ترکی در کنکور قبول شد از چه فعلی استفاده شده میگه: از ماضی بعید!!
همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم .
The End
پ.ن:امروز۳شنبه است بالاخره ۱سایت آپلود پیدا کردم که عکس منو اجرا کرد امیدوارم دیگه مشکلی پیش نیاد.![]()
به نام خدا
سلام
بچه ها خوبین؟
منم خوبم چه بپرسین چه نپرسین.
دیگه اگه خدا بخواد اینترنتمون واقعا درست شد.
من واقعا نمیدونم این وبلاگو باید با چه چرت و پرتی پر کرد (آخه یکی نیست بگه آدم عاقل (بلانسبت هممون
) تو که نمی دونی چی بنویسی چرا وبلاگ مینویسی ؟)
میگما بچه ها شما ها که تو وباتون عکس میذارین چی کار میکنین؟
آخه من یه کلی عکس دارم ولی وقتی می خوام بذارم نمیشه یعنی میشه ها ولی عکس هاش نمیاد!!! (نه بابا!)
یه چیزی چند تا مصاحبه هم هست که مال مجله خانواده سبزه.که احتمالا در مواقع اضطراری قحطی مطلب مثل الان کاربرد داره.
گیر ندین دیگه.
اصلا حقتونه تا وقتی به من یاد ندین چه جوری باید عکس گذاشت همین آشه و همین کاسه.![]()
عکس هام بعضی هاشون خیلی باحالن. حالا شما فعلا این مصاحبه ی دقیانوسی رو داشته باشین تا بعد.
امیدوارم از این ۴ نفری که میان اینجا لا اقل ۶ تاشون خوششون بیاد.هر وقت هم که یاد گرفتم عکس بذارم عکس هاشونو میذارم جفتش تازشم.
یعنی بلدم ولی نمیدونم .یکی دقیقا به من بگه چی کار باید بکنم.
راستی یه چیز مخسره دیگه چه جوری شما حرفاتونو کش میدین؟؟؟
خب کاری ندارین؟
به من چه.
فعلا
مصاحبه تو ادامه ی مطلب.
پی نوشت ۱:جاهایی رو که بی ربط به مصاحبه است سیاهه .میتونین نخونین.
پی نوشت ۲:نگاه کنین عکس های این چه جوری میاد.مال منم همین جوری میشه.
پی نوشت ۳:اسم مصاحبه: پدر و پسر رویایی (پدر ۱۰۶ ساله و پسر ۶ ساله)
ادامه مطلب
سلام دوستان خل
می خواستم بنویسم گل اما دستم اشتباهی رفت سر دکمه ی خ و شد خل
(بس که
این دو تا به هم نزدیکن!!!
)به هر حال اصلا مهم نیست چون نمی تونم برگردم و
دوباره درستش کنم .
می خواستم در این آپ جواب بعضی نظرنده ها رو بدم(نظرنده = نظر دهنده)![]()
![]()
جواب ! :چرا فحش میدی!!!![]()
ما جوون نیستیم نوجوونیم فممممممممیییدییییییی![]()
(تقصیر خودت بود ممل خودت فمممییییدیییییییی رو دوباره شروع کردی باققققالی)![]()
جواب زهرا :معلومه که من بامزم![]()
. واسه ی ته کشیدن نمکم هم باید بگم
(بنویسم)
که از معلمم که تو باشی یاد گرفتم![]()
![]()
(کسی دلش به حال من
نمی سوزه آخه...
)(وجدانیش روی معلم فارسیمون رو در بی نمکی کم کردی
قابل توجه مریم خانوم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)
جواب مریم:خواهش دارم که اگر از پرانتز آخریه جواب زهرا جوش آوردی
بری
تو یخچال
که نقطه ی جوشت پایین بیاد(اگه اشتباه نکنم یکی از عوامل تاثیر گذار
بر نقطه ی جوش همین بود![]()
![]()
![]()
)(وای چه خرخون
)
جواب فری : جواب خاصی ندارم![]()
جواب ممل : انقدر زجرنده(زجر دهنده
)نباش چون واست خوب نیست![]()
![]()
![]()
ممکنه به خاطر اثر نفرین های سوما بلایی سرت بیاد![]()
![]()
(پس در این صودت
یادم باشه آدرس وبتون رو به یکی از فلمایمون (فامیل هامون
) ندم چون ممکنه
کامنت هاتون رو بترکونه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)
از دوستانی که منظور من رو در جواب به ممل نفهمیدن
می تونن به وب این
شخص نا مشخص سری بزنن و آپ جدیدشو بخونن اون وقت می فهمن![]()
![]()
![]()
جواب در به در : بیچاره مدرستون ![]()
(کل مدرسه از مدیر و معاون گرفته تا
میز و نیمکت و دیوار![]()
![]()
)
جواب چند چشمی : اگه من شهریور بیام تو هم می یای و اگه تو بیای من نمی یام
پس همون بهتر که بیای![]()
(امیدوارم که فهمیده باشی![]()
)
خب جواب دوستان در این جا به پایان رسید (به جهنم...)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط زلزله ی گل![]()
![]()
آزاد شدیم آزاد شدیم!
چه قد آزادی خوبه!!!آزادی از چنگال درس و مدرسه!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
دلم می خواد یه داد بلند بلند بکشم! ![]()
با اجازه گوشاتونو لطفا بگیرید!![]()
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
آخیش راحت شدم
وای نمی دونید من الان چه قد خوشحالم![]()
![]()
دارم بال درمیارم ![]()
![]()
![]()
اصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصلا
باورم نمی شه که امتحانا تموم شده
و دیگه نمی ریم مدرسه![]()
(البته به غیر از وقتی که می خوایم کارنامه رو بگیریم............وای!!!
)
تو مدرسه هم هر کی امتحانش تموم می شد مثه کسی که از زندان
آزاد شده
از سالن بدو بدو می یومد بیرون و از مدرسه فرار می کرد!!!![]()
![]()
![]()
یکی از کار های جالب و بسیار زیبا و آرامش دهنده ی روح و روان انسان
اینه
که وقتی امتحانش تمومیده و اومده خونه و تو اتاقش٬ اولین کار
پس از در اوردن لباس ها گذاشتن اونا یه جایی که از دیدتو خارج باشه![]()
می رین سراغ برنامه ی امتحانی
و خیلی با حرص اونو جرررررررررررررر
میدین!!![]()
![]()
در این صورت حس خیییییییییییییییییییییلی زیبا و وصف
نا پذیری بهتون دست میده!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه نکته ی بهداشتی:این کار هیچ ارتباطی به مادرتون نداره پس لطف
کنید پس از پاره کردن برنامه پاره شدشو بذارین تو سطل آشغال!![]()
![]()
راستی امیدوارم که کشتیه نمره هاتون همیشه رو ساحل صفر بشینه!![]()
در ضمن کسی اینجا نیس که بتونه مرض اینترنت رو مداوا کنه؟؟؟؟؟؟
شیطونک بیچاره هنوز اینترنتشون خرابه!!!!!!!!![]()
![]()
نوشته شده توسط زلزله ی آزاد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اینجانب زلزله عضو رسمی و اصلی انجمن ستاد مبارزه با زدن حیوانات
مفیدی چون خر می اعلامم :
نسل خر ها در حال انقراض است![]()
. از دانش آموزان خرزن و خرخون
گرامی می خواهشیم (می خواهشیم=خواهشمندیم . می نویسم
واسه کسایی که باققققققققققققققالین![]()
)کمتر خر خریداری نموده و آن
حیوان را به طور خشنی بزنند![]()
من به شخصه شدیدا با خرزنی مخالفم![]()
![]()
و دوباره می خواهشم
که با خران عزیز
دررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
ررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
رررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
رررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررس
بصحبتین ![]()
![]()
![]()
![]()
با تشکر![]()
![]()
من فمیدم که شما نفمیدین و امیدوارم که این آپمو بفمین چون فمیدم
نفمیدنی هایی که نوشتم خیلی سخته و من فمیدم که شما هیچ
چیز نفمیدین (از قیافتون معلومه
)چون من خودمم نفمیدم که چی
آپیدم و چی به شما فموندم ![]()
پس
فمممممممممممیییییییییییییییییییییییییییدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین
(ضمنا انجمن حمایت از باقققققققققالی های فرشته را به زودی دیر
می احداثیم![]()
![]()
)
و باز هم ضمنا می مرسم از نظریدناتون برای این آپ هم بنظرین![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط زلزله ی حیوان دوست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یک آه بزرگ از ژرفای اعماق ته ته دلم.......................................
آاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه(گلوم درد گرفت...)
امان از این زندگی که نمی شه جلوش رو گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
برنامه ی زیبا و دوست داشتنی ترم دوم اومده دستمون..............
انقده این برنامه خوشگله که نگو(امتحانا نه مقدارشون همه ی کتاب)
آخه کی بشینه این کتاب های مزخرف و چرت و پرت رو از اول بخونه؟؟؟؟
شما نمی دونید منم یه خرخون تمام عیار ...می شینم میترکونم!!!!
منم عاشق درس و مدرسه
(اه حالم بد شد.......)
به همین خاطر از هرگونه آپ - ماپ - تاپ - پاپ و غیره و ذالک معذوریم![]()
البته شاید یکی دو باری بیام سر بزنم ولی احتمالا آپ نمی کنم.
یک شعر زیبا در وصف خرخونی...............![]()
تو این زمونه کی درس می خونه
کتاب چیه دفتر چیه کنکور کدومه؟؟؟
ما درس نخوندیم به این جا رسیدیم
وای به حال روزی که ما درس می خوندیم
حالا وای وای وای وای وای وای حالا وای وای وای وای وای
حالا از این حرفا گذشته تا یادم نرفته بپرسم :
شما میلان بودین یا منچستر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به هر حال کدوم که بودین بودین ولی میلان منچستر رو پوکوند!!!!!!!!!!
قبل از انجام هر کاری بعد خواندن این مطلب نظر بدین![]()
![]()
نوشته شده توسط زلزله ی خرخون![]()
![]()
سلام
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟دماغاتون چاقه؟
خب دلتون بسوزه چون دماغ من خیلی لاغره!![]()
می خواستم بگم به خاطر هجوم سیل عظیم امتحانات مبارک پایان ترم احتمالا لااقل من تا پایان این امتحانات خجسته از آپ کردن معذورم.(چه قد هم که من درس می خونم واقعا)
امروز روز آخری بود که رفتیم مردسه جاتون خالی بود .
بچه ها!!
یکی از معلم های ما حالش خیلی بده. معلم هنرمون میگفت دکترا نقریبا جوابش کردن. آخه پیر هم نبود.سر نمازاتون واسش دعا کنین. می کنین؟مطمعنم که می کنین پس خیلی ممنون
امیدوارم امتحانامون ۲۰،۲۰،۴۰،۸۰،۱۰۰ بشه .![]()
خوش بگذره
و تا به زودی ...![]()
![]()
نوشته شده توسط:
شیطونک خرخون
سلام
اهل دانشگاهم
روز گارم بد نیست
نسبم شاید برسدبه انیشتین،نیوتن
یا ارسطو،تالس
اهل دانشگاهم
من کتابم را وقتی می خوانم
که شده آخر ترم
اهل خوابستانم
خوابگاهم قفسی استکه هفت،هشت نفری
چون من
همه شب بر کف آن می خوابند
فکر من در پی امرار معاش
پی گرفتن قرض از رفقا
یا پای گرفتن وام از جای دگر
یا که یک فرد دگرگم شده است
من نمیدانم که چرا می گویند ...
علم بهتر است از ثروت
و چرا در کت دانشمندان پولی نیست
جور دیگر باید دید
علم را باید شست
پول را باید جست
من بدهکارم،بابت پول غذا،بابت پول کتاب
پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها
چند وقتی است شده بازنشست
او ز ماشین خودش،تاکسی ساخته است
اهل دانشگاهم
روز گارم بد نیست
خوب بید؟؟؟؟
راستی شما ها میلان بودین یا منچستر یا هیچ کدام یا هردوانه؟![]()
خب کاری باری؟
فعلا
نوشته شده توسط :
شیطونک شیطون!!!
آگهی
به این وسیله به اطلاع مادر عصبانی خود می رسانم که
شکلات هایی را که لای رخت و خواب ها گذاشته بود من
نخورده ام
(پسر راستگوی او نقی)
آگهی تجاری
چرا شب ها با این که مسواک می زنید با ناراحتی می خوابید
قابل توجه بچه های عزیز
وارد کننده ی همه نوع مادر بزرگ
عینکی
مو فلفلی
پیرهن زری
در اندازه های مختلف تمام اتوماتیک و با چندین زبان با حافظه ای
که بیش از صد عدد لالایی و شعر و قصه در خود جای داده
است با خرید از ما خواب های خود را پر از بزبز قندی کنید
(شرکت مامادردر بزبز رگ رگ)
آگهی فروش
۱- شیک و با دوام
کمربند چرمی پدرم به فروش می رسد
۲- یک باب مدرسه ی دو نبش ده کلاسه باکلیه ی وسایل یک جا
به فروش می رسد
(گروهی از دانش آموزان درسخوان مدرسه ی دانش دونبش)
۳- قابل توجه دانش آموزان عزیز
تعدادی آدم آهنی خوش خط جهت انجام دادن تکالیف شما
موجود است
(میدان شوش خیابان پهلوش)
نوشته شده توسط زلزله در محل پخش آگهی
گمشده
پدر اینجانب هنگامی که با یکدیگر از خیابان عبور می کردیم
گم شده است
خواهشمندم هر کس که از وی اطلاعی دارد
هر چه زودتر به کلانتری منطقه ی ۴۰ تماس بگیرد
من در آن جا چشم به راه او هستم![]()
(پسر۴ساله ی او قلی)
نوشته شده توسط زلزله ی پلیس![]()
۴ تا واقعیت هست که شاید تا به حال بهش فکر نکرده بودی
۱- خورشید تنبل است!چون پدرم زودتر از او از خواب بیدار می شود![]()
۲- قالی چمن بافت کارخانه ی بهار است ![]()
۳- بیچاره ماهی ها!چون اشک ریختنشان را هیچ کس باور نمی کند![]()
۴- وقتی اتوبوس به ایستگاه می رسد همه به احترام او از جایشان بلند می شوند
نوشته شده توسط زلزله ی واقع بین![]()
![]()
آن سرخ قشنگ بی گناه از حوض ما برفت . نا دیده لذت عمر در ابتدای جوانی کجا برفت؟
به این وسیله به کلیه ی دوستان وآشنایان می رساند که ماهی کوچک
حوض ما دنیای آبی خود را ترک و به دنیای باقی شتافت به خاطر
همین مجلس کوچکی برگزار کردیم تا بر سر مزار او چند قطره اشک
بریزیم
زمان:بعد از ظهر پنج شنبه بعد از تعطیل شدن مدرسه
نشانی:باغچه ی خانه ی ما
ضمنا دوچرخه ی بهرام برای ایاب و ذهاب روبه روی مدرسه آماده است
حضور شما در این مجلس باعث شادی روح آن مرحوم می شود![]()
![]()
![]()
با تشکر![]()
نوشته شده توسط زلزله ی عزادار![]()
سلام
خوبین؟
من دیگه واقعا شیطونکم![]()
![]()
چون نمیشه نوشته ی هر کس به اسم خودش باشه(احتمالا اشکال از قالبه ولی من دوست ندارم عوضش کنم
) در نتیجه هر کس زیر پستش می نویسه اسمشو.
حالا یه مطلب نسبتا جالب
.
.
.
.
.
مرد این موجود بیچاره (آره جون دلش!؟!؟)
وقتی به دنیا می یاد همه حال مادرشو می رسن
.
وقتی عروسی میکنه همه میگن چه عروس خوشگلی
.
وقتی میمیره همه میگن بیچاره زنش
با سلام خدمت شما دوستان عزیز
سلامی به قطار کاروان ها .......
به عروس آسمان ها................
به قشنگی دو دیده ...................
به اهوی دویده ......................
به بهار فصل هستی .......................به تو که دوستم هستی
دیگه سلام بسه خسته شدم حالتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که فعلا خوبم(تا وقتی که برم مدرسه......)
یه شعرکه فکر نکنم بشه اسمشو شعر گذاشت:
من از عمرم چه فهمیدم نفهمیدم چه فهمیدم فقط تا ان جا فهمیدم که فهمیدم نفهمیدم
من که خییییییییلی بچه ی آروم و ساکتی هستم(آره جون خودم)اگر هم همه چیز یادم برود درس راکه بسیار شیرین و دوست داشتنی است هرگز فراموش نمی کنم![]()
خواستم در دیدار اول با شما (در خواب و خیال )او خود م بگویم:
من آدمی پر جنب و جوش - شیطون - زلزله و در مواردی که احتمال آن خیلی زیاد است جیغ جیغو هستم.علاقه ی بسیاری به درس دارم که در مدرسه همه ی آن از بین دفت و حالا از آن چیزی باقی نمانده. همیشه ی خدا با خواهر کوچکم دعوا دارم که همیشه آخرین ضربه را خودم می زنم بعد دعوایمان با دعوای کلامی ادامه پیدا می کند تا جایی که یکی از ما کوتاه بیایدکه نمی آید که در آن صورت به یک داد نیازمندیم
امیدوارم لحظات و ساعت هایی زلزله آسا
در کانون ده ریشتری خانواده
در خانه ای ضد زلزله را
بگذرانید
نوشته شده توسط زلزله جون
سلام
حالتون خوبه؟ ممنون من حالم خوبه .
مرد ها مثل :
مرد ها مثل مخلوط کن هستند: در هر خانه یکی از انها هست .ولی نه به چه درد میخوره .
مردها مثل باران بهاری هستند: هیچ وقت نمیدانید کی میایند چقدر ادامه دارند وکی قطع میشوند.
مردها مثل کامپیوتر هستند : کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ی قوی ندارند .
مردها مثل ذرت بوداده هستند : بامزه ولی هیچ وقت جای غذا رو نمی گیرند .
مردها مثل نوزاد هستند : " در اولین نگاه شیرین و با مزه ام خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت انها خسته میشوید."![]()
مردها مثل پیکان دست دوم هستند : ارزان هستند و غیر قابل اطمینان .
مردها مثل جای پارک هستند : خوب هایشان قبلا" اشغال شده و انهایی که باقیمانده اند یا کوچک اند یا جلوی درب منزل مردمجا رو اشغال کرده اند.![]()
![]()
نوشته شده توسط جیرجیرک ![]()
به نام خالق پروانه ها
سلام
امان از دست بابا ومامان
یاد آن روزی که بودم اولی
ناز و طناز وعزیز وفلفلی
شاه خانه بودم وبا داد ودود
هر چه را می خواستم اماده بود
وای به حال روزی که امد دومی
نق نقو وبد ادا و غم غمی
من وزیر گشتم وافتادم زجا
دومی به جای من گردید شاه
تا به خود ایم وخودداری کنم
سومی امد و او شد خواهرم
دختری زیبا و خوشرو مثل ماه
من وداداشم کشیدیم سوز و اه
جای سبزی و نشاط و خرمی
سر رسید از گرد راه چهارمی
دیگر ان خانه برایم تنگ شد
سبزی وگل در نگاهم سنگ شد
داشتم می کردم عادت ناگهان
پنجمی هم پا نهاد بر این جهان
بهر سوختن ۵ تن کافی نبود
ششمی هیزم شدو ما مثل دود
ناصر ومنصور و شهناز وشهین
احمد و فرهاد وهفتم هم مهین
خانمان شد در هم بر همی
سه قلو شد هشتمی ونهمی ودهمی
ای امان وای امان و ای امان
ای امان از دست بابا ومامان
بار دیگر بچه دار شد مادرم
تیم فوتبال بی کم وکسره چی بگم؟
ناصر ومنصور وشهناز وشهین
احمد وفرهادوعباس و مهین
علیمردان گل ومعصومه جان
اخری هم می شود دروازه بان![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جیرجیرک![]()
یک ساعت ویژه
مردی،دیر وقت،خسته وعصبانی از سر کار به خانه باز گشت .دم درسر ۵
ساله اش را دید که در انتظار او بود.
ــ بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
ــ بله حتما. چه سوالی؟
ــ بابا،شما برای هر ساعت کار،چه قدر پول می گیرید؟
مرد با عصبانیت پاسخ داد:((این به تو ارتباطی ندارد. چرا چنین سوالی می
کنی؟))
ــ فقط می خواهم بدانم.بگویید برای هر ساعت کار،چه قدر پول می گیرید؟
ــ اگر باید بدانی خب میگویم،۲۰ دلار.
پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود،آه کشید.سپس به مرد نگاه کرد و گفت:((می شود ۱۰ دلار به من قرض بدهید؟))
مردبیشتر عصبانی شد و گفت :((اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال، فقط این بود که پولی برای یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری ،سریع به اتاقت برو،فکر کن که چرا این قدر خود خواه هستی. من هر روز ،سخت کار می کنم و برای چنین رفتار های کودکانه ای وقت ندارم.))
پسر کوچک،آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد:((چطور به خودش اجازه می دهد برای گرفتن پول از من چنین سوالی بپرسد؟)) بعد از حدود یک ساعت ،مرد آرام تر شد و فکر کرد که شاید با پسرکوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده است. شاید واقعا چیزی بوده که او برای خریدنش به ۱۰ دلار نیاز داشته است . به خصوص این که خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش در خواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
ــ خواب هستی پسرم؟
ــ نه پدر،بیدارم
ــ فکر کردم با تو خشن رفتار کردم .امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ی ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم . بیا ،این ۱۰ دلاری که خواسته بودی .
پسرکوچولو نشست،خندید و فریاد زد :((متشکرم بابا!)) بعد دستش را زیر بالشش برد و چند اسکناس مچاله شده درآورد.
مرد وقتی دیدژسر کوچولو خودش هم پول داشته است،دوباره عصبانی شد و غر و لند کنان گفت:(( با این که خودت پول داشتی چرا باز هم پول خواستی؟))
پسر کوچولو پاسخ داد:(برای اینکه پولم کافی نبوداماالان هست حالا من ۲۰ دلار دارم توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زود تر به خانه بیایید؟ دوست دارم با شما شام بخورم ... ))



