سلام به روی ماهم ! ![]()
به چشمونه سیاهم ! ![]()
اصلا حوصله احوال پرسی ندارم حالم خوب نیس !!! فهمییدددییی ؟!! ![]()
الان به شدت دیوونه م که اومدم آپ کنم !!
امتحان شیمیمو خوب ندادم
سرم داره میترکه !
دلم داره میپکه ! ![]()
خوب ولش الان اینجا رو آب میبره !
خوب ۲ : !!! تو این پست چند تا عکسو دو سه تا مطلب کوچکولو ئه خیلی جالبن میزارم !
فهلا اینو بخونین فقط گیج نشین .............. !!
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه(!!!) نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت............................................. !! ![]()
![]()
این خیلی جالبه من که خیلی خوشم اومد خصوصا قسمت پسراش ! ![]()
ممکنه خونده باشین تا حالا اگه نخوندین بخونین نخوندین هم به درک مهم نیست !!!
24 ساعت از زندگی دخترا
5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..
6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .
7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!
8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و...
9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)
10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .
11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .
12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )
1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .
2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!
3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!
4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.
5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.
6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.
7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.
8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.
9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)
10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!
2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.
۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!
24 ساعت از زندگی پسرا!؟
8 صبح: تو رخت خواب…..
9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….
10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)
11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)
12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!
1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه
2 ظهر:ماماااااااااااااان …..ناهار
3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟
4عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟
5 عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی
چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطهتو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم
به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد…)
7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …
8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!
9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..
10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…
2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)
هر هر هر ! بخند بچه ضایع نشه ! ![]()
و امممممممماااااااااااااااا !! مواد لازم برای تهیه ی یک وبلاگ عاشقانه ! ![]()
ـ موجود عاشق:پسر یا دختر یا دوجنسی تفاوت چندانی ندارد,مهم این است که یا دلی داده باشد یا دلی را ستانده باشد.
ـ عشق:گزینه مورد نظر باید بسیار قوی و جانگداز باشد و از عشق های ضعیفی مثل عشق های موجود در چت و خیابان و عشق به همسر,مطالب قوی بیرون نمی آید.
ـ قالب وبلاگ:بهترین آن,قالبی است که قلب از سر و روی آن ببارد.مهم نیست که شما بتوانید مطالب وبلاگ را بخوانید,مهم این است که قلب در سایز های مختلف را نظاره کنید.در بعضی موارد,آماتورها از قالبهای دیگری مثل گل(به صورت خاص گل رز)و رنگهای صورتی نیز استفاده می کنند.دختر بچه ای با موهای طلایی,دامنی تا زانو و شاخه گل یا قلبی در دست,جزیی لاینفک از قالب وبلاگ می باشد.
ـ مطالب عاشقانه:هر گونه نوشته ای که کلمه عشق در گوشه ای از آن گنجانده شده باشد.نمونه ها را با هم مرور می کنیم:
نمونه اول:مطالب آه در بیار
گفتم دوست دارم,نگاهی بهم کرد و گفت چند تا؟دستام را آوردم بالا و تمام انگشتهای دستام را بهش نشان دادم اما اون کف دستم را نگاه کرد که خالی بود!!!
کهنه فروش داد می زد:چراغ شکسته می خریم,کفشای پاره می خریم,بی اختیار داد زدم:قلب شکسته چطور,آن را هم می خری؟!!!
ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟منم مکثی کردمو گفتم زندگیمو. . . ! اونم قهر کرد و رفت ، آخه نمیدونست که همه زندگیمه!!!
نمونه دوم:(+۱۸)مطالب بی ناموسی
دوست دارم سپیده دم با بوسه بیدارم کنی
دوست دارم سر بذارم روی شونه هات خوابم کنی
بییییپ بیییپ بییییپ لبت بیییپ بیییپ
بییییپ بیییپ بیییپ لبم بیییپ بیییپ
نمونه سوم:نام بردن از معجزات عشق
می گویند شیشه ها احساس ندارند,اما وقتی روی شیشه بخار گرفته ای نوشتم:دوست دارم,آرام گریست!!
می گویند شقایق ها نمی میرند,تا مرگ شقایق ها دوست دارم!!
نمونه چهارم:فنا شدن در راه عشق
اگر تو دنیا می توانستم چیز دیگه ای باشم,می خواستم اشک تو باشم,که تو چشمات متولد بشم,روی گونه هات زندگی کنم و روی لبهات بمیرم!
نمونه پنجم:
تاکید عجیب و غریب بر روی جملاتی مانند عشق از یک نگاه آغاز شد,عشق فرمانده همه احساسات است و.....
نمونه ششم:جملات پند آمیز
راستی بچه ها,عشقتون پاک باشه!(در مایه های شبها,مسواک یادتون نره)
عاشق آن نیست که زند لاف محبت
مرد آن است که لب بندد و بازو گشاید
نمونه هفتم:خیانت
دلواپس و بی تابم باز امشب هم بیدارم
ازت خبر ندارم تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم چشام همش به ساعته
می پرسم این چه حسیه یکی میگه خیانته
پ.ن:به هیچ عنوان خواننده این شعر م.چ نمی باشد و امکان ندارد که این ترانه در فیلم ع.س (با بازی ب.ر و آن عنصر معدوم الحال فرار کرده به خارج گ.ف )خوانده شده باشد.
نمونه هشتم:مطالب طنز
این روزها عاشق ها به جای شعر حافظ,برای همدیگر ساسی مانکن می خوانند!
ـ عکس:
.قلب در حالتهای مختلف:قلب عادی,قلب تیر خورده,قلب خونی,قلب تپنده,قلب زیر پا له شده,قلب از سینه در آورده شده.....
.دختر در حالتهای مختلف:دختر گریان,دختر لب ساحل,دختر چشم به راه,دختر چسبیده به پنجره...
.آغوش:آغوش باز,آغوش بسته
.چشم:چشم ریمیل زده,چشم منتظر,چشم نگران,چشم اشک ریزان...
_موزیک پس زمینه
تجربه ثابت کرده است که خواننده هایی مانند کامران و هومن,محسن یگانه,محسن چاووشی به خوبی قادر به سرازیر کردن اشک خواننده وبلاگ می باشند.
ـ فال حافظ
نکته جالب این جاست که تمامی فالها به عشق و عاشقی ختم می شود!
_مرحله نهایی
هم اکنون نوبت برداشت محصول می باشد.شما باید به وبلاگهای دیگر سر زده و با گفتن وبلاگ خوبی داری,به وبلاگ ما هم سر بزن,فرد مورد نظر را به خواندن وبلاگ عاشقانه خود تشویق کنید.![]()
و اما حالا نظر شما را به یک خبر دلخراش جلب مینماییم !!!!!
یك جوان یاسوجی به خاطر علاقه به «سوسانو» هنرپیشه زن سریال جومونگ و مخالفت پدرش برای ازدواج با این زن ، اقدام به خودكشی كرد!!!!به گزارش دنانیوز، این جوان كه پس از تماشای سریال جومونگ بشدت به سوسانو علاقهمند شده بود و قصد ازدواج با او را داشت، هنگامی كه خانوادهاش را از این تصمیم مطلع كرد، با مخالفت آنها روبهرو شد. جوان یاسوجی از پدرش خواست تا با فروش گوسفندانش هزینه سفر وی به كشور كره و یافتن سوسانو را تامین كند(!!!) و زمانی كه متوجه شد خانوادهاش حاضر به فروش گوسفندان نیستند، با خوردن قرص اقدام به خودكشی كرد. به دنبال این ماجرا، والدین جوان عاشق پیشه او را به بیمارستان منتقل كردند و با تلاش پزشكان، او از مرگ حتمی نجات یافت. پدر این جوان در ارتباط با این موضوع گفت: پسرم تصور میكرد براحتی میتواند به كشور كره سفر و با هنرپیشه زن این سریال ازدواج كند و زمانی كه به وی گفتم مبلغ فروش كل گوسفندان كه تمام دارایی من است كمتر از یك میلیون تومان است، او نیز در اقدامی عجیب دست به خودكشی زد و اگر كمی دیر به بیمارستان میرسید، به طور حتم جان خود را از دست میداد. آخرین خبرها از وضعیت جسمانی جوان یاسوجی حاكی است كه حال وی رو به بهبود است و از مرگ حتمی نجات یافته است.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پ.ن ۱ : عسکا رو دیگه نمیزارم چون خیلی زیاد میشه ممکنه بگه حجمش زیاده ثبت نکنه !
پ.ن ۲ : فک کنم تو عمرم آپ به این طولانی نکرده بودم!
پ.ن ۳ : یه عکس مورد دار تو ادامه مطلب گذاشتم !
اگه فک می کنی جنبشو داری برو ببین !
انقدا هم مورد دار نیستا ! با مزه س یکم !!!! ![]()


