ســـــــــــــــــــــلام!
یا خوبین یا بدین دیگه ! چه کاریه بیام بپرسم خوبین ؟!!!!!
من همینجا از صمیم قلب ابراز همدردی میکنم با تهرانیا اگه احیانا خدایی نکرده زبونم لال بپکه چشم حسود ذره ای خاک در حلق مبارکشون وارد شده !!!!!!!!!
واقعا جای تاسف داره که ما همیشه ی خدا خاک میخوریم ( گویا دارای خاک شش می باشیم! ) روزایی که هوا از خاک مه میشه جلو شو آدم به زور میبینه میریم بیرون .. مدرسه یا بقیه سرکار اون وقت کک آقایون محترم نمیگذه!! (شایدم نمیگزه!) باید تا نصفه شب بمونیم بیدار کلی نذر و نیاز و دعا بلکه اعلام کنن تعطیله!! (اون وقت میگن چرا دانش آموزا شبا زود نمیخوابن!!!!) اون وقت دو دونه خاک رفته تهران خودشونو از ناراحتی نزدیک بود جر بدن! دو روز تعطیل کردن!! تو تلوزیون زرتو زرت برنامه میزاشتن هوا خرابه از خونه نرین بیرون ماکس بزنین! ( دقیقا ماکس! ) اخبار نشون داد هوا رو والا من خاکی ندیدم!! اون وقت اینجا ۹ برابر حد معمول خاک هستش صداشون در نمیاد!! دهه !!!!!!!!!
خوب بیخیال ! از این فضا بیایم بیرون! الان داغ می کنم!
داستان سیندرلا ورژن ۲۰۰۹ رو واستون میزارم بخونین تا با پیشرفت های عصر جدید بیشتر آشنا بشین! ![]()
سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد .
بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟
سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) .
خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن می خوام ..... مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟.........
شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم .....
مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟ .......
شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم ......
مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم .
خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟
روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) .
صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد .... سیندرلا گفت : سلام....... فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟ ...... سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم .......فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟
فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدوحلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ .... فرشته : بعله می خوره .....سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای.
فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟....... سیندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟..... سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم......
فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بود و داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد .
سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم.....فرشته : چرا نمیری؟........ سیندرلا : آبروم می ره.......
فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم ....... سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره !!!!!
شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد .
سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو می گیری ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سیندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالی که چشماش از خوش حالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم 37 باشه.
خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم ، به هیچ خری هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا ... داماد و ببوس یالا ...
سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند.
اینم سوالات آیین نامه ی رانندگی!!!!!
(توجه داشته باشید پاسخ به این سوالا نیازمند هوش سرشار و تجارب کثیر میباشد!
)
سوال آیین نامه رانندگی :
۱. در پشت سر یه دوچرخه سوار در حال رانندگی هستید ،قصد گردش به راست دارید ، چكار میكنید ؟
الف ـ سرمون رو از شیشه میاریم بیرون میگیم هوووو بـــره مگه كوری برو اونور دیگه !
ب ـ به موازات دوچرخه سوار حركت میكنیم و یه هو میپیچیم جلوش تا حالش گرفته شه.
ج ـ پشت سرش یه بوق خفن میزنیم تا هُل شه و بخوره زمین و بعد از روش رد میشید طوری كه مخش بپاشه بیرون
د ـ با ماشین میكوبیم بهش تا بیفته زمین و بعد از رو مخش رد میشیم .
۲ . از یه خیابان فرعی میخواهید وارد خیابان اصلی شوید. چرا باید بیش از همه مواظب موتور سیكلت سوارها باشید ؟
الف ـ چون همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو تقاطع .
ب ـ چون سهمیه بنزینشون كمتره و گناه دارن .
ج ـ چون خیلی كوچیك هستند و ما ریز میبینیمشون .
د ـ ممكنه موتور پلیس باشه ، بعد آب بیار و حوض خالی كن.
۳ . در كدام محل است كه نباید پارك كنید ؟
الف ـ پاركینگ طبقاتی رایگان الماس شهر .
ب ـ پاركینگ عمومی پارك ملت .
ج ـ دم در خونه مادر زن.
د ـ دم در خونه مادر شوهر.
۴. خط ممتد دوگانه به چه معناست؟
الف ـ برای تاكید اینكه دو خط موازی هیچوقت به هم نمیرسن.
ب ـ به معنی اینكه باید این دو خط رو بگیری همینجوری بری .
ج ـ یعنی اینكه دور زدن ممنوع ولی... یه دفعه میتونید دور بزنید كه حال همه گرفته بشه .
د ـ یعنی موش تو سوراخ نمیرفت وقتی میرفت جمعه میرفت.
۵ . وقتی چراغ زرد رو دیدید باید چه كار كنید؟
الف ـ اگر حتی 1 ثانیه هم مونده تا چراغ قرمز بشه گازشو بگیرید و برید.
ب ـ اول یواش برید بعد كه دیدید كسی حواسش نیست بازم گازش رو بگیرید و برید.
ج ـ یعنی چیزی دیگه به اتمام كارت سوختت نمونده..براتون متاسفم
د ـ هیچ خطری شما رو تهدید نمیكنه پس با خیال راحت گازتون رو تا ته بگیرید و برید.
۶ . به هنگام تركیدن لاستیك كدام مورد را باید انجام بدید ؟
الف ـ مثل زنها جیغ میكشید و از پنجره میپرید بیرون....
ب ـ خونسردیتون رو حفظ میكنید و بوسیله یه ستون ماشین رو متوقف میكنید( یعنی خودتونو میكوبید به ستون)
ج ـ فرمون رو بچسبید و ول نكنید تا ماشین مثل بچه آدم خودش وایسته.
د ـ چشماتون رو میبندید و به خدا توكل میكنید!
۷ . در حال نزدیك شدن به خط كشی عابر پیاده هستید . عابرین منتظرند تا عبور كنند.چه مواردی را باید انجام دهید ؟
الف ـ بیخیال عابر بابا....عابر كیلو چنده .بزن برو..
ب ـ با همون سرعت یه دفعه از بغلشون رد میشید تا بترسند و شما حالشو ببرید.
ج ـ اگه دیدید خیلی پرروین، میاید پایین و بعد از چند تا ناسزا بارشون كردن ، تا جایی كه میخورن میزنینشون.
د ـ از كنارشون با سرعت رد میشید و بهشون میگید : ..{....}...!!!
بلوتوث!![]()

بدون شرح!

این عکسه هم خیلی جالبه . موس رو بزار بالای عکس بعد بکش پایین جوری که عکسو انتخاب کنی مثله وقتی که میخوای یه متنی رو کپی کنی ..... اون وقت ببین چی میبینی!!

کفت برید ؟
دلتو صابون نزن قصد ازدواج نداره! ![]()
•:*¨`*:•. .•:*¨`*:•.•:*¨`*:•. .•:*¨`*:•.•:*¨`*:•*¨`*:•.•:*¨`*:•.
پ.ن : خدا بیامرزه پدر هر کیو که یه کاری کرده گوشی که وصل بشه به پی سی شارج بشه!![]()
شیطونک: انگاری جدی جدی میخوان مدرسمونو جا به جا کنن!!!!!!!!!!!!
جون عمه هاتون( این عمه نه خنگ!!! همون عمه!!!
) دعا کنین جا به جا نشه!
بهشتی ها هر گوری میخوان برن! اما من مدرسمونو دوست دارم!![]()


