تبليغاتX
مثل...هیچ جا
مثل...هیچ جا

به نام دهنده ی بی منت...

هی بکس!سلام..چطورید؟خوبید؟!! به به...می بینم همه چهره ها بشاش...لابد دوست دخترتو عوض کردی خوشحالی!!

من الان یه خبر خوب دارم و یه خبر بد!! اول خبر بدرو می گم بعد خبر خوبه...هر کسی که دوست داره اول خبر خوبرو بشنونه بره از پایین بخونه

خبر بد!!

دیدن بدبخت شدیم؟دیدن چه خاکی بر سر زلزله شد؟۶ روز دیگه باید بریم مدرسه...شیطونک چنگ نزن...خودتو کنترل کن...یکی بیاد این شیطونکو بگیره کشت خودشو..ایشالله غم آخرتون باشه...من این رسوایی بزرگ رو به زلزله و شیطونک و بستگانشون تسلیت می گم

زدم تو حالت؟اصلا غرضم همین بود...اصلا یه حس خیلی خوبی می شم وقتی صورتت اینجوری کش میاد..عین پنیر پیتزاایول!!!

و اما خبر خوب برای دوستای فرزانگانی خودم!!

بگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم؟

.

.

مطمئنی تحمل شنیدنشو داری؟

.

.

مدرسمون جا به جا نمی شه...کیلی لی لی لی!!

حال دست دست...زلزله شله شله...!!! دست دست...!!شیطونک باید برقصه..از آقاشون نترسه!!

و ما بر پوز این آناهیتای خائن زدیم...مرگ بر دیکتاتور چه آناهیتا باشه چه دکتر

امیدوارم نظرشون بر نگرده...

و هم اکنون این آناهیتا رو  به حال خود رها می کنیم!! تا مجازات شه!!

Dear God, Dear God
Please send clothes for all those
poor ladies in Daddy's Computer.
Amen

و هم اکنون به طرفداران جومونگی پایان این سریال بسیار بسیار بسیار بسیار زیبا و دلنشین و جالب و مردم پسند رو تسلیت عرض می کنم!! سه روز عذای عمومی!!

الان حسش نیست دیگه زر زر کنم!! حالا بعدا(!)میام بازم براتون می گم!! فعلا!!

التماس دعا

بای




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 توسط وروجک

سلام بچه ها ...حالا احوال پرسیو بی خی خی !!

اول از همه..!! مدرسمون جا به جا شد !! برید همگی بمیرید !!

این آناهیتای خائن رو هم اعدام کنید...این مثلا باید طرف ما باشه !!

ایشالله که به خاک سیاه بشینه این مدیر ما !! ایشالله موقع سریال جومونگ برق خونشون بره !! ایشالله موقعی که تو خلو(دستشویی) هست آب قطع شه !! ایشااله که موشک اوباما بخوره تو سر آموزشو پرورش اهواز !! آخه یکی نیست به این وزیر آموزشو پرورش احمق بگه..پدرت خوب مادرت خوب !! عمه ی زلزله فدات شه ...نونت کم بود آبت کم بود مدرسه عوض کردنت دیگه چی بود؟

پی سی هارو که بهمون نمی دن..کتابای کتب خونه و حتی مواد آزمایشگاهو بهمون نمی دن !!

این وزیر آموزشو پرورش یا لره یا عربه......یا با این آناهیتا یه نسبتی داره!!

حالا بریم برات قصه بگم بعدش بگیر لالا کن !! جیش بوس لالا !!

پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم
تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي…شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد…

چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود:

سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت)

حالا یکی دیگه!!

يك زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.

چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود ، تصميم گرفت براي گذراندن وقت كتابي خريداري كند. او يك بسته بيسكويت نيز خريد.

او بر روي يك صندلي دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن كتاب كرد.

در كنار او يك بسته بيسكويت بود و در كنارش مردي نشسته بود و داشت روزنامه مي خواند.

وقتي كه او نخستين بيسكويت را به دهان گذاشت ، متوجه شد كه مرد هم يك بيسكويت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

پيش خود فكر كرد: «بهتر است ناراحت نشوم ، شايد اشتباه كرده باشد.»

ولي اين ماجرا تكرار شد. هر بار كه او يك بيسكويت برمي داشت ، آن مرد هم همين كار را مي كرد. اين كار او را حسابي عصباني كرده بود ولي نمي خواست واكنش نشان دهد.

وقتي كه تنها يك بيسكويت باقي مانده بود ، پيش خود فكر كرد:

«حالا ببينم اين مرد بي ادب چه كار خواهد كرد؟»

مرد آخرين بيسكويت را نصف كرد و نصفش را خورد.

اين ديگه خيلي پررويي مي خواست!

او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام كرد كه زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن كتابش را بست ، چيزهايش را جمع و جور كرد و با نگاه تندي كه به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

وقتي داخل هواپيما روي صندلي اش نشست ، دستش را داخل ساكش كرد تا عينكش را داخل ساكش قرار دهد و ناگهان با كمال تعجب ديد كه جعبه بيسكويتش آنجاست ، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد!!

از خودش

بدش آمد . . .

يادش رفته بود كه

بيسكويتي كه خريده بود را داخل ساكش گذاشته بود.

آن مرد بيسكويتهايش را با او تقسيم كرده بود ، بدون آنكه عصباني و برآشفته شده باشد

خب برید خونتون !! دونفر دعوا شون شده من برم آشتیشون بدمبای




نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط وروجک

سلام بر همگی !! خوفید؟ سلومتید؟

آخییی. باورت نمی شه اپ کردم؟؟ این منم! خودمما! وروجکم !! آره فدام شید !اما دست پر اومدم!!

اول از همه نماز روزتون قبول باشه !! از این مه مبارک که توشیم نهایت استفاده رو بکنید ! حیفه از دست بره !

اول بزارید یک عدد دعوا ما انجام بدین !این چه وضعیه؟چرا می خوان جای مدرسه ی نازنینمونو جا به جا کنن؟ من که ناراضیم !! خیلیا ناراضین !!

می خوان ببرنمون بین پاقو کشا ... توی یه لونه موش..از همه مهم تر اینکه می خوان از راهنمایی ها جدا مون کنن !! این مهم اصلا بقیش به درک..آخه خودتون بگین حیف نیست؟ما بچه های گل و بلبل از هم جد اشیم آخه؟!!

من که خودم خیلی ناراحتم...

اصلا شما که نمی دونین این زلزله و شیطونک دارن دیوونه می شن !!

زلزله که همش خودشو چنگ می زنه !! یه روز می گه دیدی مادر بی مدرسه شدیم؟دیدی جونمو ازم گرفتن؟دیدی بیچاره شدیم؟کجایی عمه ی عزیزم که بدبختم کردن !

حالا واستون بگم از حال شیطونک!! نپرس!! نپرس!!  یه چشمش اشکه یه چشمش خون !! همش دنبال یه راه واسه خودکشیه !!

از همه بهترینشون که خودمم!! نه اینکه ناراحت باشما !! فقط یه کم احساس می کنم دارم از یه تیکه از وجودم جدا می شم

حالا یه داستان جالب براتون می ذارم !! منقلب بشید !!

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

پسرک

پسرک

پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت : ٣٥ سنت
پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:

براى من یک بستنی بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود !

حال کردید نه؟ !! اصلا ای شیطونک و ای زلزله بیاین از این بچه یاد بگیرید نصف شماهاستا !!

حالا واستون عکس بچگیای زلزله رو می ذارم !! بابا خوشتیپ

خنده دار

خب می پردازیم به بخشی از الطاف الهی در سال ۳۰۰۰

سال 3000سال 3000سال 3000بستونه

و یک عکس هم از مهر مادری !!

مادر

این دور زمونه که دید !! پاتو بزاری تو خیابون گدا بهت آویزون می شه اما گدا داریم تا گدا !! در این بخش از پست می پردازیم به طبقه بندی گدا ها !

انواع گداانواع گدا

انواع گداانواع گدا

خب از بخش عکسو از این جور چیزا میایم بیرون ! و می پردازیم به بخش دیگری از جامعه !

جومونگ !!

بازيگر نقش «جومونگ» با توضيح اين كه «يكم اكتبر «روز نظامي» در كشور كره و روز تولد اوست» گفت: چون در اين روز به دنيا آمدم پدر و مادرم نام «ايل گوك» را براي من انتخاب كردند.

به گزارش ايسنا، ‌سونگ ايل‌گوك در نشست خبري امروز 27 مرداد ماه در تالار همايش‌هاي صداوسيما با بيان اين كه «جومونگ» در كشور كره نيز واقعا معروف است ادامه داد: تا به حال چند سريال تاريخي مانند «جواهري در قصر» در كره‌جنوبي ساخته شده است، ولي مانند «جومونگ» با بازتاب مخاطب مواجه نشده است. در واقع «جومونگ» موسس سلسله گوگوريو است كه همزمان با سلسله هخامنشيان در ايران است. با ساخت اين سريال، لباس محلي آن زمان با «جومونگ» در يك سريال به نمايش درآمد.

جومونگ

جومونگ

اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني در كره پخش مي‌شود و آيا به بازي در كنار كدام يك از بازيگران بين‌المللي علاقمند است؟ اظهار كرد: اكنون متوجه شدم كه سريال «امپراتور دريا» نيز در ايران پخش شده است و از اين بابت خوشحالم. چون اين مجموعه براي من اثر مهمي محسوب مي‌شود. در كره تا به حال سريال‌هاي ايراني پخش نشده است، ولي چند فيلم سينمايي مانند «بچه‌هاي آسمان» روي آنتن رفته است.

او اضافه كرد: تمام بازيگران، كارگردانان و هنرمندان، معلم من هستند؛ و بايد از آن‌ها بياموزم. بنابراين نمي‌توانم از بين آن‌ها يك فرد را انتخاب كنم و آرزومندم كه بتوانم با همه آن‌ها همكاري كنم.

جومونگ

جومونگ

سونگ در پاسخ به اين پرسش كه آيا نسخه‌ي دوبله شده به فارسي «جومونگ» را ديده است، گفت: متاسفانه هنوز اين نسخه را نديدم. ولي علاقه‌ي زيادي به ديدن گوينده‌ي نقش «جومونگ» و شنيدن صداي او دارم.

او با اشاره به دوبله «افسانه جومونگ» به زبان چيني اظهار كرد: از طريق يكي از دوستانم متوجه شدم كه اين سريال به زبان چيني دوبله شده است. وقتي آن را ديدم برايم بسيار جالب و در عين حال خنده‌دار بود. البته كيفيت آن به گونه‌اي بود كه چند روز گريه مي‌كردم و نمي‌توانستم بخوابم. البته اميدوارم دوبله‌ي اين سريال به فارسي اين گونه نباشد.

بازيگر سريال «امپراتور بادها» درباره توليد فيلم و سريال در كره گفت: در كره در سال بيش از 100 فيلم و سريال ساخته مي‌شود كه با يكديگر رقابت دارند.

جومونگ

جومونگ

او با بيان اين كه ايران تاريخ و تمدن عظيمي دارد، اظهار كرد: من به اين مورد اهميت زيادي مي‌دهم. البته ايراني‌ها به داستان‌هاي قهرماني خيلي معروف هستند. «جومونگ» هم داستان يك قهرمان است، بنابراين بين او و داستان‌هاي ايراني شباهت‌هايي وجود دارد.

سونگ درباره‌ي علت موفقيت سريال «جومونگ» گفت: نكات مختلفي براي موفقيت اين سريال وجود دارد؛ داستان اين مجموعه يكي از آن‌ها است؛ همين مساله باعث موفقيت اين مجموعه در ايران و كره شده است.

او اضافه كرد:‌ شنيده‌ام ترافيك تهران سنگين است. البته در كره هم چنين وضعيتي وجود دارد و در زمان پخش سريال «جومونگ» اين ترافيك كاهش مي‌يابد.

اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا در زمينه تئاتر نيز فعاليت داشته و به كدام يك از رسانه‌هاي سينما،‌تئاتر و تلويزيون علاقه‌ي بيشتري دارد، گفت: متاسفانه فعاليت تئاتري نداشته‌ام. چون من در امتحان تلويزيون شركت كردم. با اين حال واقعا به فعاليت در تئاتر علاقمندم و در كنار سينما و تلويزيون براي من يكي هستند.

او در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به وجود صحنه‌هاي رزمي در سريال افسانه‌اي «جومونگ»، آيا پيش از تصويربرداري تمريناتي در اين زمينه انجام داده است، گفت: رزمي كار نيستم. ولي سه ماه پيش از بازي در اين سريال تمرينات زيادي كردم. به ويژه در زمينه اسب‌سواري؛ به طوري كه تمام صحنه‌هاي اسب‌سواري را خودم بازي كردم.

سونگ در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره اطلاع او از خودكشي پسري به خاطر سوسانو و مرگ پسري چهار ساله گفت: تسليت عرض مي‌كنم كه پسري به خاطر جومونگ و سوسانو خودكشي كرد و براي نخستين بار اين مساله را شنيدم اصلا فكر نمي‌كردم كه ديدن يك مجموعه باعث چنين اتفاقاتي شود. از طرف ديگر خوشحالم چرا كه اين مسائل نشان دهنده شهرت جومونگ و طرفداران زياد او در ايران است.

او اضافه كرد: تمام پسران كره‌يي عاشق سوسانو هستند. بنابراين به نظر مي‌آيد آنان رقباي زيادي دارند.

اين بازيگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا از وجود خيابان سئول در تهران و خيابان تهران در سئول آگاهي دارد، گفت: زماني كه ارتباط صميمانه ايران و كره آغاز شد قرار شد در كره خيابان تهران و در ايران خيابان سئول نامگذاري شود البته خيابان تهران معروف‌ترين و گران‌ترين خيابان كشور كره است.

سونگ در پايان اين نشست اظهار كرد: اگر بار ديگر به ايران دعوت شوم حتما به اين كشور سفر مي‌كنم.

به گزارش ايسنا، اين مراسم با حضور اندي كيم مديركل ال جي در ايران، حسين ديلمي رييس هيات مديره گلدايران و حسين تنهايي قائم مقام هيات مديره گلدايران برگزار شد و كيم و تنهايي در ابتداي اين مراسم درباره علت دعوت از سونگ ايل گوك به كشورمان و محصولات اين شركت سخن گفتند.

جومونگ

جومونگ

***در حاشيه:

ـ قائم مقام هيات مديره گلديران درباره برنامه‌هاي ديگر سونگ در ايران گفت: او قرار است از محك(موسسه حمايت از بيماري‌هاي سرطاني) بازديد كند. علاوه بر آن در يكي از مراسم كه با حضور عوامل دوبله‌ي سريال «افسانه جومونگ» برگزار مي‌شود،‌ ترجمه صحبت‌هاي سونگ با صداي عليرضا باشكندي ـ مدير دوبلاژ افسانه جومونگ و گوينده اين نقش ـ به استحضار شركت كنندگان مي‌رسد.

ـ گفتني است بازديد سونگ از موزه سينما و ملاقات با برخي هنرمندان كه نيكي كريمي از جمله‌ي آن‌ها است از ديگر برنامه‌هاي اين بازيگر كره‌يي در سفر به ايران است.

ـ بيش از 100 عكاس و خبرنگار براي پوشش نشست خبري سونگ ايل گوك به سالن همايش‌هاي صداوسيما آمده بودند.

ـ زماني كه سونگ پشت ميز كنفرانس مطبوعاتي قرار گرفت عكاسان او را احاطه كردند. به گونه‌اي كه او قابل رويت نبود.

ـ اندي كيم مديركل شركت ال جي در ايران از خبرنگاران پرسيد، جومونگ سنتي را بيشتر مي‌پسنديد يا تيپ به روز او را؟

اندي كيم مديركل شركت ال جي در ايران درباره اين بازيگر كره‌يي و جومونگ گفت:‌ اكنون سونگ و جومونگ به قسمتي از زندگي مردم ايران تبديل شده است. مهم‌تر از آن شخصيت سونگ و سريال جومونگ است كه با اهداف شركت ما هماهنگي زيادي دارد كه از جمله آن طراحي زيبا، تكنولوژي هوشمند و هماهنگي كامل با زندگي مردم است.

او درباره سونگ گفت: او هواداران زيادي در كشورهاي آسيايي دارد. سونگ نوه‌ي يكي از مهم‌ترين ژنرال‌هاي كره‌اي است كه جان خود را براي استقلال ميهن‌اش فدا كرد به همين دليل شخصيت او به عنوان شهروندي نمونه شناخته مي‌شود.

در ادامه تنهايي قائم مقام هيات مديره گلديران گفت: ال‌جي براي تداوم فعاليت‌هاي خود به غير از مسيرهاي مرسومي مانند خدمات و كيفيت مناسب تلاش مي‌كند به نوع ديگري با مردم تعامل داشته باشد. بنابراين حامي مالي محصولات فرهنگي مانند كلاه قرمزي و سروناز در سينما قدس و گروه آرين بوده است. در حال حاضر نيز با توجه به استقبال مردم از سريال افسانه‌اي جومونگ، سونگ را به ايران دعوت كرديم تا با شادي‌ و استقبال مردم از سريال افسانه‌اي جومونگ و اين بازيگر همگام باشيم.

او خبر داد: فيلمي مستند از ابتداي ورود تا خروج سونگ از ايران تهيه و براي همه مشتريان خود ارسال مي‌كنيم و علاقمندان هم مي‌توانند در اين زمينه به سايت گلدايران مراجعه كنند. اميدواريم كه سفر سونگ به ايران همكاري‌هاي بيشتري بين كشور ايران و كره به وجود آورد.

ـ از اين بازيگر درباره علاقه خود به ورزش و رنگ‌هاي قرمز و آبي پرسيده شد كه پاسخ داد: عاشق ورزش كردن هستم و در مواقع بيكاري حدود شش ساعت به اين كار مي‌پردازم. از ميان رنگ‌ها هم به آبي علاقمندم و هم قرمز و موقع ورزش يا كاملا آبي مي‌پوشم يا كاملا قرمز. البته رنگ مشكي را هم دوست دارم.

ـ اين كنفرانس خبري قرار بود ساعت 14 آغاز شود ولي با يك ساعت و 35 تاخير ساعت 15 و 35 شروع شد كه استقبال مردم از اين هنرمند يكي از دلايل اين تاخير عنوان شد.

ـ پشت در تالار همايش‌هاي صداوسيما چند تن از علاقمندان اين بازيگر كره‌اي با در دست داشتن گل‌هايي مشتاقانه انتظار خروج او را از اين مكان مي‌كشيدند اما در نهايت موفق به دادن گل‌ها و گرفتن امضاء نشدند.

اینم واسه افرادی جومونگی از جمله خودم !!اگه جومونگو نمی بینی نصف عمرت بر فناست !!(خطاب به شیطونک)

خب دیگه بستونه !! بقیش تو اپ بعدی فعلا بابای!!

 

 




نوشته شده در تاريخ جمعه ششم شهریور 1388 توسط وروجک

به آسمان نگاه می کنم تورا می بینم..به زمین نگاه می کنم تورا می بینم..به دریا نگاه می کنم تورا می بینم..به صحرا نگاه می کنم تورا می بینم...به دفترم نگاه می کنم تورا می بینم..به کیفم نگاه می کنم تورا میبینم..به مدادم نگاه می کنم تورا می بینم...اااااااا...نگا تو دستشویی هم هستی...اونجا چیکار می کنی..زشته بیا بیرون

سلام دوستان...ااا...چرا دمپایی پرت می کنی؟خوب به من چه..امتحانا شروع شده..هیچکس وقت نمی کنه بیا دنت..وای..!!! چه خشن!!!

می بینم که به دوران تهوع آور شروع امتحانات نزدیک می شویم...به به..از قیافت معلوم که خیلی خوشحالی...!! مشخصهولی اینو بدون که آدم با همین سختی ها بزرگ می شه!!

الان من به شدت خوابم میاد..اما دیدم اینجا تار عنکبوت زده گفتم بیام یه خونه تکونی بکنم...!!

خب درساتونو خوب خوندین؟نچ نچ نچ..اصلا تو پای نت چیکار می کنی؟مگه درس نداری؟بچه از راه بدر شد..پاشو..پاشو....دیگه بسته..برو درس بخون منم میرم...بای




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 توسط وروجک

سلام بر همگی....آخ آخ آخ....باشه بابا ولم کن دیگه اینقدر فشارم نده..می دونم از دیدنم خیلی خوشحالی...ول کن حالا...اه....باشه باشه..دفعه ی بعد اینقدر در نگرانی نمی ذارمت...ول میکنی یا بزنم فکتو له کنم؟؟؟

سلام بر همگی..حالتون خوبه؟دماغتون چاقه؟...ای من از این مدل سلام کردن حالم بهم می خوره

چه خبرا؟چیکارا می کنین با غم هجران من؟می دونم که خیلی سخت بوده..اشکالی نداره پیش میاد

حالا من مطلب درست و حسابی داسه آپ ندارم که خودتون به کوچیکی خودتون ببخشین!!

حالا در این بخش من براتون بیوگرافی ساسی مانکنو می ذارم برین حالشو نبرین

ساسان معروف به ساسی مانکن 21 سالشه و متولد 20 آبان سال 1365 میباشد
دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه نبوی قزوین میباشد و اصالتا بچه اهوازه


نظرش هم در مورد رپ فارسی اینه که رپ فارسی خوبه حال میده
غذای مورد علاقش قرمه سبزی
تیم مورد علاقش استقلال
رنگ مورد علاقش آبی
از علی نصیریان و مهناز هم خوشش میاد

بهترین آهنگی که خوندی کدوم بوده گفت : آهنگ حالا برقص

اینم آیدی ساسان : sasy_mankan021

اسمش ساسان هست...فامیلیش حیدری...لقبش رو هم که همه میدونن:ساسی مانکن...
بیوگرافی ساسی مانکن
الان دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هست...۲۱ سالشه...

رپ خوندن رو از ۱۷ سالگی شروع کرده و استارت کار حرفه ایش با آهنگ مغرور نیستم بوده...حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین...به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده...

خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره...رنگ مورد علاقش آبی کمرنگ هست...

در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد...

نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!!
بله...از زیر زبون این آقا ساسان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم...اول از همه گفت پگاه...انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست...بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم...

وای وای وای....بیچاره چه خوش اشتهاست..آخی

بابای




نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 توسط وروجک

سلام

خوبین!؟ چه خبرا؟

آخی! چقدر دلتون واسه اپهای من تنگ شده بود. چقدر دلتون واسه احوال پرسی هام، واسه خنده هام -واسه خودم- تنگ شده بود! در حقیقت این منم که باید معذرت بخوام که حواسم نبود که جون هزاران هزار نفر انسان تو این دنیا به من بسته است. باید زودتر می فهمیدم که زندگی بدون من واسه هیچکدومتون معنا نداره

انقدر ذوق زده نشوزیاد تو آفتاب وایسادم!حالا راستشو بگین ببینم تلفات هم داشتیم یا نه!؟مجروح؟ زخمی؟ دور از جون مرده!؟ نداشتیم؟حیف شد

نگا نگا!!!! دهنش همینجور باز مونده زشته سرتو بنداز پایین اول باید با مامان بابام صحبت کنی من که از زیر بته به عمل نیومدم اول اونا اجازه بدن بعد من

بریم سراغ آپ

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه” راننده جواب داد: “واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!


شرمنده حسش نیست که طولش بدم همین بستونه
الان به شدت افسردم
از فردا باید بریم مدرسه
تسلیت
بای



نوشته شده در تاريخ جمعه نهم اسفند 1387 توسط وروجک

سلام علیک!!!!!

اوا خاک عالم!!!چرا دمپایی پرت می کنی؟؟؟وا خانم فحش نده..خیلی وقت نیست که نیومدم...وای نگاه چه جوری چسبیده به شیشه ی مانیتور می دونم از برگشتنم خیلی خیلی خوشحالی حالا نمی خواد اینجوری شیشه رو کثیف کنی

 بابا یکم از اون مانیتور فاصله بگیر چشات ضعیف میشه خونش میفته گردن من! خودمم بابا! پیدام شد دیگه..چیکار کنم خب...کلا" کم آن شدم...هر وقت هم آن شدم نتونستم بیام اپ کنم...آخه من که اپ هام ۵ دقه ای نیستن که!!
حیف که دلم نمیاد سرکار بزارمت...کاملا احساس کردم که وقتی عنوانو دیدی مشغولیات فکریت رفت بالا...عاشق شدم؟ ...جوک میگی؟  نه بابا! یکم فکر کنی جریان میاد دستت....آها! آفرین

مردیم از بس خاک خوردیم...شام خاک...ناهار خاک....همش خاک

حالا که معما طرح می کنم ببینم کی می تونه جوابش بده

یه توپ دارم قلقلیه، زرد و سفید و آبیه، سرویس می زنیم هوا می ره، نمی دونی تا کجا میره!! من این توپو نداشتم، تو باشگاه اسم نوشتم، بابام بهم هدیه داد، یه توپ قلقلی داد!

X = نوع توپ

حالا در اینجا من سه نکته اعلام می کنم:

اول اینکه مجهول را بیابید!!!!
دوم اینکه من یه سوال ذهنم رو مشغول کرده که سراینده ی شعر شاهکار توپ قلقلی (!) مشکل بزرگ در شعر رو چطوری انقدر ساده رها کرده تا ما نسل به نسل این کلمات اشتباه را بازخوانی کنیم! (اوههوووو) ببین شاعر میگه من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم... که با توجه به این بیت هدیه باید کادوی کارنامه یا هدیه ی نمره ی 20 باشه! در صورتی که شاعر مصراع بعد اعلام می دارد که توپ مذکوره عیدی بوده است! حالا پیدا کنید پرتقال فروش را! هدیه (توپ قلقلی معروف) عیدی بوده یا کادوی نمره ی خوب؟!

خب دیگه بریم سراغ آپ

لطیفه هست زیاد جدی نگیر
اینو میگم چون شاید،شاید خدایی نکرده اقایون ناراحت بشن
ميخواهيم در مورد 11 ايراد اصلي پسرها صحبت کنيم. ميدونيد , بررسي ايرادهاي يه پسر از
ديد يه دختر کار مشکليه (مخصوصاً اگه خودت پسر باشي)! يه سري ايراد هستن که ربطي به جنسيت آدمها ندارن, مثل خالي بندي , بدقولي و ترسو بودن. يه سري ايرادها هم هستن که به جنسيت ربط دارن , اما کاريشون نميشه کرد, مثل غيرت و حسادت تو آقايون. اين ايرادها غريزين و اگه من بخوام صد سال اينجا جيغ و داد کنم هيچ تاثيري نداره , يعني اگه آدم بخواد بگه که مثلاً غيرتي بودن تو پسرها يه ايراده مثل اينه که بخواد بگه ريش در آوردن تو پسرها يه ايراده !!! البته خوب ايرادهاي غريزي تو آدمها کم و زياد دارن که بستگي به شخصيت و تربيت دوران کودکيشون داره و باز هم نميشه کاريش کرد . خلاصه ايرادهاي عمومي و مشترک تو پسرها, مصداق آش کشک خاله رو داره (بخوري پاته , نخوري پاته!). اما يه سري چيزا هست که قابل برطرف کردنه و بودنشون تو يه پسر , کاملاً عيب و ايراد به حساب مياد. خوب,
بزارين بدون مقدمه برم و اون ايرادها رو بنويسم …

1- خودستايي :
99.99% پسرها به اين درد مبتلا هستند. دائم دارن در مورد خودشون و شاهکارهاشون حرف ميزنن. طوري که آدم فکرميکنه پسرها به جاي شکم مادر, احتمالاً از دماغ فيل به دنيا اومدن. بيماري خودستايي در پسرها کاملاً ريشه تاريخي و اسطوره اي داره و هميشه هم دخترها رو آزار داده ( افسانه معروف نارسيس). پسرها وقتي به يه دختر ميرسن هميشه درحال حماسه سرايي در مورد خودشون هستن و خودشون رو موجودات بي عيب و نقصي جلوه ميدن که بايد روي سر گذاشت و حلوا حلوا کرد . آقايون! برادران! داداش من ! بس کن ! باور کن هرچقدر خودتو پائين تر بياري و سعي کني خاکي تر و خودموني تر و در دسترس تر باشي , براي همه, چه دختر و چه پسر جذاب تر و محبوب تري . هيچ دختري دوست نداره که با پسري دوست باشه که دائم در مورد خودش , استعدادش, گيتارش, ماشينش, سگش , وبلاگش و هزار و يک چيز ديگه رجز ميخونه ! باور کن که اگه يه خورده هم از اون برج عاجت بياي پائين و واقعي تر و خودموني تر باشي , خيلي راحت تر
ميتوني اعتماد و دوستي دخترها رو بدست بياري .

2- يه گوش در و يه گوش دروازه :
خانمهايي که اينو ميخونين , اگه بهتون بگم که در 70% زماني که شماها دارين با پسرها حرف ميزنيد , اونا اصلاً صداي شما رو هم نميشنون , باورتون ميشه؟! متاسفانه اکثر پسرها به اين عادت بد مبتلا هستند که موقعي که يه دختر با اونها داره حرف ميزنه , دارن به يه چيزه ديگه فکر ميکنن . فهميدن اين موضوع خيلي راحته , شما دارين مثلاً راجع به جشن تولدتون حرف ميزنين و دوست پسر شما هم با يه حالت رمانتيک داره “مثلاً” به حرف شما گوش ميده و گاهي وقتها هم يه “آره, خوب, بعدش” هم تحويلتون ميده , اما وقتي حرفتون تموم شد , ايشون يهو ميپرسن “راستي جشن تولدت چي شد !؟ ” . من نتونستم بفهمم که اين عادت غريزيه يا اينکه قابل درمانه , اما به نظرم اگه آدم دلش بخواد ميتونه به حرف ديگران توجه کنه . خلاصه توصيه من به پسرها اينه که يا ياد بگيرن که همزمان دو سه تا کار رو تو مغزشون انجام بدن (که بتونن به حرف دخترها هم توجه کنن ) يا اينکه جدي جدي به حرف دخترها گوش کنن . باور کنيد خيلي کار بديه که آدم بياد و کلي حرف واسه يه نفر بزنه و بعدش بفهمه طرف اصلاً گوش نميداده … من اگه جاي دخترها بودم با لنگه کفش ميکوبيدم تو مغز اون پسر !

3-زل زدن به بقيه دخترها :
بعضي از پسرها واقعاً روي هرچي هواپيماي جاسوسي رو کم کردن , چشم و گردنشون به صورت کاملاً اتوماتيک به سمت هر دختري که تا شعاع 150 متريشون مياد برميگرده و انگار دارن طرف رو با نگاهشون ميخورن ! از همه بدتر اينه که اين کارو جلوي دوست دخترشون انجام ميدن و از اون خيلي خيلي بدتر اينه که بعد از اينکه خوب ديد زدن يه “آه ه ه ه ” غمناک ميکشن !!!! اي بابا , شما ديگه کي هستين !؟ يه دختر بيچاره ريخت قناس شما رو تحمل ميکنه و باهاتون مثلاً مياد بيرون که شما اينو تحويلش بدين !؟ ببينيد, من خودم هم پسرم, ميدونم که منظور خاصي ندارين و همينجوري ناخودآگاه توجهتون جلب ميشه, اما حداقل ظاهر رو که ميتونيد حفظ کنيد؟ لزومي نداره گردنتونو 180 درجه بچرخونيد يا اينکه تو خيابون برين تو باند مخالف تا بتونيد فلان دختر رو بهتر ديد بزنيد. همينکه فقط با چشم يه نگاه کوتاه بندازين کافيه… وسط خيابون کاري که نميتونيد بکنيد پس چرا سرکه نقد رو به خاطر حلواي نسيه از دست ميدين؟ اگه دوستتون به همون نگاه هم حساسه, يه راه حل آسون داره, يه عينک آفتابي کاملاً تيره (مدل ماتريکسي که کاملاً چشم رو بپوشونه )==> بخرين و بزنيد , اينجوري کسي نميتونه حرکات چشم شما رو متوجه بشه , هم شما ضايع نشدين , هم اون مشکل غريزي حل شده …

4- بي کلاس بودن :
اين يکي هم خيلي ميتونه آزار دهنده باشه , متاسفانه اکثر پسرهاي اين دوره زمونه , نه حرف زدن , نه راه رفتن, نه غذا خوردن و نه رفتار درست با يک خانم رو بلدن. ياد بگيرين که هميشه مثل يه جنتلمن رفتار کنيد. اين جمله معروفه که براي دخترها يه آدمکش مودب و باکلاس از يه شاهزاده بي ادب و بينزاکت جذاب تره! جنتلمن بودن يه سري قواعد ساده و آسون داره که واقعاً با تمرين کردن ميشه يادشون گرفت و بهشون عادت کرد. هيچ وقت جلوتر از يه دختر راه نريد. موقع سوار ماشين شدن در رو براشون باز کنيد. قبل از اونها رو صندلي نشينيد. وقتي که تو خيابون راه ميريد اونها بايد سمت پياده رو باشن و شما سمت خيابون. موقع حرف زدن, هر چقدر هم که خودموني باشين , کلمات رکيک به کار نبريد . با صداي بلند حرف نزنيد و نخنديد . بي سر و صدا و تميز غذا بخوريد . اگه سيگاري هستين , بدون اجازه اونها سيگار نکشيد . روي زمين تف نکنيد … و هزار و يک نکته ديگه . اينو بدونيد که با کلاس بودن به هيچ وجه علامت زن ذليل بودن و اين چيزها نيست . برعکس , ابهتي که پسرهاي جنتلمن دارن باعث ميشه که دخترها به صورت اتوماتيک تابع اونها بشن و ميشه گفت يه جورايي محو شخصيت اونها بشن . ميگين نه !؟ امتحان کنيد

5-نق نق کردن :
بسياري از پسرها هيچ هنري ندارن به جز ناله و زاري از همه چيز و همه کس ! دائم در حال ايراد گرفتن و بدو بيراه گفتن به زمين و آسمان و آدمها و چپ و راست و غيره و ذالک هستن . آدم يه ماه باهاشون باشه , انقدر انرژي منفي بهش تزريق ميکنن که ميره و خودکشي ميکنه . پسرهاي عزيز, انقدر نق نق نکنيد و براي دخترها لوس بازي درنيارين . نق نق کردن به تدريج تبديل به عادت ميشه و شما رو شبيه به پيرمردهاي غرغرو ميکنه . سعي کنيد يه کم مثبت فکر کنيد و نيمه پر ليوان رو هم ببينيد . يه پسر بايد با روحيه خوب و قدرت تحملش در مقابل مشکلات به يه دختر قوت قلب و آرامش بده , نه اينکه همش منفي بافي کنه و آدم ضعيف و بي چاره اي به نظر بياد . يادتون باشه که اصولاً مشکل رو براي مرد ساختن و آدم بدون مشکل رو فقط ميشه توي قبر پيدا کرد . مطمئن باشين که به هر کس به اندازه نيرويي که داره مشکل داده ميشه و هيچ کس بيشتر از توانائيش مشکل نداره . اگه جاي دخترها بودين و کلي مشکل جسمي و روحي سالانه و ماهانه داشتين و يا اينکه هزار و يک محدوديت و تبعيض احمقانه بهتون تحميل شده بود چکار ميکردين !؟ واسه من خيلي عجيبه که پسرها نسبت به دخترها خيلي ناراضي تر و نااميد تر هستن , درحالي که تقريباً داره بهشون خوش ميگذره !!!

6-تندروي :
يكي از ايرادهاي پسرها اينست كه در ابتدايي آشنايي با يك دختر حتي وقتي بار اول و دومشان هم نباشد ? خيلي عجول پيش مي روند … همون روزهاي اول 1000 تا سوال مي پرسند و خيلي هول هستند كه روابط را صميمانه تر كنند ولي اين افراط منتهي به تفريط ميشه … خيلي خوشايند نيست كه فرصت نمي دهند تا سير طبيعي آشنايي به دوستي و بعد صميميت برسد … اين سرعت عمل خيلي زود همه چيز را عادي و كسل كننده مي كند .

7-جدي نگرفتن دخترها :
هنوز هم خيلي از پسرها معتقدند راجع به مسائل جدي منطقي نبايد با دوست دخترشون حرف بزنند انگار كه اين جنس لطيف ازين بحث هاي جدي خراش بر مي دارد … اگر از حرف هاي محبت آميز دوستانه بگذرند شروع مي كنند به تعريف وقايع بي اهميت روزمره كه همه در مورد شخص خودشون ?تعريف ديگران از ايشان و البته دلاوري ها و جوانمردي هاي بي شمارشون …و اگر راجع به يك بحث جدي يا موضوع اجتماعي سخن به ميان بياد يا قضيه را شخصي تلقي مي كنند و يا خيلي سريع از موضوع عبور مي كنند . و البته قصدشان اينست كه افكار ظريف دوست دخترشان را از تهاجم افكار خشن حفظ كنند و اگر خيلي مودب باشند سكوت مي كنند و در اولين فرصت بحث را عوض مي كنند و معتقدند تا مسائل جالبي مثل دوستي و عشق و از همه مهمتر خود آنها هست چرا وقتشون رو هدر بدهند .

8-وعده هاي سرخرمن :
مطمئناً اين چيزي نيست كه دختري تجربه نكرده باشد من آمار دقيقي ندارم اما همه كساني كه من مي شناسم اين ليف به تنشان خورده … پسرها وقتي شاد مي شوند و يا حس مي كنند كه شادي دوست دخترشان كم شده به اين حربه متوسل مي شوند و بدون در نظر گرفتن امكانات و تواناييشان وعده مي دهند و جالب اينجاست كه در آن لحظه اصلا قصد فريب دادن و يا خلف وعده ندارند اما بعداً هي دعا مي كنند كه از يادش برود يا اينقدر مودب باشد كه به روي مبارك نياورد … و بعد از مدتي از ياد خودشان هم ميرود اما افسوس كه از ياد دوست دخترشان نخواهد رفت حتي اگر برويتان نياورد اين را به حسابتان مي نويسد و وقتي تكرار شد كم كم اعتمادش را به شما از دست مي دهد … راه حل قضيه خيلي ساده است هرگز وعده هيچ چيز را ندهيد . اصلاً لزومي ندارد كه كاري كه مي خواهيد فردا براي دوست دخترتان انجام بدهيد ازامروز بگوييد …فايده اينكار اينست كه شما در انجام آن كار مختار هستيد و اگر به دليلي منصرف شديد يا به تعويق افتاد احساس شرمساري نمي كنيد و براي انجام آن هم وظيفه نداريد چون وعده اي نداديد . دوست دخترتان هم از پيش منتظر نمي ماند و در صورت تعويق وعده از شما نااميد نمي شود كه توانايي انجام وعده هايي كه مي دهيد نداريد در عوض سورپريز مي شود . باور كنيد هيچ دختري ازينكه به او وعده شادي بخشي نداديد از شما گله نخواهد كرد . پس وجه خود را به خطر نياندازيد .

9-صداقت زيادي :
بعضي از پسرها صداقت را با آزار و اذيت اشتباه مي گيرندو از روي صميميت تمام جزييات عشق اولشان يا حتي عشق هاي بعدي را براي دوست دخترشان شرح مي دهند و اينكه چقدر مورد بي وفايي و بي توجهي قرار گرفتند و دل نازكشون چقدر آسيب ديده … و با صداقت هرچه بيشتر تمام آنچه كه هر لحظه بشون گذشته را تشريح مي كنند . اينكه چطور عاشق شدند چقدر فداكاري كردند و هميشه هم اضافه مي كنند كه قصد ازدواج داشتند و عشقشون كاملا پاك بوده … و صداقت و مظلوميت خودشون رو چنان اثبات مي كنند كه دل سنگ آب بشه . باور كنيد هيچ دختري دوست نداره شرح سوزناك عاشقي دوست پسرش را بشنود .اين كار اعتماد دوست دخترتان به شما را نه تنها زياد نمي كند .شما را ضعيف و نخواستني جلوه مي دهد و اينكه احتمالاً شما با جنس مخالف مشكل داريد و بهشون بدبين شديد و اين خيلي ميتونه روي قضاوت دوست دخترتون تاثير بد بگذاره .

10-مقايسه :
بعضي از پسرها مدام در حال مقايسه زنهاي محبوب زندگيشون (به جز مادرشون كه قابل قياس با هيچ بشري نيست ) با دوست دخترشون هستند …اين زن محبوب ممكن زن تنها برادرش باشه كه خيلي باكلاس و مورد تاييد و توجه كل فاميل يا خاله جوان و مجردش باشه يا حتي عشق اولشون باشه كه خيلي روي ذهنشون تاثير گذاشته …اصلا مهم نيست كه اين زن محبوب كيه و از كجا امده ولي توانايش در جلب نظر مثبت آنقدر بوده كه هر از چند گاهي دوست دختر شون بايد به شرح فضايلشون گوش بده … باور كنيد اينكه خاله شما گيتاريست يا دخترخالتون خيلي قشنگ مي رقصد به دوست دخترتون مربوط نيست . از همه بدتر اينكه بعضي پسرها برخلاف دسته اول از بقيه دخترها و خانمها در حضوردوست دخترشون بدگويي مي كنند . ازاندام و ظاهر لباس تا رفتار و حركات و … حتي كوچكترين ايرادها رو به زبون ميارند و درحقيقت نشان مي دهند كه چطور همه خانمها را زير ذره بين كاملاً بررسي مي كنند و مدام هم نتيجه بررسي ها را به اطلاع دوست دخترشون مي رسانند يا صفات جور واجور روي دخترها مي گذارند .اينكار در جمع پسرها جالب اما جلوي دوست دخترتون به صرف اينكه خيلي صميمي هستيد و اين حرفها را با هم نداريد به بقيه دخترها متلك نگوييد . ممكن است دوست دختر شما در ظاهر بخندد اما اين لبخند رضايت نيست … باور كنيد .

11-نجيب يا نانجيب :
بعضي پسرها تكليفشان را با مساله نجابت معلوم نمي كنند و هميشه مشغول گيج كردن سايرين هستند. خصوصاً دوست دخترشون… اگر پاي صحبت اين پسرها بشيني هميشه دم از روشنفكري? روابط آزاد و سالم و… مي زنند وقتي با دختري دوست مي شوند مدام به بهانه هاي گوناگون اين قضيه آزادي روابط را جلو مي كشند و همه سعي شان در اين است كه خيلي دوست دخترشان با آنها احساس راحتي كند و خيلي هم احساس روشنفكري مي كنند . اما اگر بخواهند يك دختر نجيب را تصوير كنند آن دختر به احتمال قوي ? دوست دخترشان نيست ? بلكه دختري است كه دوست پسر ندارد !!! اشتباهي كه بيشتر پسرها مي كنند اشاره به اين نكته است . اگر دوست نداريد آغازگر جنگ جهاني باشيد زودتر تكليف خودتون رو روشن كنيد

خب دیگه

یاحق




نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1387 توسط وروجک

سلام بر همگی !!!! انشالله که خوبید....

من نویسنده ی جدیدم ! همسن و هم مدرسه ای زلزله و شیطونکم !! البته هم مدرسه ای بودن ما همانا و تفاوت های ما همانا !!! زمین تا آسمون با هم فرق داریم از لباس و کفشو کیف گرفته تا اخلاقو رفتارو کردار !!!!

البته من یه از هر نظر که بگین سر ترما!!! اصلا  قابل مقایسه نیستیم !!! لونا باید بیان جلو من لنگ بندازن!

می دونم از شدت هیجان دماغت داره شیشه مانیتورو سوراخ می کنه...! اما فایده نداره من خیلی ازت دورم

حالا میریم سراغ آپمون...تو اولین آپم می وام ببینم هوش کسایی که میان اینجا کنگر می خورن لنگر می ندازن چقدره !!!

تا اون خنگو کودنا رو با یه لگد بفرستم جایی که لایقشن

میریم سراغ مسابقه ...!

جوايز نفيس اين مسابقه:

1- 4 عدد كمك هزينه سفر به مركز سمپاد اهواز.

2- 5 عدد بليط رفت و برگشت اتوبوس درجه يك از ميدان گلستان تا ميدان شهداء.

3- يك تور تفريحي ، سياحتي و ... در مدارس فرزانگان و شهيدبهشتي.

4- يك صندوق 10*5 cm پر از اسكناس 2000 ريالي.

شرايط شركت در مسابقه:

1- عكس 3*2 به اندازه لازم.

2- فتوكپي شناسنامه به ميزان دلخواه.

3- كارت ملي 5 عدد.

توضيح مسابقه:

تفاوت اين دو عكس را در تكه كاغذي نوشته و به آدرس وبلاگ پست كنيد.هركس تفاوت بيشتري را بيان كند بيشتر برنده است.

 

                        

نكات قابل توجه:

1- الويت برنده شدن با سمپاديان و دوستان و آشنايان است. لطفا اعتراض نفرماييد.

2- هرگونه تشابه بين اين عكس ها و اشخاص ديگر كاملا عمدي است.

3- نرسيدن هدايا به دست برندگان مشكل ما نيست بلكه مشكل خودشان است.

خب امیدوارم از پس این آزمون دشوارو طاقت فرسا با موفقیت بر بیاین!!!

بای تا های !!




نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم دی 1387 توسط وروجک
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   نويسندگان

   پيوند ها

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دريافت کد فالگيري

منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس